00:00طرف منو از خونه بیرون کرد
00:01شما رفتین ازش کمک خواستین
00:03الان فکر میکنه من پرستادمتون
00:05به خدا این فکر رو نکرد
00:07این دوستمون اونقدر خوب حفظت که نگو گفت
00:10فقط خدا زمین نمیخوره
00:13ببین تو گفتی شاید
00:15شما هم یه روز بیافتین
00:17نکنه جانو خانوم به خاطر این افتاده
00:20وای خیریه
00:22از دست تو خیریه
00:23چرا؟
00:23طرف داره با مرگ می جنگ تو چی میگی
00:26منا ببین
00:27شاید شنیده که شرمین خانوم بیدار شده
00:30برای همین ترسید و از پله ها افتاده پایین
00:34حتما شرمین خانوم این بلا رو سرش آورده
00:37چرا این حرف رو میزنی؟
00:40چون که
00:41وقتی شرمین خانوم داشت
00:42با پولیس میرفت اومد زمگوش من
00:44گفت که اگه جانان خانوم واسه پولیس
00:46تعریف کنه چی دیده
00:47گفت اگه جانان خانوم بهشون بگه چی دیده
00:50منم بهشون میگم شما اومدیم خونم
00:53اگه جانان خانوم چیزی که دیده رو بگه
00:57شرمین خانوم فهمیده که جانان خانوم یه چیزی رو دیده
01:00خب پس شرمین خانوم
01:03جانان خانومو حل داده
01:10تو چی دیدی جانان خانوم
01:22خانوم
Comments