00:00میگه ساعت چنده
00:01ولی میدونه من ساعت رو گوشی ندارم
00:04خیلی خوب باشه ساعت دستت نمی کنی قبول
00:06ولی چرا گوشی نداری آخه
00:08تانر طبیعی نیست که این کارش برام سوال باشه
00:10تو این مورد حق با زینب داداش
00:13این از ما همه چی رو قیم میکنه و به ما هیچی نمیگه
00:17ولی ما چی؟
00:17این بول بول همه چی رو بهش میگیم
00:20آره تانر دقیقا دقیقا
00:24من رفتم
00:26حتما زینب پوزیلیش گرفته
00:28نگاش کن
00:30نگا کن تو هم آخه
00:31آره من هم
00:39در مورد ادانور حرف زدین؟
00:44چیه خوب
00:47نه بس در مورد خودمون بود
00:49میدونی؟
00:52زینب یه حس بدی دارم به خاطر ادانور
00:57بعد اون دختر رو بیاریمش بیرون
00:59حق با توه اما نمیتونم قانش کنم
01:02بابته اطلاعاتی که به ما میده میگه باید خونه آسیه بمونم
01:06من هم نمیتونم حرفی بزنم
01:07خوب شد پای سما رو اونجا باز کردی
01:09چطور؟
01:10تو نمیتونی ادانور رو قانه کنی
01:12اما سما لازم بشه از موهاش میگیره میارتش بیرون
01:15چرای دیگه ای نداریم
01:18خوب
01:19اگه ادانور بازنگ زد
01:21با سما میرن بیمارستان
01:23خوب میشه
01:25با سما حرف رزنم؟
01:27الان نه
01:28اگه خبری شد
01:29بگو باید با هم یه جایی بریم
01:31بقیه چیزی ندونن
01:33تو راب سما میگی
01:34باشه
01:35بطمئن
01:47اینجا یکم سرده نه؟
01:55بیا اینجا
02:07بیا
02:15حتما باید اینجا خوبش بیاد
02:17بعدش بره اتاقش
02:21ازت سوال میکنم
02:23تو هم ست تا دروق به هم میبافی
02:25منو میپیچونی
02:26اون موقع منم خوابم میگیره
02:30خب بپرس
02:31امروز چه قصه ایم خیلی بشنوی؟
02:37سربازیت کجا بود؟
02:39آشپسخونه
02:41وای تا حالا ندیدم
02:42یکی اینه تو
02:43اینقدر زود دروق به هم ببافه
02:45نمیشه که اینطوری
02:46واقع هنگه
02:54نمیخوای بگی؟
02:56چیو بگیم؟
02:57این که چطور سیف زمین پوست میگرفتن؟
02:59باشه بابا نخواستیم نگو
Comments