00:16نازلی
00:38آخه کی و واسه چی باید همشین کاری کنی؟
00:46به نظر من که خیلی واضح که این کار را انجام داده
00:51کی؟
00:52معلومه حاکانا دمت اینجور چیزا از زیر سر اونا در میاد
00:56هر اتفاق بدی که برات میفته حتما با اصابانیش خوهر منه آره
00:59شاید کسی دیگه این کار کرده
01:01دنیز من دشمن زیادی ندارم همه دشمن همو میشنستم
01:04شاید هستم تو نمیشنستیشون
01:08لطفا
01:10میاین یه فکری راجب این آبه رو ریزی کنیم یا نه
01:12بریم شکایت کنیم میگیم ما کاری نکردیم
01:15بس باریم به من خودم حلش می کنم
01:24منم باید برم چند تا کار دارم باید انجام بدم
01:27اگه چیزی لازم داشتی باید بگو باشه
01:30خیلی ممنونم دیگر بس
01:32خدا حافظ
01:42دمه جان
01:43به نظرت
01:44این اکزای ما چجوری رفته تو اینترنت
01:48یعنی منظورم اینه که اینا همه شون جمب شدن
01:52و گفتن پاشین همه گی بریم تو اینترنت
01:54هاکان جان من از کجا باید بدونم اکزا چجوری رفتن تو اینترنت
02:01یعنی تو نمیدونی
02:03آره نمیدونم
02:05تازه این اکزا تو روز دادگاه دست خیلی از آدم ها افتاد
02:09کی میدونه چه کسی لوداده
02:11دقیقا چیزی که منم دوست دارم بدونم اینه
02:14از روز دادگاه تا الان این همه روز گذشته
02:17اون شخص وایساده وایساده اون وقت الان این اکزا رو داده بیرون
02:24بس دیگه هاکان جدی دارم میگم
02:27اصلا برای اینکه فرید با اون دختر آشپاز رفته تو رستوران شریک شده
02:31یک کسی خواسته از این اکزا استفاده کنی
02:33قبرنگاری اختیاری رو میگی
02:35درسته راستی
02:38حالا که بحثش باز شده
02:40تو چی فکر میکنی در مورد شروع یک کار مشترک بین فرید و ناصلی
02:45به نظر من فرید در اشتباه میکنی
02:51فرید اشتباه میکنی؟
02:53چرا؟
02:54یعنی به نظرت باید با کسی دیگه ای شریک میشود؟
03:01یعنی منظورم از اشتباه
03:03از نظر سود و زیانه شرکت بود
03:06خب ممکنه به ما هم زرر بزنه
03:08این چه ربطی به سود و زرر شرکت داره
03:13به نظر این یه موضوع شخصیه
03:16تو فکر میکنی به ما ربطی داره
03:22نه
03:26نه
03:26به ما چه ربطی داره؟ به تو چه؟ به من چه؟
03:31چه اهمیتی داره؟
03:32چه اهمیتی داره؟ ایول
03:34خوب گفتی؟
03:38چه اهمیتی داره؟ بذار فکر کنم
03:41یک
03:44این آشپز کوچولوه ما ممکنه
03:48از این موضوع ناراحت بشه
03:53که من اینو نمیخوام
03:56دوم
03:57ممکنه رابطه یه بین نازلی و فرید به هم بخوره
04:01که من اینم نمیخوام
04:02سوم
04:03شراکت فرید و نازلی ممکنه تموم شه
04:06خب من اینم نمیخوام
04:15هیچ کدوم از اینا به درد من نمیخوام
04:27عشقم
04:28روز ازدواجمون بهت یه چیزی گفتم یادت میاد؟
04:32این که خیلی دوستم داری و میگی؟
04:35این که معلومه اما این نیست
04:37یه چیزی دیگه هم گفته بودم
04:39گفته بودم که
04:42دمت جان
04:43عشقم
04:45اگه میخوای رفیق نیمه را بشی
04:49همینه الان برو
04:51و گفتم من هیچوقت وسط را ولد نمی کنم یادته؟
04:58همینه الان چرا داری اینا را به من بگی؟
05:03بهت گفتم که دمت
05:07مرگ فقط میتونه ما را از هم جدا کنه
05:09گفتم فقط مرگ که میتونه ما را از هم جدا کنه
05:13یادته دمت
05:14مرگ کنه
05:17دردم گرفت
05:19گردنم درد گرفت
05:21دردت گرفت
05:22ماره نکن
05:24باشه باشه باشه باشه باشه
05:28باشه باشه
06:01مرگ کنه
06:02همینه
06:04همینه
06:19فاتوش
06:19این شاله که بابام نشنیده
06:23نه بابا نازلی
06:25از کجا میخواد بشنوه
06:27مگه فقط تو اینترنت این خبر پخش نشده
06:30اما کمال اینترنتش کجا بود
06:33آره راست میگی دارم توخم میزنم
06:35نازلی
06:39بابا
06:41بابا جون همینه الان وسط یه چای میده
06:43بایستا ببینم
06:44این چیه
06:47تلفونه دیگه
06:48نازلی
06:49این آدم دوست بسرته
06:52اینجا چه خبره
06:56شما دارین چیو از من قایم میکنید
07:10تو تا کی میخوای به این کارای مزقرت ادامه بدی
07:14در مورد چی داری حرف میزنی
07:16چیشو نمیفهمی
07:19میدونم که اون اکثر را تو پخش کردی تو اینترنت
07:25صاحبم دلیز زنگ زد
07:27کلی سینجین کرد
07:28هرچی به دلیز گفتم
07:29الان همونارم به تو میخوام بگم
07:31من در مورد این قضیه هیچ اطلاعی ندارم
07:34به جز تو اون شوهرت
07:36هیچ کس این کارا نمی کنه
07:39فرید
07:40اون اکسا تو پرونده دادگاهه
07:42که هر کسی میتونه بهشون دسترسی داشته باشه
07:44دارید به من تهمت میزنید
07:48دمهت
07:49حواست باشه
07:50دست از سر من و نازلی بردار
07:53این کارت نه تنها به ما
07:55بلکه به شرکتم زرار میزنیم
07:59من کاری نکردم فرید
08:02حتی به خاطر حفظ آبه روی شرکتمون
08:05از مجلی اقتصاد
08:07واسه فردایی وقت مصاحبه و عکاسی گرفتم
08:10یعنی
08:10اینجوری فکر کردم که
08:12خیلی خوب میشه که به عنوان شرکای این شرکت
08:15کناره هم دیگه دیده بشی
08:16دیگه چی کار کنم
08:18رازم نکرده دوید
08:19من اکس ها رو گفتم از تو اینترنت برداشتن
08:21تو روز ما ما هم فرد خبری نخرد بود
08:23تازه چطور تونستی من آهاکان رو توی یه اکس تصور کنی
08:27آهاکان نمیاد
08:29وقت شرکا و بلوت میاد
08:34لطفا بیا فرید
08:37گول نمیدن
08:47حتما مامانت هم اونجا اینا رو دیده
08:49ما این دختاره برای این که درس به خون و کار کنه فرستادیم استانبول
08:54اون وقت این داره اینجا چیکار میکنه؟
08:56بابا جون تو رو خدا مگه شما منو نمیشستین آخه
08:59کار بدی نکردم که
09:00چیکار کردم؟
09:02خب حالا طرف کی هست؟ دوست بسرته؟
09:04نه چه ربطی داره آخه
09:06اینا همش خبر و یه دروغه چرندیاته
09:09آخه فرید شری که جدیز منه همین
09:12اینجا نوشته آشباز قدیمی شه
09:14این یعنی چی؟
09:15تو خونه ای آدم چیکار میکردی؟
09:17کار کردم
09:18خب چرا ما خبر نداریم؟
09:20بابا جون پول لازم داشتیم
09:22نخواستم زنگ بزنم شما رو بندازم تو درد سر
09:25وقتی همچنین فرصتی گیرم اومد قبول کردم
09:27فرصه؟
09:27تو خونه ای آدم مجارد چه فرصتی میخواد باشه؟
09:30دخترم
09:31بابا جون
09:32من این آدم رو تو خیابون پیدا نکردم که
09:35یکی از اصدادم معرفش کرد
09:37گفت آدم خیلی مطمئنیه
09:39های خدا دست شما
09:40دخترم اگه خوبی این خبر رو چی میگن؟
09:43آی آسمان اومد
09:50آقا فرید
09:55فرید توی
09:59بله
10:00من بابای نازلیم
10:28جالبه
10:29دوباره اومدی جایی که وقتی دلت میگرفت و حسل نداشتی
10:43دنیز
10:44میشه چیزی که صبح گفتم و فراموش کنی؟
10:47فکر کنیم اصلاً ایچی نگفتم
10:49رازه ای نازلی اصلاً نباید به تو میگفتم
10:52اما میدونی که من بعضی وقتا
10:55کنترول تو از دست میدی
10:59اما گفتنی ها رو گفتی آلی
11:01تو گفتی منم گوش ددم
11:04زندگی ادامه داره
11:06حرفوی من رو به فرید و نازلی گفتی؟
11:08به نظر دگه میگفتم
11:09الان همه چی انقدر آرام بود؟
11:14تازه نازلی هیچ گناهی نداره
11:17نمیخوام به خاطر خوهرش بی خودی خجالت زدش کنم
11:20همینجوریش کلی مشکل داره
11:24کارهای قراردادشون رو تازه انجام دادن
11:26امروز هم با این خبر مسقل گن زدن به همه چی؟
11:29ناره
11:30فرید اصلاً اشقش صاحبه رستوران شده
11:34شرطو پرت
11:36من مطمئنم دمت این کارو کرده
11:38حتی همه یک سارو به دسته خودش برده داده بهشون
11:41فقط بر این که رابطه بین نازلی و فریدو خراب کنه
11:44زنگ زدم
11:45ازش پرسیدم
11:47میگه من همچین کاری انجام ندهدم
11:49اون بگه اسم من دمت باور نمی کنم
11:52البته خوهر توه آتو بهتر می شنستیش
11:55اگه دمت چیزی رو بخواد برای یه به دستا وردنش هر کاری می کنه
12:00هلنم که دوباره فریدو می خواد
12:02همه چی روشنه
12:04عالیه
12:06خوهرم شوهر داره
12:08لطفا حواست باشه
12:11من میرم
12:13میری پیش نازلی؟
12:16آره
12:18گرچه تا الان رفتن خونه
12:20خوام ببینم چیزی لازم نداشته باشه
12:43الو
12:44بله چیه؟
12:47نه کار دارم نمی تونم بیام
12:54باشه باشه
13:06من اون کسایی که این کار رو کردن می شناسم آقا کمال
13:09هدفشون فقط لکی دار کردن اسم منی
13:11چون برای این کار رو از اسم نازلی سوی استفاده کردن
13:14خیلی متاسفم
13:16راستش
13:16ما با این کارهایی که تو دنیای کار اتفاق می افته عاشنای نداریم
13:20زن و شوهر جفتمون معلم بودیم
13:22ما با اینجور چیزها سر کار نداریم
13:24نازلی هم نمی دونه این چیزها رو
13:26در این حتم نیست بابا
13:28بلاخره منم خیلی وقت دارم کار می کنم
13:30دختارم تو هنوز اول راهی
13:32بگذاریم
13:33خیلی خوبه که شخص با تجربهی مثل آقا فرید پیشته
13:36خیلی چیزم می تونه از اشیات بگیری
13:41نازلی خیلی محکمه
13:43با مسئولیت ثابت قدمه
13:45وقتی داره دنبال هدفش می ره
13:47هیچ چیزی جلو دارش نیست
13:49منم خیلی چیزها هست که باید از اشیات بگیرم
13:54خب پس از هم دیگه خیلی چیزها باید یاد بگیرید
13:57مگه نه امو کمال
13:58هلی اینجوری پیش برید تا اردی بهش ما
14:04می تونین جستورانو به ارد بحر برداری برسنید
14:10امیدوارم امیدوارم دختارم
14:12امیدوارم بابا جون
14:15خب آقا فرید
14:16تخت بلدی؟
14:20ناستش من خیلی با تخت میونهی ندارم
14:23یعنی نمیشه گفت بلدم
14:29ها این دفعه حتما آسمانه
14:36ای دنیس
14:38چه خبر؟ چطوری؟
14:39خب بهم ممنون خوش اومدی
14:41ممنون
14:57بدشمه
14:57متشکرم
15:02به دنیس جان خوش اومدی
15:04ممنونم و کمال حالتون خوبه؟
15:05خوبه منم دنبال یکی میگشتم باش تخت بازی کنم
15:08آقا فرید بلد نیست
15:11رفتی تمرین کردی؟
15:15تمرین بله
15:16حتی تو خوب شما رو مارسم کردم
15:19خوش اومدی
15:22ممنونم
15:36دوسته عزیز این سری بازیه چیه؟
15:38چرا پشت تلفون نمیگی واسه چی اومدیم اینجا؟
15:45تو عقل تو از دست دادی؟
15:47تو مریضی؟
15:49چرا رازی که بهت گفتم و رفتی به دنیس گفتی؟
15:52آآه پس میخواستم چی کارش کنم؟
15:55خدایا به هم سب بده
15:58عالیه
15:59اگه فرید از این راز با خبر بشه
16:01عشق بینشونم تموم میشه
16:03مگه میشه اینجوری با بی فکری کاری کن؟
16:05میشه
16:05چون من مثل بقیه آدم ها نیستم که بتونی کنترولم کنی
16:09من دیوونه هم فهمیدی؟
16:11خودم هم نمیدونم میخوام فرد چی کار کنم
16:13باید بدونی دیوونه جون
16:14باید بدونی فرد هم میخوای چی کار کنی؟
16:16اگه میخوای به دنیس برسی
16:17باید همه چی رو بدونی؟
16:19فکر میکنی چرا راز نازلی رو بهت گفتم
16:21که بری با هاش دوستی کنی
16:22نزدیک شو بهش
16:23آروم آروم حولش بده طرف فرید
16:26چرا اینو نمیخوای به فهمید؟
16:27من میفهمم تو نمیفهمی
16:28اونقدر هم که فکر میکنی آسونیست
16:31دیگه هم منو با پیام دادن یه زنگ زدن نکشون اینجا
16:35حالیه
16:43بشیر
16:44بیا اینجا بیا
16:45ببین گیره کی افتادیم
16:47خودم رو درگیر کردم
16:48بفرما دادش
16:49برید این دختره رو تقییب کنید
16:51تکون خود باید به من خبر بدی فهمیدی؟
16:53چشم دادش
16:56خوب
16:57جریان این خبر چی شد؟
17:00من گفتم خبر رو از صفحه ای انترنت پاک کنن
17:03تو روزنامه فردم چیزی نخواد بود
17:05دستش درد نکنه آقا فرید جمعش کرده
17:07حتما خیلی آشنا داره
17:09بله بله
17:10داداش فرید این تو رادمیه
17:12داداش
17:13من فکر میکردم که دوست هستیم
17:17دوستیم
17:17اما در این حال داداش هم هستیم
17:19سالای زیادی در حق من برادری کرده
17:25اونقدیما بابا هامون با هم شریک بودن
17:28این شرکت رو هم اونا تحسیز کردن
17:30و خب با هم دو تا دوست سمیمی هم بودن
17:32الان هم دوستی اونا رو ما داریم اندامه میدیم
17:34این خیلی عالیه
17:36اما قدر دوستیتونو بدونید بچه ها
17:40از این دوستی ها کم پیدا میشه
17:42پول و سروت و اعتبار همش دروغن
17:46آدم سروتمن بیشترین دوستارو میتونو داشته باشه
17:49اما نه دوستای تو خالی
17:51مثل شما واقعی
18:01دختر
18:01حالا که بابا تم اینجاست تو قهوه ی آقا فریدی
18:04یکم نمک بریزیم
18:06فاتوش
18:07عزیزم
18:08خیلی با مذهی
18:09واقعا عاشقتم
18:10ولی من اینقدر نراحتم نمیتونم بخندم
18:13دخترم رفتی قهوه بکاری
18:15آوردم بابا جون اومدم
18:16نازلی بیا یه ذره بریزی
18:21ما باید زباش زد باش بارو
18:26بفرمایید بابا جون
18:28دستت درد نکنن عزیزم
18:37دستت درد نکنن
18:38نوشه جان
18:41چون دختر منه تعریف نمی کنم
18:43اما قهوهاش خیلی خوشمزه است
18:45دختر من خیلی هنرمنده
18:46مرتبه کاریه
18:48دیگه دست پختشم که همه خوردی
18:51از بچگیش معلوم بود که میخوادی آشواز ماهر بشه
18:54تو حیات با گل کفته درست میکرد
18:56اما کمال اونا کفته نبودن
18:59برای دلمه درست میکردیم
19:00بعد اونا رو با برد میپیچیدیم
19:02یعنی بیشتر نازلی درست میکرد
19:03من کار داشتم
19:04من اون جونه برای تو خاک وجودا میکردم
19:07با اونا کفته کش درست میکردیم
19:09فاتوش نظره چی خاطرات بچگیمون و واسه خودمون نگه داریم
19:13برشه
19:18خب دیگه
19:20وقت پرواز منم کم کم داره میرسه
19:22بر میگردید؟
19:24آره بر میگردم
19:25همینقدر استنبول گردی کافیه
19:27اما به خیال راحت بر میگردم
19:29تخترم