Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
خلاصه داستان
فریحا دختری در یک خانواده فقیر زندگی می‌کند که سرایدار آپارتمانی در یک محله بالانشین در شهر استانبول است. ماجرا از آنجا آغاز می‌شود که فریحا در دانشگاه قبول می‌شود و با ثروتمندترین و مشهورترین پسر دانشگاه آشنا می‌شود. فریحا شروع به دروغ گفتن می‌کند و عاشق امیر می‌شود و وقتی که دروغ‌های فریحا برملا می‌شود امیر از او متنفر می‌شود و…

ازیگران:
هازل کایا
وحیده پرچین
چاتای اولوسوی
متین چکمز
جیدا آتش
صدف شاهین
یوسف آک‌گون
دنیز اوگور

Category

📺
TV
Transcript
00:00برو برو
00:02اوف بازی آوانتاج رو از دست دادم
00:05ناراحت نش
00:06وقتی تو بچه بودی ما آتاری بازی می کردیم
00:10حلکه که سوپر ماریو رو تموم نکردم
00:12اوه سوپر ماریو؟
00:15تو تترسم بازی کردی
00:25فکر کردی من بچم؟
00:27چی؟
00:28تو که هنوز بازی رو شروع نکردی
00:30بازی هنوز استابه
00:33منم آدمم دادشی
00:35بلاخره خسته می شم
00:40صدای حوشها رو شنیدیم
00:42باید بخوابی
00:43فردا دوباره بازی می کنیم
00:45داداش
00:46ساعت گوشی تو کوکی می کنی برام؟
00:49گفتم که صبح بازی می کنیم
00:51چرا ساعتا کوک کنم؟
00:52برای زنگ زدن به مامانم
00:53من خوب می دونم اونا چرا نیومدن
00:56دنبال آخرین با کوگان هستن
00:58ولی نتونستن پیدا کنن
01:02باشه
01:03ساعتم رو کوک می کنم
01:05تو بخواب عزیزم
01:16دنبال آخرین ب nigga
01:16یه می کنم
01:16باشه
01:16موسیقی
01:35خفز
01:36حالدون
01:37ببین
01:38اگه میخواید سینجیمم کنی
01:40بهتر بیایی اینجا این کارو بکنی
01:45نمیدونم باید یه جوری خودتو برسونی
01:47من اینجا تنها
01:49جز اختر سرای دار کس دیگه اینجا نیست
02:13حالدون امشب نمیاد
02:18با پروازه بعدی میاد
02:29فریهام
02:32وقتی اونو پیده کردید چطور بود
02:39تو
02:41صدای دربامون رو شنیدی
02:45بهم گفت پشیمون میشی
02:50میخواست من رو پشیمون کنه
02:53از من خیلی متنفره
03:00سنم خانم
03:04هیچ وقت از سه دل من رو دوست نداشته
03:06هیچ وقت قبولم نکرد
03:10من میخواستم کمکش کنه
03:13من فقط خواستم مسئله دانشگاشو حل کنه
03:45خیلی سعی کردم رابطم و باش بهتر کنم
03:56موسیقی
03:58موسیقی
04:02موسیقی
04:06موسیقی
04:07موسیقی
04:13جانسو دلش برای مامونش تنگ شده
04:15کیه که دلش تنگ نشه
04:18موسیقی
04:20ببینید
04:21اون چیزی که اون میخواد مادری شما نیست
04:30میدونید اون
04:32خیلی تن هست
04:37فقط سعی کنید یه دوست خود برش باشید
04:43خیلی ممنون فری ها
04:47برای همه چیز
04:52خبری نشد
04:53هنوز به حوش نایومده
04:56نه
04:59من یه چند از لباس براتون آوردم
05:04نگران پلینم نباشین
05:06سپردمش دست طولین خانوم
05:08محمد و رزا تو خونن و برای سلامتیش دعا میکنن
05:11خیلی ممنون زهرا
05:16خواهش میکنم
05:23خالدون
05:25چی شد
05:26چرا باباش هنوز نایومده
05:28به پرواز نرسیده
05:31هم
05:31هنوز پدر دختر نایومده
05:33ببین سنم خانوم چطور ترسیده
05:37سپان شما جواب این کاراتونو تو آخرت به یاسمان خانوم پس میدین حالا میبینی
05:43مامان
05:44مگه حال روزشو نمیبینی
05:46خب چیه
05:51من برای دخترت هر کاری که تونستم کردم
05:54اما وقتی نیستی من به تنهایی نمیتونم کاری بکنم
06:01داره تاوان کاراشو پس میده
06:03آره آه مظلوم اینه دیگه خودتی نگاه بنداز
06:09دستیو که پس میزدی؟
06:12الان مجبوری اینجوری بگیری
06:14زشته مامان زشته خوب راست میگم
06:20خواهشن یه راهی پیده کن و زود بیا
06:22من نمیتونم حتما بیا
06:30فریها عزیزم تو برا خونه
06:32من نمیتونم جانس رو تنها بذارم
06:34سنم خانوم
06:35بهتره شما بریم یکم استراحت کنین من کنار جانسو هستم
06:39اصلا نگران نباشیم
06:41باشه
06:53بفرمایی
06:59حالش چطوره؟
07:00هر تغییری که تو وضعیت بیماری جد بشه
07:03دکتر برای توضیحات مید اینجا
07:04احلا برای شما یاران بخش تذریق میکنم
07:06لطفا کمی استراحت بکنین باشه
07:08اما
07:10من نمیخوام بخوابم
07:12من میخوام منتظر بمونم
07:14باشه میتونین منتظر باشین
07:16بفرموین
07:16فقط یه آرام بخش ضعیف میزنم
07:39دکتر حتما سر میزنه ولی زمانش معلوم نیست
07:42هر وقت چیزی احتیاج داشتیم
07:45کافی این دکمه رو پشار بدیم
07:46باشه؟
07:47باشه
07:47خیلی ممنون
07:48خواهش میکنم
07:55وای خودوی من
07:58بیمارستانشونم مثل قصر میمونه
08:00هرچند وقتی مریض باشی قصرم به دردت نمیخوره
08:05وای اینجا چقدر گرمه
08:07منم میرم یکم هوا بخورم
08:09نمیخواد بگیر بشین
08:10ممن میرم تو حیات
08:14الان مگه میشه
08:16باشه برو فقط زود بیا
08:18باشه بیمارستانشونم
Comments

Recommended