Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
داستان ما قسمت 45 Hekayate Ma (Dooble Farsi) HD
فیلیز که برای ۵ خواهر و برادرش هم پدری و هم مادری میکند، روز خود را با قبض پرداخت نشده شروع میکند. فیلیز که برای پرداختن قبض ها و خرج خانه چند جا همزمان کار میکند، با اصرار دوست صمیمیش تولای به مراسم حنابندان یکی از همسایه هایشان می رود که صفحه جدیدی در زندگی او باز میکند.
اتفاق بدی که آن شب برای فیلیز می افتد باعث میشود که او با باریش آشنا شود. ‎ به لطف این اتفاق، باریش متوجه می‌شود دختری که مدتی است می‌خواهد دوباره ملاقات کند، فیلیز است و این بار نمی‌گذارد دختر از زندگی‌اش خارج شود. اگرچه او سعی می کند تمام تلاش خود را بکند تا در زندگی فیلیز اثری بگذارد ، اما واضح است که فیلیز این اجازه را به راحتی نخواهد داد.

بازیگران: هازال کایا، بوراک دنیز، رها اوزجان، یاعیز جان کنیالی، نجات اویگور، زینب سلیم اوعلو، آلپ آکار، عمر سوگی، مهمت کورهان فیرات، نسرین جوادزاده، ملیسا دونگل، برن گوک‌ییلدیز.

فیلمنامه: ابرو کجا اوعلو، وردا پارس
کارگردان: کورای کریم‌اوعلو
تهیه کننده اجرایی : دیرنچ آکسوی سیدار
شرکت تولید کننده: Medyapım

Category

📺
TV
Transcript
00:01من چی؟ من نمیتونم سرپرستیشونو بگیرم
00:04سخته
00:05هم خیلی جفونی
00:06بدشم که مجردی
00:08کار با شخص و درامدم که نداری
00:10یعنی اگه متحل باشم به نفه مونه
00:12معلومه
00:13اگه تو هم نداشته باشی ولی بیمه و درامد شوهرت خوب باشه
00:17خیلی به نفه پروندمونه
00:51سلام خلفتی ما
00:52جمیل خونه هست؟
00:54بله هست
00:57خلیس
00:58سلام جمیل میشه یکم حرف بزنی
01:02آره حجم
01:03یه لحظه سپن کچم رو بردارم میام
01:17بری
01:23چی شده؟ چاری شده؟
01:25راستش هیچ چیزی ازت میخوام
01:28هرچی هست بگو فلیس
01:40با من از زوش میخوام
01:41من در آنگ است؟
01:52بیمه کچی شده؟ چیزی از زوش میخوام
02:04بیمه و دیشنی سپنیکی رو بشنیم
02:10پچکی چیزی از زوش میخوام
02:34به خاطر من نه به خاطر تو می افتن زندن آقای سواشخان به خودت بیا به خودت بیا
02:38این بار تو برنده شدی قبول هر کاری بخوای انجام می دن باشه هر کاری بخوای ودی بذار بچه ها
02:45برم
02:45تو خودت خوب می دونی که من چی می خوام
02:48چی؟
02:49می خوام برای همیشه گورتو گم کنی اما این دفعه واقعا باید بری
02:57خب اگه من برم بچه ها چی می شم؟
03:00اگه بری من یه کاری براشون می کنم اون با من
03:05باشه
03:06باشه من می رو
03:27ببخشید
03:37باشه بر جواب دیم
03:47بریش؟
03:49فلیس؟
03:51فلیس؟
03:53حالا چیزاره؟
03:55تو کجایی؟
03:58یه چند روز رفته بودم خارج از شهر
04:00همین
04:02آخه بی خبر؟
04:05نه از ما یه کار مهم داشتی؟
04:08نه راستش منه
04:10بوشی ما خاموش کرده بودم به خاطر یه مسئله یه
04:13الان روشن کردم پیغامات دیدم
04:15بچه ها تو روشن شده خوبه؟
04:16می شه به سوال من جواب بدی؟
04:19کجا بودی؟
04:20چرا رفتی؟
04:22چرا هیچ چی نگفتی؟
04:23من فکردم اتفاقی باست افتده
04:25اتفاقی برم نیفتده
04:26حالم هم خیلی خوبه
04:27واقعا حالم خوبه
04:32فقط همقدر میتونم بگم فیلیس
04:37منم نمیتونم از بچه ها چیزی بهت بگم
04:40چون که دیگه تو زندگمون نیستی
05:01آقا تو هم یکم گاز بده دیگه نمیبینی خلوته؟
05:14اتفاق بدی افتده چی شده؟
05:16نه
05:18درباری بچه هاست؟
05:19نه نه
05:25ببین جمیل من که بهت گفتم ازدواج کنیم
05:28ذهنتو به هم ریختم
05:30خب وقتی بشناد ازدواج دادی خیلی تحجب کرده
05:34آره خب حق داری
05:36این چیه که
05:40الان من تصمیم گرفتم هزانت بچه ها را از پدر و مادرم بگیرم
05:44یعنی میخوام قیمشون بشم
05:46یعنی چی؟
05:50یعنی این که من چاره ای به جزیم برای نجات بچه ها ندارم
05:56حکمت دو سال دیگه خلاص میشه
05:58اما اون یکی ها خیلی کچیه
06:00وایستا اگه دقیقه وایستا نفهم میدم چی شد
06:02خب اینجوریه که من با وکیل حرف زدم
06:08خب
06:08میتونم قیم بچه ها بشم
06:11یعنی شکایت میکنم
06:14مامان و بابامو که میشنسی
06:16بچه ها به من احتیاج دارن
06:18فلیزیه لحظه
06:20تو متوجه هستین چه مسئولیت بزرگیه
06:23یعنی خوهر اونا بودن یه چیزه
06:25ولی این یه چیز دیگه هست
06:26تو زندگی اما که چیزی عوض نمیشه
06:29ما مثل خب به زندگیمون ادامه میدیم
06:34فقط دیگه نمیتونن اونا را از من بگیرن
06:41خب من این وسط چه کمکی میتونم بکنم
06:47وضعیت منو که میدونی
06:49تنهام
06:50سنم کمه
06:52کار درست سابی هم که ندارم
06:56یعنی
06:59اگه من بتونم نشون بدم که میخواییم
07:02با هم ازدواج کنیم
07:04مثلا انگار
07:05با هم نامزد هستیم
07:08اون وقت من توی دادگاه شانس بیشتری دارم
07:12یعنی وکیلم اینطوری به هم گفت
07:18یعنی یه چیزی مثل ازدواجه زوری یاره
07:22واسه اینکه تو دادگاه دستم پر باشه
07:26فقط واسه اینکه به هم اعتماد کنن
07:30چه میدونم
07:38بایی دارم چرز و فرز میگم
07:40ببخشید
07:42چیزایی که گفتم و فراموش کن بلنش بریم
07:46فلیس
07:51من برای تو هر کاری میکنم
07:58برای تو برای خوهر برادرات
08:01هر کاری میکنم
08:04نمیتونم شما رو تنها بذارم
08:07من هستم
08:10ممنون
08:14تا وقت دادگاه بین خودمون بمونه
08:21داشت
08:27بله داداش توفان
08:28را بیام بدینم
08:29حلو فلیس
08:31من داداشت بکشی رو پیدا کردم
08:33حالان دارم یه برامش خونه
08:37باشه
08:38شما بریم منم دارم میام
08:40خیلی ممنون
08:41باشه داریم
08:42ساکت شدیگه
08:44چقدر حرف بزنی را باردیگه
08:47میری خونه فهمیدیم
08:49خونه خونه
08:53داداش توفان بود که زن زد
08:55باید بابام حرف بزنم داره میبردش خونه
09:00خب اگه میخوای بریم
09:02باشه
09:04خیلی ازت ممنونم
09:10اصابه پرداخت کنم
09:22از داداشت توفان پرسیدم
09:24میدونم ماسته چی گفتی بابا بیاد
09:25به بچه ها مربوط میشه
09:27بشین تعریف میکنم
09:38چه؟
09:39چرا مثل بزدری نگاه میکنینم خیرم با هر دوتاتون
09:43من خصوصا با تو
09:44کی پدر خودش اینجوری از خونه میندازه بیرون؟
09:46اینجا خونه منه حالتون نصفن از کجا میدازیم بیرون؟
09:50منو ببینین حرفا رو بلکن
09:51اگه بحث قهر باشه که ما با تو قرهیم
09:54اما مسئله این نیست
09:56مسئله چیه خب؟
09:58آوردن بچه ها از اونجا فقط یه راه داره منم با وکیل حرف زدم
10:02هزانتشون رو من میگیرم تو هم اعتراض نمی کنه
10:05نه با
10:06تیفانی نه باش داره خدا دختر من چه فکرهایی میکنه
10:10تو نمیفهمی؟
10:12میگم راه دیگه ای نداره
10:14من باید هزانتشون رو بگیرم
10:16نگیر بابا مگه خوالی خواب بزنم اونجا بمونن
10:19آخ چقدر خوب آبا نونشون رو میدن
10:22ببین ببینی کرباز حریف نون رو ببین
10:25این رو باس میبردن اون موقع هم تو روحت میشدی هم من
10:30ببین
10:31الان از از سوال نمی کنم
10:33نمیپرسم این کارو بکنیم یا نه
10:37هزانت بچه ها رو من میگیرم
10:38تو هم هیچ حرفی نمیتونی بزنی همین
10:42دخترم به نظرت من خرم نمیفهمم
10:45آخ هزانت رو بدم به شما
10:46که دیگه بابا تو نباشم
10:48بعدم راحت یا اردنگی بمبزنی
10:50به نظیرم گوش خیابون
10:51بعدم بقیه ای عمرم باشم
10:52کارتون خواب
10:53شما حال شبه برید
10:59گوشگان میگم این قضیه اصلا به تو ربطی نداره
11:02جور دیگه ای نمیتونی بچه ها رو از اونجا بیاریم
11:05تو میفهمی؟
11:06من باید هزانتشون رو بگیرم
11:08اعتراضم نباید بکنی
11:17اینجوری نمیشه خوشگل خانم کلکت نمیگیره
11:24اون طول جناب
11:26اتجاهای من هنر
11:27کفتیم که باشن هزانتشون با خودمه
11:30منم تصمیمم رو گرفتم
11:31تو پرورشگاه میمونن
11:33و سلام
11:40آخه تو رو چیه بابا حساب کردی؟
11:42اون بجز خودش به کس دیگه ایم فکر میکنه
11:47دسته دیگه پیلیس تو هم خودتون راحت نکن
11:50یه چاره ای پیدا میکنی
11:52خیلی خب من میرم
11:54کاری داشتین خبر بدین
11:56باشه داشتیم
11:57نشی میشیم
11:59خداحافظ
12:03خداحافظ
12:04آبجی
12:07باور کن درست میشه
12:08حتی با وجود بابام حلش میکنه
12:11که این موفق نشدیم
12:13حضرت اینم بر میتونم هم نمیشه
12:28موسیقی
13:08موسیقی
13:35باریش
13:37معلومه کجایی؟
13:41چه خبر رحمت؟
13:44چیزی شده خوبی؟
13:45آرائه من خوبم
13:46یه چند روزی رفته بودم بیرون از شهر
13:48یه کاری داشتم
13:51نه بابا
13:52بدون این که به فیلیس خبر بدی
13:56اونم درست فردای روزی که پیشناده ازدواج دادی
14:02رحمت کی؟
14:21یعنی چی که کار داشتم؟
14:23جواب بده ببینم باریش
14:25تو برو کنار
14:26مگه خوهرم بازی چه توه چی پیشه خودت فکر کردی؟
14:28رحمت
14:29فیلیس
14:29یالا برو تو
14:30تو فکر کردی خوهرمم بیساوه؟
14:32ها؟
14:33رحمت
14:33ما پشتشیم نمیدونستی؟
14:35رحمت برو تو
14:35آبچی؟
14:36میخوام حرف بزنم
14:38برو
14:40نگه چیزیشو چه دم کنم
14:47فیلیس
14:50کجا بودی؟
14:58کجا بودی؟
15:04باشی
15:06خب حالا چرا آمدی اینجا؟
15:08اینو بگو
15:13گفتم شکلت بتونم برای بچه ها کاری انجام بدم
15:17درباره بسیسی میگم
15:19فیلیس
15:19ویل کن چیه؟
15:21فیلیس چی؟
15:23وقتی که جدا بودی میتونستی بری
15:25نرفتی
15:27هزم خواستگاری کردی
15:29این انگوشتار دستم کردی
15:30بعدش یه دفعه قیبت زد
15:34دیوونه شدم
15:35بکردم بلای سرت اومدی
15:39مادرت اومد
15:41گفت ساباش رفت
15:43گفت با هم خدافزه کرد و رفت
15:49وقتی هم که به هده دیاش داشتم کنارم نبودی
15:52حالا هم که اومدی هیچ توزیهی نداری
15:54یه حتی نمیگی چرا رفتی
16:03فیلیس من باید میرفتم
16:05مجبور بودم که برم
16:07منم رفتم
16:13فقط هم اینو بدون
16:18تو هم اینو بدون
16:19دیگه نریخته منو میبینی
16:21نه خوهر برادره اومو میبینی
16:22فیلیس
16:23فیلیس
16:27نابچی
16:30نابچی آرون باش
16:32آرون باش
16:36اینم میگذر آرون باش
16:37باور کن
16:39باشه
16:39اگه میخوای برم بزنم لحشگانم آره
16:42دیوونه نه شاوه لحشگان کاره مهمتری داری
16:45برو یه چیزی بخور باید بری مدرسه
16:48نابچی امروز نمیرم
16:49نه باید بری رحمت برو چایی درست کن
17:24بیشکان کاره موسیقی
17:29بیشکان کاره مستفلی جزی بخور موسیقی
17:40موسیقی
18:33موسیقی
18:36موسیقی
18:36اون شیدنی و وردن
18:38زود رسیدن باید برم
18:39تو بخواب
18:44زود بشیم ببینم
18:45بچه ها بیدار شین صبح شده
18:56گیلاس جو
18:57بیدار شو باید برای صبحونه بریم
19:04چیزه من دیشب اسمت آوردم
19:07میخواستم صبح ببرمش ولی خواب موندم
19:10بارو لباس از رو حوض کن
19:13بعدم صحبت میکنی
19:16اسمت بیدار شو بیدار شو
19:18سرتو بپا سرتو بپا
19:23تو خونم تو اسمت با هم میخوابیدی؟
19:26من و اسمت و خوهرم توی اتاق میخوابیدیم
19:30گلاس چون ببین
19:32هم تو هم اسمت باید به اینجا عادت کنی
19:35واسه همین دیگه اسمت تو نبرپیش خودت باشه
19:38چون اونم باید به جای خودش عادت کنه
19:44اینجا دیگه خونه شماست
19:46شاید مدت خیلی زیادی اینجا بمونی
19:48سرکن به چشم خونه خودت بهش نگاه کنی
19:51نه خیلی
19:52حایرم مار از اینجا میبره
19:53ما خیلی اینجا نمیمونیم
19:55موقعتی اینجاییم
19:56واسه همینم اصلا نیازی نیست که اسمت به اینجا عادت کنه
20:00یعنی میتونه پیش من بخوابه
20:01خیلی خواب بریم واسه صبحونه
20:04بعدا صحبت میکنیم
20:10موسیقی
20:10موسیقی
20:11موسیقی
20:20موسیقی
20:21موسیقی
20:21موسیقی
20:40آمیدوارم توضیح قابل قبولی داشته باشی که بی خودی نایمده باشم
21:12چی شده؟
21:13بچه بی داشتین بی داشتین
21:15فکرت جاشخیز کرده
21:17اسمش هم همینه فکرت دوی شو
21:19مامانت موقعی خواب پوشکتو نبسته
21:21چی کار کردی فکرت؟
21:23بچه بیایی ببینی
21:24فکرت جاشخیز کرده
21:26اینجا چه خبره؟
21:29بچه
21:30بچه ها گفتم چه خبره؟
21:32خانوم فکرت جاشخیز کرده
21:37نه خانوم آب ریخته
21:39آره رست بگی
21:40بسه کافیه بچه ها تمومش کنین
21:43یالو زود باشین برید سر سابونه
21:45زود باشین
21:45خیلی خوب مانون
21:46های بابا
21:53فکرت؟
21:55خانوم
21:56وقتی من خواب بودم آب ریختن
22:00باشه فکرت
22:01پاشو لباس تو عوض کن و برو سابونتو بخور
22:05ما ملافوها رو عوض میکنیم
22:07مهم نیست پاشو
22:08برو دیگه
22:32فکرت جاشو داره میاد
22:37به تو میخندن؟
22:39نه داداش اونا به همه چی میخندن دیوونه
22:42بچو
22:44خیر باشه
22:46ببینم مشکلیه
22:47نه داداش بین خودمونه
22:49خب باشه پس
22:50میشه جونتون باشه
22:59الان سابونتونو باهم بخورین
23:01اما بعدش اسمت باید با من بیاد باشه گلاس جون
23:06چی شده گلاس؟
23:08سابونمو بیارم بهت میگم
23:26بیا بگیر اسمت
23:27بخور ببینم داداش
23:35خب؟
23:38دیشب اسمت رو آوردم پیش خودم که یه وقت نترسه
23:41دوتایی با هم خوابیدیم
23:43صبح میخواستم ببرم ای سر جاش اما خواب موندم
23:48مخلی خوب باشه
23:49دیگه این کار رو نکنم
23:51داداش ارزاب جی اونا خبری نیست؟
23:55نه من هنوز زنگ نزدم
23:56بلی اونا هست من رفتم پیش وکیلو صحبت کرده
24:02دبینیم
24:02شما دیگه بچه نیستیم
24:05میدونم که نراحتیم بلی به خوهرمون
24:08اعتماد کنیم بچه ها
24:10هر کاری بتونه انجام میده تما را از اینجا ببره بیرون
24:15ما امتون اون موقع باید دندون رو جیگر بذاریم
24:18ما یه خونواده ایم
24:23همیشه هم خونواده میمونیم
24:25باشه بچه ها
24:28موافقیم؟
24:28باشه
24:29خب دیگه
24:30مهتر صبنتم زودتر مخوریم
24:39پسر تو داری چی میگی؟
24:42حقیقتو
24:44یعنی تو واقعا دوزدی؟
24:46ماشین میدوزدی؟
24:48گفتم که اومد قدیم بود
24:50این آخریم واسه خونه فیلیزینه بود
24:53گفتم آخرین کارم باشه
24:54وقتی هم که بچه ها رو تو ماشین دستگیر کردن
24:57گیر کردم
24:57راستش و حضرت از جرمت سنگینتره
25:01واسه همین رفتی؟
25:02واسه اینکه جمیل بچه ها رو نندازه زنده؟
25:06داداش ببخشی دا
25:07تو مردی
25:08فقط کسی نیست دفنت کنه
25:10تو هلا با چه روی اومدی؟
25:12اینو من نمیفهمم
25:13خودم متوجه عوضه هستم، میدونم
25:16بعد از اینکه وضعیت بچه ها رو رو برا کنم میرم
25:18اومدم پیش تو که کمک هم کنی
25:21که منم بتونم به بچه ها کمک کنم
25:22پیش جمیل هم که نمیتونم برم
25:24یعنی کاری نمیتونم بکنم
25:25توفان گالو دیگه، کمک میکنی یا نه؟
25:28والا داداش من کاری نمیشه کرد
25:30فکری هزانت بچه هاشو نمیده
25:31خودش هم نگهشو نمیداره
25:33یعنی بچه ها تو پرورشگا میمونن
25:35کاریش هم نمیشه کرد
25:41به نظرم تو هم از همون راهی که اومدی برگرد
25:44فلیس خودش هزار تا درد سر دارد
25:46یه با تو هم سر و کله نزنه
26:04داداش نه از مدرسه خبریه نه از درس فاسه چی دارین درس میخونم؟
26:07مگه نگفتم چند روز دیگه باید دوباره بریم مدرسه ها؟
26:10حد اقل تو موقع چیزی یادت نره فکرتشون
26:14یالا تو هم باز کن یه چیزای تمرین کن
26:19کدیمه که از این بالایی ها؟
26:27منو نگاه کن
26:28ببینم تو مشکلی چیزی داری؟ خب بگو خب
26:31نه داداش چیزی نیست
26:34اینقدر اینجوری حرف نزن
26:36میگم اینجا مشکلی چیزی داری یا نه؟
26:40نه داداش چه مشکلی؟
26:44خب باشه میبینیم
26:45میبینیم؟
26:46میبینیم؟
26:47تمرین کن
26:48باشه
26:53سبیل خانم یعنی راه دیگه ای نداره؟
26:55ثابت کردن بیکفایتی مادر خیلی راحته
26:58همین که الان نیست کافیه
27:00ولی تا پدرت هزانتو ندهه ممکن نیست بتونی قیم بچه ها بشی
27:05خب چی میشه؟ همینطوری توی پربرشگا میمونه
27:08فیلان که راه حل دیگه ای نداریم
27:13فهمیدم خیلی ممنونم
27:14فیلیس
27:15باور کن اگه راه دیگه ای بود که انجامش بدی بهت میگفتم
27:19ولی خب
27:20بله میدونم
27:24بابام
27:25تا وقتی بابام اینجوریه ما هیچ شانسی نداریم
27:32بابت همه چیز ممنونم
27:52دارهوهوه
28:02موسیقی
28:39موسیقی
29:02موسیقی
29:04موسیقی
29:04موسیقی
29:11موسیقی
29:13موسیقی
29:13موسیقی
29:23موسیقی
29:28موسیقی
29:29موسیقی
29:29موسیقی
29:29موسیقی
29:29موسیقی
29:31موسیقی
29:33موسیقی
29:39موسیقی
29:40اینم که حال روزت ها شده
29:43تمام مدت داری گرگه میکنیم
29:47تو داری چه ادی میگی
29:50چه ادی میگم
29:57از دیشم خواب بششمون نهی
29:59همه اش کفتم نهی
30:00فکری خدایش شد از روزم این برد دار
30:02این بچه ها چی کار کردن که ارزتا سرشون خریب کن
30:07حالا هم که تو نتونستی مرقبت جا باشی
30:10خب بذار دخترت ازشون مرقبت کن
30:13میتونم من نمیتونم واساتون
30:16نمیتونم پدری کنم
30:17اما گفتم حد دقل با گذاشتن از حق پدری
30:21یه خیلی به شما رسونده باشم
30:24خیلی ممنون
30:27خیلی ممنون
30:29خیلی خب خیلی خب بجوام بجوام
30:31تا بریم هر کاری که لازمه رو انجام بدیم
30:34میتونمی کیف اما برتارم
30:35هنا میانباشه
30:36بریم بشه وکیل
30:37بریم
30:38خب خب شات
30:39چه دودتر بریم
30:40بهتری
30:41بری بهتری
30:43بگه فکری
30:48های شبه
30:49آقا شبه
30:53به تو که ازی
30:54سا بخه
30:55سا بخه
30:56سا بخه
30:57چی هست
30:57چی میخه
30:58از یونمتا
30:58ها
30:59هالا بخیال اینکه من چی میخوام
31:00بیا عرف بزارین بیا
31:01تمام هم چه عرف بckا دارم با تو
31:03بزرم کار ربسته
31:04از یونان دنبال دختر من افتادی
31:05چی میخواید؟
31:06بعضی یونان که تموم شد بابا
31:09یه لحظه پاچه بیا دیگه
31:10جوجو تا بشین آروم باش
31:12من برم ببینم این طول باز چی میگه
31:17آفت پرس چی میخواید تو؟
31:19باشی کم گشنتم هرگیدیم
31:21اینجا کپمونه بذاریم نمیذاری؟
31:23منم همین رو دارم میگم
31:24اگه به حرفم گش کنی دیگه گرسته با
31:26بیجا هم نمیمونی سرکن
31:29اگه فریز بتونه ازانت بچه ها رو بگیره
31:32این ماله تو میشه
31:33این چیه؟
31:35گلید خونه
31:35کدام خونه؟
31:37خونه ای که تو محلی گرفته بودم
31:39خونه یه خودم یه امروز نموانه میگه
31:41خب بده
31:42الان نه
31:43نباید به پرونده ای ازانت اعتراض کنی بعدش
31:46باشه اعتراض نمی کنم
31:48باره پسرچون بریم زودتر
31:50عجله کنیم سریع باشیم هرچی زودتر
31:52دمومش کنیم همونقدر زودتر
31:54خلاس میشیم
31:57خب رسید
31:58تا وقتی این قضیه تموم بشه
32:00من باز کدوم گوری بمونم
32:01آن کچه بمونم
32:04خب براد یه هتولی جایی پیدا میکنم
32:06ایمالا میدونستم
32:08از چه امر فرکسی بیا بریم از ایتنم
32:10تو بیگی و بدش کنیم
32:11باشه بابا باشه
32:13بری
32:16حاضری دخترم
32:19بریم دختر عزیزم
32:21بریم هر کاری که لازمه رو انجام بدیم
32:23تو هم خوهر برادراتو بگیری میشی
32:25خودت باشه بریم
32:26یعنی خوهرت چقدر شانس داره
32:29میتونه بچه ها رو پس بگیره؟
32:31نمیدونم مجده
32:32واقعا نمیدونم
32:34این گرفتاره یه بات همونی نداره
32:38مامان موزی حلش میکنه
32:42موزی؟
32:43سلام سابب خیر
32:45سابب خیر
32:46حکمت امروز نمیاد مدرسه؟
32:48نه
32:50منتقلش میکنم به یه مدرسه دیگه
32:52نزی که پرورش کنه
32:55هی بابا
32:57خب تو چی؟ اصلا باش صحبت کردی؟
32:59بیروز دیدمش
33:02بدک نمید
33:04اشکالی نداره
33:05همین روزا برمیگرده
33:07مدرسه برمیگرده خونه
33:08مامانم حتما حلش میکنه
33:10مامانت حلش میکنه
33:11دستش درده نمیده
33:12ولی مشکل بابامه
33:14مگه چی شده؟
33:16خودت که میدونی مشده
33:17بابام درده سری
33:20هی غربون فرشته
33:22گلم برم
33:23میدونید خانم دختر من خیلی آقله
33:25فقط به خیر و سلام و بچه ها
33:27فکر میکنه
33:28تا امروز هم واسه بچه ها
33:30مادری کرده
33:30عظیمه
33:31بعدم حقش که ازداناتو داشته باشه
33:32من ایچه تو رازی ندنم خانم
33:34و هر کاری لازمه انچان بدین
33:37من حلش میکنم آقا فکری
33:40حالان کارمون آسانتر میشه
33:42قطعا سریتر نتیجه میگیریم
33:45اما برای تو وضعیت هنوزم راحت نیست فیلیس
33:48دادگاه تاینه هزانت یه هفته یه دیگه برگذار میشه
33:54برات پربنده تشکیل میدم
33:56گذارش بازرس به سیستی هم دیدم
33:59متاسفانه اونم زیاد به نفع ما نیست
34:04باید واقعا دستت پر باشه
34:07خب یکم فرصت کمه اما
34:10یه کار خوب پیدا کن
34:12نشون بده که بچه ها زندگی خوبی قرار داشته باشن
34:17نفع میدم
34:19تو میتونی دختره کنم
34:21تو هر کاری ازت در میاد
34:25خیلی ممنون
34:26خدا حافظ
34:27آه آه فیلیس
34:29نام زدی چون مثل عقد رسمی نیست
34:31دادکان خبول نمی کنه
34:33باید یه تدادی آدم بیان شهادت بدن
34:35یه دست در همسایه ها
34:36باید اونرم پیدا کنیم
34:39نفع میدم
34:40باشه پیدا می کنم
34:42خدا دست
34:50چین شماری زنه چقدر بر میزد
34:53معتلمون چه هست
34:56بله جمی
34:58چه خبر
34:59سلامتی تو باید بگی فیلیس
35:01فکرم منده بود پیش تو
35:02خبری نشده؟
35:03زنگ زدم ببینم کمکی چیزی هست
35:05انجام بدم
35:06خوبم نه خیلی ممنون
35:08من دارم میرم دخترم
35:10من شوی نکنم
35:10منم میخواستم به حضایی بزنم
35:13اگه وقت ری میشه هم دیگه رو ببینی؟
35:15باشه مشکلی نیست
35:17ببینم اتفاق بدی افتاده؟
35:18نه نه همه چه خوبه
35:20حاب خوبه
35:21باشه پس من منتظر خبرتم
35:24خیلی خوب باشه میبینم ایت
35:29بابا خیلی ممنون که اومدیم
35:31نیچه مفیم
35:32من از تو ممنونم دخت برم
35:34شنلا که برنده بشیم
35:36وقت باشی پاینده باشیم
35:38خوش کرد
35:40دست برم
36:01سلام
36:01بس بخیره
36:02خبستی نمشین
36:03واقی اینجا رو ببین
36:06عجب شراغونی کن
36:11ببینم
36:11انگار قبض برقی اینجا خیلی زیاد میاده
36:14باره آره
36:14به نظر منم خیلی دیگر
36:21سلام خبسته نمشید
36:23سلام
36:24سلام
36:25خبسته نمشید
36:26من
36:27من
36:27برای مهمونم اتاق رزف کرده بودم
36:30فکری ایلیبال
36:34این اسبا بازی نیست
36:35دست نزن
36:37بله آقا سواش
36:38اتاق حاضره
36:39فقط میشه من کارتش نزای آقا رو داشته باشم
36:42بله
36:44خیلی نزیش
36:49بفهم
36:50خیلی ممنون
36:51خواهش میکنم
36:52من کارم رو کردم
36:53بکنم تا زمان دادگا مزامه کسی نمیشی
36:56بابا مگه مرز دارم مزامه کسی باشم
36:59من اهل برام و معرفت تا مهلی پولم دیگه چه میشه
37:03فهمیدم
37:06فهمیدم
37:06خب پس من میرم
37:07خوش بگذاره
37:08خاله شو ببرم
37:14خب
37:15متاقم کشم
37:17شما یه لحظه اینجا منتظر بمونین
37:19همکارم شما رو تا آتاوتون راه نمایی میکنم
37:21خوبش
37:22امینده خوش مانعبود
37:23و اون دوستتو دو باگه کم عجلة کنم
37:25باشا حتما
37:29هاو هلو
37:31حواریتون چطوره
37:32منم تو این هوتل مندگر هشتم
37:36هاو آخه
37:37چه شدارین خوبیم
37:38خوش میترین
37:39حو اکسیوزیتون چطوره
37:42من آی ام تو این هوتل مندگر نیچیشا
37:47آی آبا
37:48خب حواریتون چطوره
38:00آبچی تو مطمئنی که بابا همچین حرفی زد
38:03آره بابا
38:04تو دفتر وکیلم با هم اومد
38:06میخندید و حرف میزد
38:08هی دست همم میگرفت
38:09بابا
38:10آره گفت که هیچه اعتراضی هم نمی کنم
38:13فیلیز مثل مادر اونا میمونه
38:15به خدا
38:17این یاروم اگه تا دیروز یه چیز دیگه نمیگفت
38:20بچه های من هزانت من
38:21ها چی شده چی هم از شده
38:24حتما رگ پدریش زده بالا
38:26تا قطع نعی ورده با انصاف شده دیگه
38:29من که باور نمی کنم
38:30از حالا گفته باشم
38:32خب الان چی میشه وکیل چی گفت
38:35وکیل چی بگه
38:36گفت افتای بد دادگاه هزانته
38:39تا اون موقع باید یه کار خوب پیدا کنم
38:41باید برای دادگاه خودم رو آماده کنم
38:44آبچه
38:44تو بهتر از من میدونی
38:46کار پیدا کردن و اینا
38:48خیلی مسئله راحتی نیست
38:50چی کار کنم عزیزم
38:52هر کاری بتونم انجام میدم هر جور که بشه
38:55الان این طرف کجاست؟
38:57امروز یه سرم نایی مدفع خونه
39:00بعد از زفتر وکیل رفت
39:02نمیدونم
39:03بالا تا جایی که میدونم
39:05خونه خال شیما که نمیمونه
39:07اصلا به ما چی؟
39:11بابا هم با این کارش
39:13بازم خود رو شکر
39:16باشه
39:17بازم خود رو شکر
39:19بازم خود رو شکر
Comments

Recommended