Skip to playerSkip to main content
"از چه کسی در برابر چه کسی محافظت می‌کنید؟" وحشی گفت. «از خیابان‌ها؟ یا خیابان‌ها را از ما؟»

علی که در چهار سالگی از یک خانواده‌ی اصیل ربوده شده و سر از خیابان‌ها درآورده بود، پس از هفده سال، با نام یامان به خانه بازمی‌گردد.
این داستان، روایت تلاش این جوان برای بازساختن هویت خود به‌عنوان «یامان علی» است.

مشخصات:
تهیه‌کنندگان: فاتح آکسوی و مهمت یگیت آلپ
شرکت تهیه‌کننده: NTC مدیا
کارگردان: م. چاعاتای تُسون
داستان/فیلمنامه: یکتا تورون
هماهنگ‌کننده‌ کل: امل کورت
تهیه‌کننده اجرایی: جنک یِنگین
موسیقی: اِندر گوندوزلو
ژانر: درام

#سریالها #Yabani

Category

📺
TV
Transcript
00:02ببینی اینجا یه مرزه هایی داره که آشقشون میشه
00:05خیلی خوشمد
00:30آسی
00:33آخه داداش من
00:35آخه آسی اینجا چی کار داره آلاز
00:38یه نگاه دروبرت بنداز
00:39دختره هر هفته زنگ میزنه
00:41میگه حالم خوبه کسی که حالش خوبه
00:43اینجا چی کار میکنه
00:44اینجا رو ببین اینجا رو ببین
00:46شاید چه میدونم آین خوندرم اصلا گذاشته کنار
00:51کنار نذاشته
00:53میدونم
00:55اینجا از کجا میدونم
00:58یه صدایی از درونم میگه
01:05اینه هم اصلا به تو چه
01:07گامشو برا راحتم بذار
01:09اوویل کن درونتو
01:11بلم کن من نمیام
01:12باشه بلم کن
01:13در من تازه اومده
01:14دیوانش نکنیم باشه بیه بریم اونجا
01:16زود باشه
01:17برای من نمیام
01:17حالا زود باشه
01:18برای گفتنی نمیام
01:19حالا
01:20بسر حواستت به دست بالتون باشه
01:24با من بودی بچه دارتی
01:28با من بود آلاست
01:31ببینده داشت ما نمال درده سر میسیم
01:33با تو بودم چی شده
01:36بچه جم
01:37تو اول را رفتن توی هد بگی
01:40بعد با چار تو گسفن بیار روبروی من بایست
01:45نشنفتم چی گفتی
01:46یه بار دیگه بگو
01:47خیره خواهم آقا آه
01:48خاطی نکن دیگه آروم باشه
01:50خیلی باشه
01:50تو هم درون در وردی باست من
01:54بله متاسفب
01:56بله متاسفه
01:57بله متاسفه
02:00بله کدران تو دهدیار بایست
02:04بایست
02:05یامو
02:06باشید
02:08بشید
02:08بایست
02:11بایست
02:11بایست
02:41موسیقی
02:59موسیقی
03:10موسیقی
03:10امیر جان
03:12امیر جان
03:13خواهی سازیزم
03:15سلام آقا کچولو
03:17چطوری؟
03:22ببخشید یه دفعه فرار کرد اومد اینجا
03:24بیا عزیزم بیا بقله من با هم بریم باشه
03:27اسم منم سرحانه
03:29از آشنایید خوشبخته
03:32امیر
03:34مامانجون
03:36امیر
03:37نگرا نباشید رابطا با بچه ها خیلی خوبه
03:39بیا مامانجون
03:41بیا عزیزم
03:42بیا مامانجون
03:43آره اشخه
03:44مادرها همیشه مراقب بچه هاشون هستن
03:46راستش در واقع منم یه پسر دارم
03:52بهت گفته بودم که دیگه نباید اشتبایی بکنی درسته؟
03:55بعدم به حسابت میرستم
03:56اشخه
03:57حالا باید بریم بخوابین باشه
04:00بیا همیر
04:00برای
04:02باید بریم برای بخوابین
04:04شب خیلی رزیزم
04:05شب مصدمیه بچه حق داره که عصبی بشه
04:09عادت نداره این موقع شب کسی بیاد خونمو
04:12طبیعتم مام همینجار
04:13ببخشید که این وقت شب مزاهمتو شدن
04:16ولی موضوع خیلی مهم نیه
04:18برای همینه من نتونستم
04:20صب کنم شرمنده
04:33بفرمه میرون صحبت کنیم
05:09ازتون خواهش میکنم دوباره به پیشنهادم فکر کنین
05:15اگه روی رقمش تردید دارین
05:17اصلا مشکلی نیست
05:18حتما
05:18یه راهی پیدا میکنیم که هر دو طرف راضی بشن
05:22این شراکت برای شما خیلی خوب میشه
05:27به وکیلتون خیلی واضح گفتیم که هیچ علاقه هی به خرید صحامتون نداریم
05:32بی خود زحمت کشیدین و تا اینجا اومدین آقا سران
05:36امیدوارم به زودی یه شریک خوب برای خودتون پیدا کنین
05:42اگه کار دیگه این ندارین
05:54حیف شد
05:55در حالی که من فکر میکردم این شراکت خوبی میشه
06:00چون به هر حال
06:02هر دومون قربانی سای سالانه هستیم
06:06درسته میگن؟
06:12باشه
06:16تصمیم با شما هست
06:50منم خودمو گل میزنم میگم بچه هام عوض شدن
06:54کجا عوض شدن؟
06:55کجا عوض شدن؟
06:57از روز اول باید زخم هان سمان کنم
06:59بیه ببینم
07:02پسرم شما احمقی؟
07:04باز قبلا برای کاراتون یه دلیلی داشتین
07:07ولی الان چی میخوایین بگین؟
07:08نمیفهمم چرا تو خیابون مردم ها میگیرین میزنی؟
07:11زبون من مدرورد ولی تو نشنیدی
07:13یک کم آروم بگیرین دیگه بسرم
07:15خواهش میکنم آروم بگیرین
07:16بابا جو
07:17حالمون خوبه چند تا خراشه دیگه
07:19برحال من هم آدمیم دیگه هم هم خوب میشه
07:21چند تا خراشه؟
07:22این سربه هایی که خوردین میتونست
07:24واسطون خطر جانی داشته باشین
07:26میفهمین دیگه؟
07:27نه از کجا بفهمین
07:28اگه میفهمیدین دوانه میشهد
07:30شما این نصیت ها رو واسه آقا آلاز نیهدنی لطفا
07:33اگه همینطوری ادامه بده
07:34به زودی جای دن دماغش با هم دیگه عوض میشه
07:37بهت گفتم دست از سرم برداردادش
07:51بگه شما
07:54چیه خنده داره؟
07:56به چی داری میخندی؟
07:59این که هنوز
08:00یه چیزای عوض نشده
08:02خیلی خوبه مامان
08:03منظوره چیه؟
08:05مگه چی عوض شده؟
08:10چی عوض شده؟
08:13میفهمم که یه چیزی دون هست
08:15ولی نمیفهمم اون چیه
08:17چیزی نشده
08:18همه چیز مثل قبل مامان
08:20ما هنوز هم زد و خورد دوست داریم
08:22دخترت هم هنوز همونیه که بود
08:24خب
08:25تو یه چیز مهم میخواستی به ما بگین
08:28واسه همین گفتی بیایم اینجا
08:29هنوز نگفتی
08:30بفرما
08:33میشنویم
08:35ما داریم اززواج میکنیم
08:37چی؟
08:38چی؟
08:43فردا
08:44فردا
08:45یعنی همین فردا
08:47به این زودی؟
08:48آره
08:49کارا رو شروع کن دیگه
08:52به جمعمون خوش اومدی؟
08:54دیگه نیازی نیست به هیچ چیزی فکر کنی؟
08:56مامانم همه چیزی برات برنامه ریزی میکنه
08:59مابا جون این
09:00واقعا خبر خوبیه
09:02من
09:02خیلی خوشحال شدم
09:04مردتون تبریک میگم جدی میگم
09:05میبینم که اصلا وقت
09:06تلف نمی کنی؟
09:08نه ای پابا
09:09حالا از
09:09من به گوان پیشنهاد اززواج دادم
09:12من میخوام باشه اززواج کنم
09:14شخی کردم
09:16واقعا خوشحال شدم
09:18آخه کدوم مرد گندهیه که
09:19از ازدواج مامانش خوشحال نشه
09:22نه؟
09:25تبریک میگم
09:26اگه لحظه صحب کنی
09:28لحظه باییز ها از زنان بگم
09:29آرایشت با منه
09:30خب؟
09:32به نظرتون بریم
09:33خرید کنی
09:34مینم که خدارشوک حد وسط نداره
09:37یه چیزی بپرسن
09:38علت این خوشحالی مسخری تو چیه؟
09:42اگر جانت خیلی قشنگ عزیزم
09:45ولی من میخوام ساده باشه
09:46نگاه نکنین اینجوری میفرمایم
09:48ولی در نهایت زیباترین خانم جی هم میشه
09:51که این زور باشه
09:57چه خبره؟
09:59مامان جون ببین
10:00خطران شما قشنگ دارین
10:03روز دنیا باشیم
10:04باقی هم راست میگم
10:07اینجوری طریقی میکنیم
10:08کنی خیگه بستتونه
10:10از زست هر دوتاتون
10:13خیلی اصابانیم بسته
10:15الان این موضوع تموم نشده
10:17میریم خونه حرف میزنیم
10:18امشب میام خونه چند تا وسیله دارم
10:20که میخوام اونارم بردارم
10:22ولی باید
10:22نه نمیشه
10:23نه نمیشه
10:24آخه واسه چی نمیشه؟
10:25چرا؟
10:27مگه هنوز سمپاشی تموم نشده؟
10:28تموم نشده مامان
10:29یعنی چی؟
10:30دارین چی کار میکنین؟
10:31مگه اجدهات و خونمون داریم؟
10:33دارین اونو از بین میبرین؟
10:34خب رسش بامان تو قرار بود بگی
10:36تو میدنستی
10:37تو خودت به موزی رسیدگی کردی
10:39بگو دیگه
10:40زود باش
10:40بگو
10:41بگین پسرها
10:42به مادرتون بگین
10:44چرا نمیتونیم برین خونتون
10:51چرا؟
10:54هشرات
10:57بله
10:58یعنی ما
10:59رفته بودیم خونه
11:01همه جا پر از هشره بود
11:03ما بانی فقط بازیاشون
11:05مارده بودن
11:06برای همین
11:07دوباره شرکیات اومد سمپاشی کرد
11:10بله
11:11خیلی هشره های بزرگی بودن با ما
11:13حتی تو هم ازشون میترسیدی
11:15تازه وضع خونه خیلی برمیخترست
11:17من آلازم خب میریم هوتل
11:19دقیقه
11:19هشره های بزرگی اومدن
11:22پس یعنی نمیشه رفته
11:23شما هم برین هوتل بمونیم
11:26ولی الان من خیلی کنچکاوم
11:30رویا کجاست؟
11:32مثلا میتونین برین خونه رویا اینا
11:36یا این که
11:39آسی کجاست؟
11:52جسورم که پیدش نیست
11:54این بچه ها کجاست؟
12:00یکی نمیخواد جواب بده
12:04باشه پس من شروع میکنم
12:06جسور حالش خیلی خوبه
12:08این روزا سرش شلوقه
12:09کار میکنه
12:10برای همینم نتونست بیاد دیدنه
12:13از ما دوزی میکنی مردیکه؟
12:15اک میکنی ما نمیفهمید؟
12:21دونش بیای خدا هستم اگه هست چیزی دستیده باشم
12:24خدا لحنتم کنه اگه دستی کرده باشم
12:26به مفت نزن مردیکه
12:28بیس گرم از جنس ها کمه
12:29اگه تو دست نباشی نزدیکتر این آدم به تو دسته
12:38خیلی خوب باشه
12:39ولی حتما میاد دیگه
12:41آره آره حتما میاد
12:42باشه
12:45خیلی خواهب آسی کجاست
12:49اخ
12:50این نگاه خوب میشناسم
12:52بازم یه کاری کرده دیگه آره
12:55پسرم تو چرا اینطوری میکنی
12:57چرا بدون آسیب زدن
12:59نمیتونی کسی رو دوست داشته باشی
13:01مامان آسی رفت
13:06کجا رفت
13:11انگلیس
13:13چرا
13:15برای آموزش موسیقی
13:25خیلی مذارت میخواب
13:29خوغان مذارت میخواب
13:33عزیزم
13:34ولی یه چیزی بهت بگم
13:37من بهت افتخار میکنم
13:39چون
13:40برای اینکه آسیب تونه کاری که دوست داره رو انجام بده مقابلش
13:45نشوای نستدی کنارش بودی بهش کامک کردی
13:48این خیلی خوبه عزیزم
13:50آفرین به سرم
13:52مطمئنم همونقد که تو دلت با زمون تنگ شده اونم دلش برای تو تنگ شده
14:06آره دیگه خیلی خواب
14:11رویا چی کار میکنه؟
14:13هم؟
14:14جهان بزرگ شده؟
14:15حالش چطوره؟
14:17نمیدونم
14:18حتما حالشون خوبه
14:21یعنی چی نمیدونم؟
14:24نمیدونم دیگه ماما نمیدونم
14:25نمیدونم چه اتفاقی افتد
14:28رویا گزش رفت
14:31اصلا باور نمی کنم
14:33اون هم چین کاری نمی کنه
14:35یه نامه نوشته
14:37و بدون این که پای سرش هم نگاه کنه
14:39گزش رفت
14:41گویا دیدن من باعث یادوری خاطرات تلخ میشه
14:47وقتی منو میبینه نمیتونه تعمال کنه
14:51انگار من باعث همین اتفاقات بد بودم
14:53همه یه تخصیرات و انداخت کردن من و گزش رفت
15:03ببین پسرم
15:04اتفاقای بدی و سهی رویا افتاد
15:07گاهی آدم ها به خاطر این که بتونن اتفاقایی که براشون افتاده رو هز میکنن به زمان نیاز دارن
15:12شاید الان همون زمانه
15:14بعدش برمیگرده پیشت و همه چیز مثل قبل میشه
15:18البته اگه بتونه یامانو اینجا پیدا کنه
15:20منظوره چی؟
15:23آله هست؟
15:24چه خبر شده پسرم؟
15:26چه خبر شده؟
15:28چیزی نشده چیز مهم نیست
15:31فقط میخوام یکم از اینجا دور باشم و اوزاینم استراحت کنه به خدا همه
15:37آخه چرا؟
15:39این دیگه از کجا در اومد کجا میخواهی بری؟
15:43مامانچو مگه من بچم آخه؟
15:45برحال خب میتونم از خودم مراقبت کنم
15:47تو چرا انقدر نگرانی؟
15:48ببین تو اینجایی؟
15:50جات هم که هم نه
15:54منو ویل کنید
15:56بذارید یکم زندگی کنم
15:58ای بابا
16:03تقدری بسرم
16:11چیه بابا چی میخوای؟
16:12اومدم خونه جدید
16:14گفتم بهت خبر بدن
16:15خب چی کار کنم؟ به من چه مربوطه؟
16:17برای همین زنگ زدی؟
16:18نه نه نه
16:21اگه یه وقتی خواسته بیای
16:23اتاق تو آماده است دخترم
16:27نمیخوام بابا
16:31دخترم
16:31چلا بیا داری میریم
16:34اون علازه؟
16:35آره اگه علاز به فهم به هم زنگ زدی خیلی بد میشه بابا
16:39زمنان اینقدر به من زنگ نزن بسته دیگه
16:47اتاق آلازم آماده است
16:52به سلامت بچه ها
16:53میبینم اتون
16:54بابا
16:55این واقعا خبر خیلی خوبیه
16:57من با سه هر دوتون خیلی خوشحاله
17:00همیشه لکه خیلی خوشبخت بشید
17:01قبل از عقد مادرت باید همه چیو بفهمه
17:06واقعا؟
17:07تو بهترین روز زندگیش باشه؟
17:10خب میگیم یعنی تو میگیم
17:12تعریف میکنی من تعریف میکنم و هرچی
17:15بعد از این که بفهمه من چطور آدمی هستم
17:18داریم به مادرت دروغ میکیم
17:20حد اقل فرصت انتخاب کردن رو ازش نگیریم
17:25بگیریم پسرم؟
17:27بابا
17:28مامانم تو رو دوست داریم
17:31دیگه چیزی به اسم من نیست
17:32گوانه قبلی نیست
17:34زندگیمون مثل قبلی نیست
17:35ایچی مثل بزرشت نیست
17:36تو بهترین پدر دنیایی
17:39مثل مرد دوستش داریم
17:40تو این دنیا هیچ کس بیشتر از تو نمیتونه مامان من خوشبخت کنه
17:44نیامان
17:44بابا
17:45تو فقط یه چیزی کم داشتی
17:47که اونم الان تو خونت
17:51اینسان چی کار کنه؟
17:53با وجود یه دروغ بله بگه
17:57خوشبختیش رو روی بازیایی که ما میکنیم بسازه
18:00نمیشه
18:02نتونستن از مادرت مراقبت کنم
18:04حد دقیقا این کار رو باید بگنم
18:07برای همین قبل از عقدی ها شما با مادرتون عرف میزنیم
18:12یا من
18:14تصمیم با شماست
18:17حالا دیگه
18:33این دیگه کیه؟
18:35تا بیخ گوشمون اومده؟
18:36بذار آشناتون کنم برادر
18:38همسایی جدیدته
18:39یه ایوان کامله
18:41به سلامتی و مبارکی
18:42خنده داره؟
18:43ولی ها به من ربطی نداره
18:44آلاست جانا
18:45ولی
18:45خب من که دیگه دارم میرم
18:50خب به مامانم که گفتیم دیگه
18:52بعدا این همه چی واسهش تعریف میکنم
18:55آماده میشه اما با این عروسک میرم
18:57میرم هر جا که دلم بخواد
18:59خوبه
19:02بسته کم یکیمون میتونه
19:05خیال بافی کنه
19:07خیال نیست پسر
19:10واقعیت
19:12مگه نه؟
19:13خوش کنم؟
19:14مگه نه عزیز؟
19:16باشه
19:17ما زحمت نشم دادشی
19:18یعنی اگه این عروسک بتونه
19:20کار بکنه
19:21کار میکنه پسر
19:24من فقط یه چیزی رو نمیفهمم
19:26این درست میشه اما نمیدارم
19:28یه دفعه چه اتفاقی میفته خراب میشه
19:31نمیفهمم واقعا
19:32اما من
19:33خب میدونی به این عروسکی که
19:35میبینی اعتماد دارم بسرد
19:37ما قرار دنیا رو بگردیم
19:39یعنی من و اون میگردیم
19:42خب شاید هم اون و من نمیدونم
19:45زود باش عروسکم
19:47زود باش من رو خجالت زده نکن
19:50زود باش من رو ناراد نکن دیگه
19:55من خب چرا نمیتونم تو رو درست کنم آخه
19:58چرا نمیتونم دردت رو بفهمم
20:05من نمیتونم این کار رو با حد بکنم
20:07اگه بچه رو میخوای نمیتونم مانعت بشم
20:10از اینجا برو
20:12ببینسته اگه بخوای من کنارت میمونم
20:15بعد بچه رو با هم
20:16بچه ای درکار نیست
20:18یعنی چی نیست
20:21چون سقتش کردم
20:22حق داشتیم
20:24کسی که نمیدونه چی میخواد
20:26و مدام مثل بچه ها نق میزنه
20:28بچه میخواد چی کار کنه
20:30وقتی همه داشتن سعی میکردن
20:32واقعیت رو به هم نشون بدن
20:34بی خودی دنبالت را افتادم
20:37من این دفعه
20:38این بی انصافی رو در حق خودم نکردم
20:44زدش کردم تمام شد
21:13الو
21:15آسی
21:21دختر
21:22تو میخوایی ما رو سکته بدی؟
21:26من که قرار نبود هر هفته زنگ بزنیم
21:29با جسور حرف زدم با اونم زنگ نزدی کجایی تو هست انا؟
21:32چیزی نیست یا من
21:34از یه جا موندن خسته شدم شهر ما عوض کردم برای همین نتونستم زنگ بزنم تو چطوری؟ جسور چطوره؟
21:41من خوبم جسورم خوبه
21:43ما رو بلکن ببینم همه چی رو به راه چی کار میکنی؟
21:47کجایی؟
21:48یه جایی که دریا داره از همون دریاهایی که تو اکسو هست
21:52اطرافش پر از درخته، یه جایی دینچه آروم و ساکت
21:56اگه جسور میدید میگفت خیلی داره بهت خوش میگذره یعنی همچین جاییه
21:59ضمنان سریع توی کافم کار پیده کردم
22:02صاحب جایی که کار میکنم هم آدم خیلی خوبیه
22:05اصلا مشکلی باهاش ندارم
22:08یه پیر زنه خیلی مهربونه ولی من بهش گفتم اگه حسلم سر بره میذارم میرم
22:14یه مدت دیگه اینجا هستم، یعنی حالم خوبه
22:18آسی
22:23به نصر احتیه کم تونانی نشده
22:26ببین درکت میکنم
22:27نخواستی کم زهرت استراحت کنه اما
22:37دلمون برا تنگ شد
22:47داختم بیا بیرون دیگه، سود باش
22:49آسی، اون کیه؟
22:51چی شده؟ چی میگه؟
22:54یامان، من بهت زنگ میزنم باشه
22:56صاحب مغاز قضا آماده کرده، به جسورم سلام برسون زنگ میزنم خدافز
23:02باشه، سلامت باشه
23:18چی میگه؟ چرا بهت زنگ نزده؟
23:22رفته بیرون از شهر
23:29خب
23:32یه جایی کنار دریان
23:35یکی پیشش بداره؟
23:39کی بود؟
23:46صاحبه جایی که کار میکنه
23:53اسمشو نگفت؟
23:55اسم اون مردکو نگفت؟
23:57نگفت
23:59یه پیر زن آلاست
24:14داداشی؟
24:15بشین
24:18بگو آسی کجاست؟
24:20ببینید شهرشو عوض نکرده میدونم
24:23حسش میکنم اینجاست نرفته
24:28برای چی اینجوری نگام میکنی؟
24:30میخوای بهت التماس کنم؟
24:44من نتونستم دوستش داشته باشم
24:46مثل آدم نتونستم
24:52ترسیدم
24:55ترسیدم به یه آدمی مثل بابا مدرشم
24:59ترسیدم ها از دختر فرار کردم
25:01ولی باور کن مثل سک پشیمونم
25:07حتی یه لحظم
25:09نمیتونم آسی و فراموش کنم
25:13من دارم میمیرم
25:17بدون اون هر روز
25:19هر روز بیشتر میمیرم
25:21ببینید
25:23جایی نمونده که نگشته باشم
25:25به آدمی نمونده که ازش نپرسیده باشم
25:27حالا بگو آسی کجا هست
25:30حالا آسمن نمیدونم
25:31اینقدر دروغ تحبیل من نده
25:33کردی من خیلی خوشم یاد به دروغ بکن
25:35برو دعا کن
25:37برو دعا کن که برادر منی
25:41ما به خاطر تو نمیتونیم خوهرمونو ببینیم پسر
25:44وگرنه خیلی وقت پیش کشته بودمت
25:49منو جسور هر روز
25:51هر روز از خودمون
25:53میپرسیم که این دختر کجا هست
25:54حالش خوب هست
25:55جایی واسه خوابیدن داره
25:56سیر سرش بالش از گرس نست یا سیره
25:59نمیتونیم از این دختر خبر بگیریم پسر
26:01فقط صداشه که میشرویم
26:03اونم اگه زنگ بزنه
26:06اگه دوتا سآل ازش بپرسیم
26:09نمیدونیم
26:09میتونیم صفامویو بپرسیم یا نه
26:12واسه اینکه ممکنه به ترسه و فرار مکنه
26:19موسیقی
26:20موسیقی
26:29موسیقی
26:30موسیقی
26:46به خود قسم می کنم دادش
26:49اگه بدونم آسی کجاست
26:52اول از همه می آم به خود تو می کنم
26:54قسم می کنم
26:56می کنم برو خارق قلطی دوست داری بکن
26:59می کنم برو دخترن رو برد روی رسا نمی کن
27:01ولی نمی دونم پسر به خودم
27:03ببین به خودا قسم من هیچی نمی دونم
27:06خودا لانتم کنه اگه بدونم آبتو چیزی نکن
27:40بهتر قبول کنیم
27:45شیو
27:49ما رو ترک کردن بزن
27:51ما رو واقعا ترک کردن
27:54اما خب تو
27:56من حقمه اینو صد بار گفتم
27:59نگفتم
28:02ما رو ترک کردن بزن
28:07گذاشتن رفتم
28:11روی اصلا منو دوست نداشتن
28:13نمی جواستن
28:19آسی منو دوست داشت
28:23خیلی هم دوست داشت
28:27ولی من لیاغت دوست داشتنشو نداشتم
28:33من که لیاغت دوست داشتن رو داشتم چی شد
28:36چه یعوض شد
28:37نتیجه شکی
28:41یعنی چه
28:44یعنی
28:50شاید چیزی به اسم عشق وجود نداره
28:58یعنی ارزش این همه گذاشت رو نداره
29:04شاید هم
29:11شاید هم
29:17اما درم خیلی با سشتن شد
29:27به نظرم خودمونو گل نزد
29:29مثل دیوان عاشقی
29:34عاشقی
29:48آله هست
29:52گمشو برو بگیر بخواب
29:54وقتی منو نگیر
30:00پس میگی برم عشقمو تو خواب ببینم
30:06مقافه ده
Comments

Recommended