Skip to playerSkip to main content
  • 6 weeks ago
ماه کامل - نازلی و فریت شماره 61
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

شرکت تولید کننده: ام اف یاپیم
تهیه کننده: آسنا بلبل‌اعلو
فیلمنامه: عایشه اونر کوتلو، دنیز گورلک، ملک سون
کارگردان: آلتان دونمز
شرکت تولید کننده: MF Yapım

Category

📺
TV
Transcript
00:16نازلی
00:38آخه کی و واسه چی باید همشین کاری کنی؟
00:46به نظر من که خیلی واضح که این کار را انجام داده
00:51کی؟
00:52معلومه حاکانا دمت اینجور چیزا از زیر سر اونا در میاد
00:56هر اتفاق بدی که برات میفته حتما با اصابانیش خوهر منه آره
00:59شاید کسی دیگه این کار کرده
01:01دنیز من دشمن زیادی ندارم همه دشمن همو میشنستم
01:04شاید هستم تو نمیشنستیشون
01:08لطفا
01:10میاین یه فکری راجب این آبه رو ریزی کنیم یا نه
01:12بریم شکایت کنیم میگیم ما کاری نکردیم
01:15بس باریم به من خودم حلش می کنم
01:24منم باید برم چند تا کار دارم باید انجام بدم
01:27اگه چیزی لازم داشتی باید بگو باشه
01:30خیلی ممنونم دیگر بس
01:32خدا حافظ
01:42دمه جان
01:43به نظرت
01:44این اکزای ما چجوری رفته تو اینترنت
01:48یعنی منظورم اینه که اینا همه شون جمب شدن
01:52و گفتن پاشین همه گی بریم تو اینترنت
01:54هاکان جان من از کجا باید بدونم اکزا چجوری رفتن تو اینترنت
02:01یعنی تو نمیدونی
02:03آره نمیدونم
02:05تازه این اکزا تو روز دادگاه دست خیلی از آدم ها افتاد
02:09کی میدونه چه کسی لوداده
02:11دقیقا چیزی که منم دوست دارم بدونم اینه
02:14از روز دادگاه تا الان این همه روز گذشته
02:17اون شخص وایساده وایساده اون وقت الان این اکزا رو داده بیرون
02:24بس دیگه هاکان جدی دارم میگم
02:27اصلا برای اینکه فرید با اون دختر آشپاز رفته تو رستوران شریک شده
02:31یک کسی خواسته از این اکزا استفاده کنی
02:33قبرنگاری اختیاری رو میگی
02:35درسته راستی
02:38حالا که بحثش باز شده
02:40تو چی فکر میکنی در مورد شروع یک کار مشترک بین فرید و ناصلی
02:45به نظر من فرید در اشتباه میکنی
02:51فرید اشتباه میکنی؟
02:53چرا؟
02:54یعنی به نظرت باید با کسی دیگه ای شریک میشود؟
03:01یعنی منظورم از اشتباه
03:03از نظر سود و زیانه شرکت بود
03:06خب ممکنه به ما هم زرر بزنه
03:08این چه ربطی به سود و زرر شرکت داره
03:13به نظر این یه موضوع شخصیه
03:16تو فکر میکنی به ما ربطی داره
03:22نه
03:26نه
03:26به ما چه ربطی داره؟ به تو چه؟ به من چه؟
03:31چه اهمیتی داره؟
03:32چه اهمیتی داره؟ ایول
03:34خوب گفتی؟
03:38چه اهمیتی داره؟ بذار فکر کنم
03:41یک
03:44این آشپز کوچولوه ما ممکنه
03:48از این موضوع ناراحت بشه
03:53که من اینو نمیخوام
03:56دوم
03:57ممکنه رابطه یه بین نازلی و فرید به هم بخوره
04:01که من اینم نمیخوام
04:02سوم
04:03شراکت فرید و نازلی ممکنه تموم شه
04:06خب من اینم نمیخوام
04:15هیچ کدوم از اینا به درد من نمیخوام
04:27عشقم
04:28روز ازدواجمون بهت یه چیزی گفتم یادت میاد؟
04:32این که خیلی دوستم داری و میگی؟
04:35این که معلومه اما این نیست
04:37یه چیزی دیگه هم گفته بودم
04:39گفته بودم که
04:42دمت جان
04:43عشقم
04:45اگه میخوای رفیق نیمه را بشی
04:49همینه الان برو
04:51و گفتم من هیچوقت وسط را ولد نمی کنم یادته؟
04:58همینه الان چرا داری اینا را به من بگی؟
05:03بهت گفتم که دمت
05:07مرگ فقط میتونه ما را از هم جدا کنه
05:09گفتم فقط مرگ که میتونه ما را از هم جدا کنه
05:13یادته دمت
05:14مرگ کنه
05:17دردم گرفت
05:19گردنم درد گرفت
05:21دردت گرفت
05:22ماره نکن
05:24باشه باشه باشه باشه باشه
05:28باشه باشه
06:01مرگ کنه
06:02همینه
06:04همینه
06:19فاتوش
06:19این شاله که بابام نشنیده
06:23نه بابا نازلی
06:25از کجا میخواد بشنوه
06:27مگه فقط تو اینترنت این خبر پخش نشده
06:30اما کمال اینترنتش کجا بود
06:33آره راست میگی دارم توخم میزنم
06:35نازلی
06:39بابا
06:41بابا جون همینه الان وسط یه چای میده
06:43بایستا ببینم
06:44این چیه
06:47تلفونه دیگه
06:48نازلی
06:49این آدم دوست بسرته
06:52اینجا چه خبره
06:56شما دارین چیو از من قایم میکنید
07:10تو تا کی میخوای به این کارای مزقرت ادامه بدی
07:14در مورد چی داری حرف میزنی
07:16چیشو نمیفهمی
07:19میدونم که اون اکثر را تو پخش کردی تو اینترنت
07:25صاحبم دلیز زنگ زد
07:27کلی سینجین کرد
07:28هرچی به دلیز گفتم
07:29الان همونارم به تو میخوام بگم
07:31من در مورد این قضیه هیچ اطلاعی ندارم
07:34به جز تو اون شوهرت
07:36هیچ کس این کارا نمی کنه
07:39فرید
07:40اون اکسا تو پرونده دادگاهه
07:42که هر کسی میتونه بهشون دسترسی داشته باشه
07:44دارید به من تهمت میزنید
07:48دمهت
07:49حواست باشه
07:50دست از سر من و نازلی بردار
07:53این کارت نه تنها به ما
07:55بلکه به شرکتم زرار میزنیم
07:59من کاری نکردم فرید
08:02حتی به خاطر حفظ آبه روی شرکتمون
08:05از مجلی اقتصاد
08:07واسه فردایی وقت مصاحبه و عکاسی گرفتم
08:10یعنی
08:10اینجوری فکر کردم که
08:12خیلی خوب میشه که به عنوان شرکای این شرکت
08:15کناره هم دیگه دیده بشی
08:16دیگه چی کار کنم
08:18رازم نکرده دوید
08:19من اکس ها رو گفتم از تو اینترنت برداشتن
08:21تو روز ما ما هم فرد خبری نخرد بود
08:23تازه چطور تونستی من آهاکان رو توی یه اکس تصور کنی
08:27آهاکان نمیاد
08:29وقت شرکا و بلوت میاد
08:34لطفا بیا فرید
08:37گول نمیدن
08:47حتما مامانت هم اونجا اینا رو دیده
08:49ما این دختاره برای این که درس به خون و کار کنه فرستادیم استانبول
08:54اون وقت این داره اینجا چیکار میکنه؟
08:56بابا جون تو رو خدا مگه شما منو نمیشستین آخه
08:59کار بدی نکردم که
09:00چیکار کردم؟
09:02خب حالا طرف کی هست؟ دوست بسرته؟
09:04نه چه ربطی داره آخه
09:06اینا همش خبر و یه دروغه چرندیاته
09:09آخه فرید شری که جدیز منه همین
09:12اینجا نوشته آشباز قدیمی شه
09:14این یعنی چی؟
09:15تو خونه ای آدم چیکار میکردی؟
09:17کار کردم
09:18خب چرا ما خبر نداریم؟
09:20بابا جون پول لازم داشتیم
09:22نخواستم زنگ بزنم شما رو بندازم تو درد سر
09:25وقتی همچنین فرصتی گیرم اومد قبول کردم
09:27فرصه؟
09:27تو خونه ای آدم مجارد چه فرصتی میخواد باشه؟
09:30دخترم
09:31بابا جون
09:32من این آدم رو تو خیابون پیدا نکردم که
09:35یکی از اصدادم معرفش کرد
09:37گفت آدم خیلی مطمئنیه
09:39های خدا دست شما
09:40دخترم اگه خوبی این خبر رو چی میگن؟
09:43آی آسمان اومد
09:50آقا فرید
09:55فرید توی
09:59بله
10:00من بابای نازلیم
10:28جالبه
10:29دوباره اومدی جایی که وقتی دلت میگرفت و حسل نداشتی
10:43دنیز
10:44میشه چیزی که صبح گفتم و فراموش کنی؟
10:47فکر کنیم اصلاً ایچی نگفتم
10:49رازه ای نازلی اصلاً نباید به تو میگفتم
10:52اما میدونی که من بعضی وقتا
10:55کنترول تو از دست میدی
10:59اما گفتنی ها رو گفتی آلی
11:01تو گفتی منم گوش ددم
11:04زندگی ادامه داره
11:06حرفوی من رو به فرید و نازلی گفتی؟
11:08به نظر دگه میگفتم
11:09الان همه چی انقدر آرام بود؟
11:14تازه نازلی هیچ گناهی نداره
11:17نمیخوام به خاطر خوهرش بی خودی خجالت زدش کنم
11:20همینجوریش کلی مشکل داره
11:24کارهای قراردادشون رو تازه انجام دادن
11:26امروز هم با این خبر مسقل گن زدن به همه چی؟
11:29ناره
11:30فرید اصلاً اشقش صاحبه رستوران شده
11:34شرطو پرت
11:36من مطمئنم دمت این کارو کرده
11:38حتی همه یک سارو به دسته خودش برده داده بهشون
11:41فقط بر این که رابطه بین نازلی و فریدو خراب کنه
11:44زنگ زدم
11:45ازش پرسیدم
11:47میگه من همچین کاری انجام ندهدم
11:49اون بگه اسم من دمت باور نمی کنم
11:52البته خوهر توه آتو بهتر می شنستیش
11:55اگه دمت چیزی رو بخواد برای یه به دستا وردنش هر کاری می کنه
12:00هلنم که دوباره فریدو می خواد
12:02همه چی روشنه
12:04عالیه
12:06خوهرم شوهر داره
12:08لطفا حواست باشه
12:11من میرم
12:13میری پیش نازلی؟
12:16آره
12:18گرچه تا الان رفتن خونه
12:20خوام ببینم چیزی لازم نداشته باشه
12:43الو
12:44بله چیه؟
12:47نه کار دارم نمی تونم بیام
12:54باشه باشه
13:06من اون کسایی که این کار رو کردن می شناسم آقا کمال
13:09هدفشون فقط لکی دار کردن اسم منی
13:11چون برای این کار رو از اسم نازلی سوی استفاده کردن
13:14خیلی متاسفم
13:16راستش
13:16ما با این کارهایی که تو دنیای کار اتفاق می افته عاشنای نداریم
13:20زن و شوهر جفتمون معلم بودیم
13:22ما با اینجور چیزها سر کار نداریم
13:24نازلی هم نمی دونه این چیزها رو
13:26در این حتم نیست بابا
13:28بلاخره منم خیلی وقت دارم کار می کنم
13:30دختارم تو هنوز اول راهی
13:32بگذاریم
13:33خیلی خوبه که شخص با تجربهی مثل آقا فرید پیشته
13:36خیلی چیزم می تونه از اشیات بگیری
13:41نازلی خیلی محکمه
13:43با مسئولیت ثابت قدمه
13:45وقتی داره دنبال هدفش می ره
13:47هیچ چیزی جلو دارش نیست
13:49منم خیلی چیزها هست که باید از اشیات بگیرم
13:54خب پس از هم دیگه خیلی چیزها باید یاد بگیرید
13:57مگه نه امو کمال
13:58هلی اینجوری پیش برید تا اردی بهش ما
14:04می تونین جستورانو به ارد بحر برداری برسنید
14:10امیدوارم امیدوارم دختارم
14:12امیدوارم بابا جون
14:15خب آقا فرید
14:16تخت بلدی؟
14:20ناستش من خیلی با تخت میونهی ندارم
14:23یعنی نمیشه گفت بلدم
14:29ها این دفعه حتما آسمانه
14:36ای دنیس
14:38چه خبر؟ چطوری؟
14:39خب بهم ممنون خوش اومدی
14:41ممنون
14:57بدشمه
14:57متشکرم
15:02به دنیس جان خوش اومدی
15:04ممنونم و کمال حالتون خوبه؟
15:05خوبه منم دنبال یکی میگشتم باش تخت بازی کنم
15:08آقا فرید بلد نیست
15:11رفتی تمرین کردی؟
15:15تمرین بله
15:16حتی تو خوب شما رو مارسم کردم
15:19خوش اومدی
15:22ممنونم
15:36دوسته عزیز این سری بازیه چیه؟
15:38چرا پشت تلفون نمیگی واسه چی اومدیم اینجا؟
15:45تو عقل تو از دست دادی؟
15:47تو مریضی؟
15:49چرا رازی که بهت گفتم و رفتی به دنیس گفتی؟
15:52آآه پس میخواستم چی کارش کنم؟
15:55خدایا به هم سب بده
15:58عالیه
15:59اگه فرید از این راز با خبر بشه
16:01عشق بینشونم تموم میشه
16:03مگه میشه اینجوری با بی فکری کاری کن؟
16:05میشه
16:05چون من مثل بقیه آدم ها نیستم که بتونی کنترولم کنی
16:09من دیوونه هم فهمیدی؟
16:11خودم هم نمیدونم میخوام فرد چی کار کنم
16:13باید بدونی دیوونه جون
16:14باید بدونی فرد هم میخوای چی کار کنی؟
16:16اگه میخوای به دنیس برسی
16:17باید همه چی رو بدونی؟
16:19فکر میکنی چرا راز نازلی رو بهت گفتم
16:21که بری با هاش دوستی کنی
16:22نزدیک شو بهش
16:23آروم آروم حولش بده طرف فرید
16:26چرا اینو نمیخوای به فهمید؟
16:27من میفهمم تو نمیفهمی
16:28اونقدر هم که فکر میکنی آسونیست
16:31دیگه هم منو با پیام دادن یه زنگ زدن نکشون اینجا
16:35حالیه
16:43بشیر
16:44بیا اینجا بیا
16:45ببین گیره کی افتادیم
16:47خودم رو درگیر کردم
16:48بفرما دادش
16:49برید این دختره رو تقییب کنید
16:51تکون خود باید به من خبر بدی فهمیدی؟
16:53چشم دادش
16:56خوب
16:57جریان این خبر چی شد؟
17:00من گفتم خبر رو از صفحه ای انترنت پاک کنن
17:03تو روزنامه فردم چیزی نخواد بود
17:05دستش درد نکنه آقا فرید جمعش کرده
17:07حتما خیلی آشنا داره
17:09بله بله
17:10داداش فرید این تو رادمیه
17:12داداش
17:13من فکر میکردم که دوست هستیم
17:17دوستیم
17:17اما در این حال داداش هم هستیم
17:19سالای زیادی در حق من برادری کرده
17:25اونقدیما بابا هامون با هم شریک بودن
17:28این شرکت رو هم اونا تحسیز کردن
17:30و خب با هم دو تا دوست سمیمی هم بودن
17:32الان هم دوستی اونا رو ما داریم اندامه میدیم
17:34این خیلی عالیه
17:36اما قدر دوستیتونو بدونید بچه ها
17:40از این دوستی ها کم پیدا میشه
17:42پول و سروت و اعتبار همش دروغن
17:46آدم سروتمن بیشترین دوستارو میتونو داشته باشه
17:49اما نه دوستای تو خالی
17:51مثل شما واقعی
18:01دختر
18:01حالا که بابا تم اینجاست تو قهوه ی آقا فریدی
18:04یکم نمک بریزیم
18:06فاتوش
18:07عزیزم
18:08خیلی با مذهی
18:09واقعا عاشقتم
18:10ولی من اینقدر نراحتم نمیتونم بخندم
18:13دخترم رفتی قهوه بکاری
18:15آوردم بابا جون اومدم
18:16نازلی بیا یه ذره بریزی
18:21ما باید زباش زد باش بارو
18:26بفرمایید بابا جون
18:28دستت درد نکنن عزیزم
18:37دستت درد نکنن
18:38نوشه جان
18:41چون دختر منه تعریف نمی کنم
18:43اما قهوهاش خیلی خوشمزه است
18:45دختر من خیلی هنرمنده
18:46مرتبه کاریه
18:48دیگه دست پختشم که همه خوردی
18:51از بچگیش معلوم بود که میخوادی آشواز ماهر بشه
18:54تو حیات با گل کفته درست میکرد
18:56اما کمال اونا کفته نبودن
18:59برای دلمه درست میکردیم
19:00بعد اونا رو با برد میپیچیدیم
19:02یعنی بیشتر نازلی درست میکرد
19:03من کار داشتم
19:04من اون جونه برای تو خاک وجودا میکردم
19:07با اونا کفته کش درست میکردیم
19:09فاتوش نظره چی خاطرات بچگیمون و واسه خودمون نگه داریم
19:13برشه
19:18خب دیگه
19:20وقت پرواز منم کم کم داره میرسه
19:22بر میگردید؟
19:24آره بر میگردم
19:25همینقدر استنبول گردی کافیه
19:27اما به خیال راحت بر میگردم
19:29تخترم

Recommended