Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
خلاصه قسمت 47 عشق مشروط
سرکان بعد از پیدا کردن ادا در کمپ می لرزد. رفتار نزدیک و محبت آمیز سرکان توجه ادا را به خود جلب می کند. او مشکوک است که دلیل دیگری پشت تصمیم سرکان برای ترک وجود دارد.
از آنجایی که ادا هنگام تصادف در جنگل به سرش زد، نباید تا صبح بخوابد. سرکان با اصرار او را به ییلاقی می برد. و تا صبح با هم وقت می گذرانند.سرکان سعی می کند به جدایی با ادا عادت کند در حالی که سعی می کند نسبت به با هم بودن افه و ادا بی پاسخ بماند. چون آگاه است که ادا در جدایی آنها تردید دارد.
در شب بازی پسران و شب های کارائوکه دخترانه، پسرها در مهمانی دخترانه شرکت می کنند. در این شب که همه احساسات خود را به روی یکدیگر باز می کنند، برای سرکان بسیار دشوارتر خواهد بود که عشق خود را به ادا پنهان کند.

ادا که تمام امیدهایش به زندگی را به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات مواجه می شود که بورس
تحصیلی اش را برای ادامه تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه تظاهر به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند.

اگرچه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

سریال، در بازیگران; علاوه بر Kerem Bürsin و Hande Erçel، در این سریال نام های موفق بسیاری مانند نسلیهان یلدان، اوریم دوغان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولسینلی اوغلو، علیجان آیتکین، سارپ بوزکورت و سینان آلبایراک حضور دارند. .
Transcript
03:09موسيقى
03:31قبول کردی؟
03:33چرا؟
09:25شكرا
10:25شكرا
10:55شكرا
10:57شكرا
10:59شكرا
11:01شكرا
11:35شكرا
11:39شكرا
11:41شكرا
11:55شكرا
12:03شكرا
12:05ترجمة نانسي قنقر
12:35از از ممنونم فرید برای این که حش دار دادی و واقعیت رو به هم گفتی
12:39بلاخره باید بدونم با چی طرف هم دیگه مگه نم
12:42آره اما این چیزی نیست که به خاطرش نگران باشی
12:45درخواست یه جلسه کن تمام کارهایی که تا الان برای شرکت کردی
12:49بعد از این قرار چه کارهاییو انجام بدی و توی قرارداد چه چیزهایی کم یا زیاد بوده
12:53همه اینا رو انجام بده اینجوری خیال خودتم راحت تر میشه
12:56باشه این کارو میکنم
13:00یه چیزی دیگه هم هست جرن
13:02از بابات کمک بگیر
13:06یه ایکیب برای جمع کنه ببین تو فرصت وکالت یه هولدین رو داری
13:10خب اینو به بابات بگوین یه فرصت خیلی خوبه
13:14باشه میرم
13:18از بابام درخواست یه ایکیب میکنم
13:21حق تاری
13:23ممنونم
13:24البته
13:25بزنم به تخته امروز خیلی خوب با هم کنار میهی ما
13:28سه بار
13:32سه بار
13:32خوبه؟
13:40رئیس بزرگه
13:46سلام جونم امو التکی
13:48سلام انگیم چطوری؟
13:50خدا راشق خوبم امو التکی
13:52نمونطور که میدونی دونبال کارو بارو بود تو بود تو هم
13:54تو چطوری؟ خوبی؟ سلامتی؟
13:55سالم و سلامت هم
13:57ولی میونم با سرکان خیلی خرابه
14:00نمیدونم باید چی کار کنم
14:02حالو
14:05نمیدونم ولی چی بگم به خاطرم این سکوت کردم
14:10ببینه میدونی چی میخوام بگم
14:12میخوام بگم که بچه ها را جمع کنی
14:14بیاین خونه ما
14:15یه شب بازی را بندازیم
14:17منظوره تازبازی چیه؟
14:19بازی ها یه کنسولی
14:20ما کلی بازی داریم
14:22بچه ها؟
14:23آره
14:25سرکان افه تو فرید و اینا دیگه
14:28ام نه مواهب تکی من را میشتستی که اسم کنسول که بیاد من بود دو بود دو میام سمتش ولی
14:33اون بچه ها که شما میگید مرده گندهی شدن و اینجا به جونه هم افتدن
14:36میدونید دیگه سرکان کلاسیک باز همه چه را به هم ریخته
14:39های بابا
14:40برای این که با سرکان یه جا باشم نتونستم به خونه یه دیگه ای پیدا کنم
14:45یعنی میگی نمیاد؟
14:46نه نمیگم
14:47منی من مطمئن باش یه جوری میارمشم
14:49و اگر لازم باشه گوشش را میگیرم و میارمش تو اصلا نگران نباش
14:52باشه
14:53باشه
14:53به تو اعتماد دارم
14:55به امیده دیدار
14:57داربونه تمام میبینم ات
14:58ببینم تو از بختن سیر نشدی بازی کن گله بازی کن
15:04ادا
15:07تو بر اساس این اظام جدید تو شرکتی یا تو هلدینگ
15:12افه هر جا باشه منم اونجا
15:15منم هر جا آقا سرکن باشه اونجا در واقع همه جا
15:19لیلا
15:21به نظر تو سلین چطوره این ما جرای عقد و اینو را از سر گذرونده
15:29راستش نمیدونم سلین خانم یکم در اون گره است من باش صحبتی ندارم
15:33تو
15:35تو همه چیزو میدونی و همه چیزو میبینی لیلا جون
15:39باشه رو کراس حرف میزنم
15:47بعد از این که منو سرکن جدا شدیم
15:50سرکن و سلین
15:52به نظر دستند
15:54نه نه نه
15:55ولی ببین یه موضوعی هست
15:56اونا دائم کنار همدیگن
15:58خب آقا سرکن دائم کنار تو هم هست
16:00و منم دائم کنار آقا سرکنم
16:01نمیدونم از این چه برداشتی میشه کرد
16:03اما فقط یه چیز رو میدونم
16:06به کل بیچاره شدیم
16:07الان داره به من نگاه میکنه
16:10ستاد نمی کنه آروم باش
16:13من ریسک نکنم خودم رو مشغول کار نشون بدم
16:16یه چیزی بگم
16:19در مورد این سلین خانم
16:21به نظر من اون گیر داده به آقا فرید
16:23یعنی میگی این چوریه
16:26پس من الکی
16:28تو ذهنم فکر رو خیال میکنم
16:30وقتی اولین بار اومدی شرکت
16:35میدونی من چرا شیفته تو شدم
16:37من بهت گفتم
16:39نمیتونی ازش اشتباه پیدا کنی
16:40اگه پیدا کنی دیوونه میشه
16:42تو اون اشتباهو پیدا کردی
16:43رفتی بروش و بردی دیوونه شد
16:45الانم همون حالت و همون نگاه رو صورتشه
16:48هون با جدا شدن
16:51از تو یه اشتباهی مرتکب شده
16:53ولی تو خیلی قوی جلوش وایستادی
16:57به نظر من همینطوری ادامه بده
16:59یعنی کتاه نایا
17:01به جنگ تو دختر قوی هستی
17:03تو هم خیلی شیرینی
17:05باز داره نگاه میکنه
17:07چیزه چیزی خواستین
17:09یه چیزی میخواییم بگین
17:10الان میام همین الان دارم میام
17:12آقا سرکان
17:16چیزی میخواستین چای قهوه چیزی بیارم براتون
17:19الو
17:21امه جان
17:22روزه ای که از خلفتی سفرش دادیم
17:24چی شد اومد؟
17:26آها
17:26باشه
17:28منم نگران شدم که به دست مشتری رسیده یا نه
17:30باشه پس همه جان شب میبینمت
17:33خیلی میبوسمت
17:35روزه سیاه خلفتی؟
17:38آره
17:39برای مشتری مخصوص سفرش دادیم
17:41من عاشق اونگولم
17:43قبل از این که بدیم مشتریش منم میتونم ببینمش
17:48البته با هم میریم
17:49باشه پس منم میرسونم اتخونه
17:51باشه
17:51میخواستم یه سوالی ازب بپرسم
17:53برای محوطه ساحل این پروژه بندرمون
17:56به نظرت همونطور که تو گفتی بکنیم
17:58یعنی این قسمت ساحلو با درخت هاکاسی یا دوباره بچینیم
18:00ننظرت چیه؟
18:01انقاقیو نباشه
18:02آره به نظر منم اصحابه
18:03اینطوری بهتره
18:04انقاقیو نباشه
18:06آره به نظر منم اصحابه
18:07اینطوری بهتره
18:20الو بابا
18:24منم خوبم بابا
18:26بابا من کار یه هلدینگ بزرگ رو به احده گرفتم
18:29و تو حفلین ارائه هم یه اشتباه بزرگ کردم
18:32به خاطر نه همین به کمک نیاز دارم بابا
18:34لطفاً به ام کمک میکنی
18:36باشه بابا
18:40خیلی ممنونم
18:41دارم میام خیلی دوست دارم
18:43فرید
18:49داداش چه خبر؟
18:50خوبم داداش تو چه خبر؟
18:51سلامتی برای شب برنامه داری؟
18:53نه فیلن چیزی نیست چی شده؟
18:55عالیه
18:55همه آلتکین سنگزد گفت بچه ها رو جمع کنید
18:57همه بیاد خونه من شب با هم یه بازی بکنید
19:00بازی؟
19:00مره؟
19:01آقا آلتکین بازی میکنه؟
19:02شوخی میکنی
19:03چی میگی؟ انقاطر ایس میشی که با گد ببینی
19:05اقلت از کار میافتی؟
19:06باشه خوب
19:07کیا هستن؟
19:09نمیدونم داداش
19:10تو من سرکان فیه تفریه کچوله انجامیدیم همین
19:13خب سرکان از این ایکیب خبر داره
19:16نه داداش اونم سپرایز بیشه
19:18تو نگران نباش اونش بابا
19:20باشه خوبه شب میبینم
19:22باشه خوش بگذاری
19:24خدا فیس
19:24میبینم ات
19:25پریل
19:28روز بخیر
19:31روز بخیر
19:33متولده من چطوره؟
19:43شب برنامه چیه؟
19:47هیچی
19:48فکر کردم قراره با انگین جشن بگیری
19:51انگین انگار داره یه سپرایز اماده میکنه
19:54اما هنوز بهت نگفته؟
19:56نه
19:57فکر کنم یه برنامه بزرگ ریخته
20:00کل روزو مشخوله
20:01یعنی من اینو برداشت کردم
20:03به نظرت بامزه نیست؟
20:04خیلی بامزه است ولی
20:06چرا با من حرف نظر نباید اول میومد تراغ من؟
20:10برعکس
20:11به نظرم آخر هست همه میخواد به تو بگه
20:13برای اینکه لعدادن قضیه به صفر برسته
20:15مگه نه؟
20:16امکانش هست
20:17باشه یه سوال دارم
20:19وقتی فهمیدم به تو خبر بدم یا سپرایز بشه؟
20:22نه نه اصلا سپرایز نباشه
20:24با تمام جزئیاتش به هم بگو
20:25همه شو میخوام بدونم
20:27خودت که منو میشنسی
20:28من اصلا سپرایز خوشم نمیاد
20:30اما
20:30چون انگین تدارک دیده
20:34شد خوشم بیاد دیگه
20:36باشه
20:37اما یه شرط دارم
20:39میگم اما نباید بگی که نپسند دیدم
20:42و سپرایزو به هم بسند
20:43باشه قول میدم به هم نزنم
20:45هر سال تولدم
20:48هر جور که بوده اون سال همون جوری گذشته
20:51سلیم فکر کنم امسال خیلی سال خوبی باشه
20:54معلوم میشه عزیزم
20:55امیدوارم
20:59بله انگین
21:05چی کار میکنی؟
21:12کاری که این اواخر اصلا انجام نمیدی
21:16رو انجام میدم
21:16کار میکنم
21:18ببین منا
21:21شب بریم مصابقه بدیم
21:25داداش کلی وقت با هم مصابقه ندادیم
21:28کار دارم انگین
21:30راستش بابا هستنگ ست
21:33گفت شب بیایید پیش من
21:34گفت من همه چی ردیف بکنم
21:36خیلی وقت با هستی نکردیم
21:38منم بهش گفتم که اره دوره هم خوش میکسره
21:40نظر چی هن؟
21:41به نظر من که هایچنه خوبیه
21:42داری سعی میکنی رابطتش رو با من خوب کنی
21:45اما درست نمیشه
21:46درست نشه خوب
21:47مگه چیه خوب درست نشه؟
21:49باش عرف نسنم اونطوری باسی میکنی من؟
21:51وقت باسی هم لازم نیست عرف بسنیم
21:52بیشاره مریضم از دعوتمون کرده
21:54چی کار کنیم خوب؟
21:56منظورت از ما چیه؟
21:59من و تو
22:00خوب دیگه؟
22:03اف و فرید
22:03سر به سرم میذاری آره؟
22:06داداشتا امروز من مگه ازت چی خواستم آن؟
22:09چی خواستم برای اگه همه چی پیشت بود؟
22:11یه یه یه لحظه وایستا چی خواستی؟
22:12مره چی خواستم؟
22:13انگین تو هر روز از من یه چیزی میخوایی؟
22:16کب تو دوست چندین و چند ساله ای منی سرکا نسکی بخواهم
22:18آن از کی؟
22:19ببین سرکا نگر امروز منو بکری
22:21با ورکاون از این بود دیگه بات بازی نمی کنم
22:24کنسول با تو دستم نمیگیرم
22:25میرم با فرید و افه بازی میکنم
22:27با فرید و افه بازی میکنی؟
22:29آره؟
22:29مطمئنم که بهت خوش میگذاره
22:30آره مطمئنماش خوش میگذاره
22:32چیه مگه؟
22:32ببین اگه بیام
22:34میدونی نتیجه چیه
22:36من برنده میشم
22:38آهها
22:39هاشکر این ارسو تحمتم دادش
22:43شب فقط به تو نگاه میکنم
22:45فقط گول میزنم سکت نگات میکنم
22:47گول میزنم سکوت میکنم
22:54مهلا باش منتظر باش
22:55چه شد هم چه شد؟
22:58دیوانه يه
22:59چی بگم آخه من میدونی برو اینا حساسم
23:06آي خدا
23:08افه
23:10برنامت برای شب چه؟
23:12برنامه ای ندارم
23:13خوبه
23:14اما ابتکین دعوتمان کرده گفته بیای ات باسه کنی
23:16بازی
23:17کانسول باسه دیگه خوش میکزره بیا
23:19باشه میام
23:20حالی گه
23:21حالا کیا هستم؟
23:22من اما تو ایما فريد و سرکان سيفی هم یا تو جمع ما
23:25یه مسابقه با امیدیم خوش مگذره
23:27پس بودو بریم بودو
23:28من اول باید ادارو برسنم گلفوروشی
23:30تو برو خودم میرم
23:32نه عزیزم سری راه همه
23:33من ادارو برسنم بعدش خودم میم
23:35باشه
23:37منظورش کدوم گلفوروشی سر راهش ها؟
23:42دادش یه تا دیگه تو زندگه تو نیست
23:44پتر هر کاری میخواد انجام بده گیر نده
23:47تو درباره این افه تحقیق کردی؟
23:49چی شد؟
23:50نگران نباشت داشتر منجامش بیدم
23:51امروز فردا خبرشو بمیدن
23:54اونا دارن کجا میرن؟
24:05حتما میرن کارهای تولدتو بکنن
24:08با سرکان
24:10حتما اتفاق مهمیه که سرکان این وقت روز از شرکت میره بیرون
24:14خب تو برای سرکان خیلی مهمی
24:16به نظرت اینه؟
24:18یعنی برای تولد منه؟
24:20سلام
24:22اندین و سرکان رفته؟
24:24باشه ممنونم اصب خیر
24:26فرید
24:27کجا میری؟
24:31یه کاری داریم
24:32یه کار خصوصی
24:33آها
24:34خداحافظ
24:35اصب خیر
24:37به نظرم دارن تدارکی یه برنامه بزرگ همید
24:42انگار واقعا همی طوریه
24:44انگین و نگاه
24:47آی خیلی خوشم آمد
24:49متفاوته
24:50از کل این محیط میتونیم استفاده کنیم؟
24:56البته
24:56میتونید استفاده کنید
24:57اگه خواستین کلان رو از اینجا بر میدارم
24:59خیلی خوشگلن
25:01نمیخواد برزید
25:01باشه
25:02آشپسخونه هم میتونم ببینید؟
25:03البته
25:03بفرمایید
25:04همه جون؟
25:07ایدا؟
25:08آه
25:10دخترم اینجا چه کار دارید؟
25:12آه
25:13میخوام روز سیاهی که آورده بودیم و به افه نشون بدم
25:17خوش اومدین
25:18آه
25:18قفصه یه پشتیه
25:20آقا کی هستم؟
25:23آه
25:25گفتم اینجا رو کافه کنم
25:29یه چیزی هم دستمون میاد
25:30همه جون
25:35یه راهی پیدا میکردیم دیگه
25:38چون میدونم پیدا میشد دیگه
25:40نه دخترم من هر راهی رو امتحان کردم
25:43این آخریشه
25:44تو اصلا خودتو ناراحت نکن
25:46باور کنه همه چیز خوب میشه
25:48یعنی تو خونه خودمون چایی رو با پول میخوریم؟
25:55ادا
25:55اینجوری نمون
25:56دلم یه چوری شد
25:58ببین به چی گیر دادی عزیزم
26:00گفتم من حلش میکنم دیگه
26:03تازه حسله اون قفر رو هم سر نبریم اینطوری
26:06خوب؟
26:06نه خواهش میکنم این چه حرفی
26:08بعدا حرفی
26:11باشه
26:12میبینم اتون
26:12میبینم اتون
26:13همه جون فکر کنم دست خرابر رو دادی به ما
26:23نه بابا
26:24دفعه پیش اینا داغون شده
26:27داغون شده نه
26:29کی؟ ما داغون شدیم؟
26:30آره
26:30آقا دسته رو گرفتی دسته تا تا با همون داری میری دست شوی
26:33با همه دیگه
26:34افلازم باباین خوب به دست هم میشیند
26:35اصلا اون دست همال من این دست هماله تا ها
26:37ای بابا
26:38امو جون بیا با این بازی کن
26:39ببینم بلدی یه نه؟
26:40اصلا بینم عادت میکنم
26:41خوبه فورا در بارو شروع کردی نه؟
26:43سرکانه دا بازیش دورو نشده
26:45آقا سرکانه ایماده؟
26:46یک حال دیگه میاد
26:47رفت خونه یکم بعد میاد
26:49مطمئن باش
26:49پس خودتون رو گرم کنه دلان میام
26:51یه گیاه خیلی کمیابه
26:56عالی به نظر میاد
26:58میدونی اگه کنده بشه
27:01یه جوی دیگه روشت کنه
27:02رنگش قرمز میشه
27:03برای همین با گلدون رو بردیم
27:06مثل من
27:07منم اهل ماردینم
27:09ولی وقتی رفتم ایتالیا تغییر رنگ دادم
27:12درست یه افهی دیگه پشت این چهره است
27:15ایتا
27:16یه دون از این برای منم سفارش میدی؟
27:19سفارشو شما سبت شد
27:21ممنونم
27:23منم ممنونم
27:24من برم منتظرم نمونن باشه؟
27:26باشه خوش بگذره
27:27ممنون میبینمت
27:28میبینمت
27:39ممنونم
27:57ممنونم
28:01مامان دارم میبینمت
28:08داشتم شوخی میکردم
28:11فقط نخواستم مزاهمت بشم
28:16چی کار میکنی عزیزم؟
28:22کار؟ باید یه ایمیل میزدم
28:24خونه ایما میای؟
28:27نه نمیام چون اگه بیامم چیزی عوض نمیشه مامان
28:31لطفا اینو فراموش نکن
28:32تازه بابامو نمیبخشم
28:34باشه
28:35باشه
28:36میفهمم
28:37اما باز بیا
28:40ببین دوستات همه خونه ایمان
28:42نمیام
28:44باشه سرکان
28:49چیزه
28:52حلقت مونده دستت
28:55متوجه هستم
29:01میخوایی اون حلقه رو در بیاری؟
29:14نه
29:19اون حلقه رو در نمیاری؟
29:22نه
29:23چیزایی که نمیخواب فراموش کنم رو به همیاده بری میکنه
29:27مثل چی؟
29:30دیگه عاشق کسی نمیشم
29:32دیگه عاشق کسی نمیشم
29:35اوه ادا
29:36عزیزم
29:43عزیزم
29:57از انگین خبری هست
30:01ممکنه فراموش کرده باشه
30:07همچنین روز مهمی اونم تولدم و نمیتونه
30:10آره درسته
30:12میخواه یه زنگ بهش بزنی
30:14بخیال
30:17خودش اگه زنگ زد میت پیشمون
30:20باشه
30:20خب ما چی کار کنیم هم؟
30:23یه چیز سرگرم کننده با رخص و موزیک خوبه
30:25باشه منم موافقم
30:28آره بریم
30:29باشه پس به دخترا زنگ بزنم
30:31باشه
30:32چیز سلین
30:33اگه به ادا زنگ بزنم تو دلخور میشی
30:37هرکیو دوست داری دعوت کن
30:39تولد تو اهمم برام کیفم و بیارم
30:41باشه من اینها رو درست کنم
30:43دختره همه یه فکرش شده سرگان
30:48چی کار کنیم چی کار کنیم فراموشش کنه
30:52آبجای فر آروم تهرالو میشنبه
30:54ملو کجاست
30:56میگم بیاد ببریدش بیرون از اتاقش
31:00بیرونم نمیاد
31:02خب یه کاری بکنید
31:03همش نشستید
31:05آبجای فر بهش گفتیم نمیخوا
31:07چی کار کنیم
31:07صدا تو نمیش نفهم
31:08خب بشنو اومدیم دیدنت پایینم که نمی آیی
31:12چی کار کنیم
31:14بیا
31:15تو بیا بشین با دوستات قشنگ اب بزن
31:18صحبت کن
31:20باشه زود باشه
31:25همینطوری بشینیم
31:26باشه بشینیم
31:28به سرکان فکر میکنی مگه نه
31:34چطور فکر نکنم دخترا
31:36دارم میگم که یه چیزی هست
31:39یه چیزی هست یه دلیلی داره به من نمیگه
31:43یه چیزی ناقصه
31:45دقیقا نمیتونم بگم چی
31:46ولی پیداش میکنم
31:47تو وقتی هم پیداش کنم همینجوری میشینم
31:49بابا ویل کن سرکان بلاتو
31:54یه لبیو بریم بیرون یکم بگردیم
31:56آره
31:56پیریل رو رزایی میزنه
32:03الو پیریل
32:08تولدته
32:11من که خبر نداشتم
32:14کجا میرین
32:16کاراو که؟
32:19مارم بگو مارم بگو
32:20مارم بگو
32:20تو رو خود و تو رو خود
32:22بگو
32:24باشه
32:25باشه من فیفی و جرنو بر میدارم
32:28میام اونجا میبیند
32:30حالا شد
32:32آره
32:33بعد از بادتو میتونیم بریم خوش اکثرونی
32:36باشه بریم
32:37بریم
32:38یه هلا بریم
32:39کجا در این میرین
32:41اینجا بود نه؟
32:46آره
32:47یادت بیاد پیریل
32:48اینجا؟
32:50نه
32:51من اومدم
32:52درست هم اینجا بود فکر میکنم
32:55قهوه خوردم
32:56آها اینجاست
32:57چه خبره؟
33:00اردم تو اونجا چی کار میکنی؟
33:02دلم ریختی
33:03یا؟
33:04بابا
33:06من اینجا زندگی میکنم دیگه
33:08من چی اینجا زندگی میکنم؟
33:09اینجا مثل آشخالدونی شده
33:11مگه میشه اینجا زندگی کرد؟
33:12زیر میز خوابیدن چیه؟
33:14اگه میدونستی که اینجا خوابیدن
33:15چقدر کیف میده
33:16اینو نمیگفتی
33:17حالا امتحان کن
33:18یه باره بخواب دیگه
33:19این چادر میمونه
33:20تازه سقفم داری
33:21آخ اردم
33:24مگه میشه
33:26همچین جایی زندگی کرد؟
33:28نمیتونی اینجا زندگی کنی
33:29باشه
33:32خوبه
33:33باشه خوبه ولی
33:36امروز تولدمه
33:40اه خیلی مبارکه
33:42آره خیلی مبارکه
33:43حواسم هست که فراموش کردی
33:45اون بحثش جداست
33:46اما
33:47میخواییم جشت بگیریم
33:49تو هم بیا
33:51باشه خوب آخه
33:57چیزه من الان نمیتونم بیام
33:59چون که چیزه
34:00میدونی من در واقع اینجا
34:01و توی تنهاییم
34:02با خودم خلوت کردم
34:04متوجه ای که
34:05دارم با درونم
34:06در واقع با روحم
34:07و با خودم حرف میزنم
34:09و دارم به خودم توضیح میدم
34:11که من دقیقا
34:11کجای این باشه
34:13من سریع آماده میشم
34:14برم یا منتظر بکنم
34:17شما برید
34:17چون من میخوایم که لباس عوض کنم
34:19ها
34:20پنج دقیقه وقت داریم
34:23پنج؟
34:24پنج
34:25چی کار میکنید شما؟
34:28چخبر؟
34:29اب ببینید چی براتونو وردم
34:31برای روزای خاص کنار گذاشته بودم
34:33ولی چه روزی خاصتر از امروز؟
34:35همه آب تکین خیلی ممنون به خوده که تو فوقولدی
34:38اینگین یه حوچ آدمه با شخصیتش شده
34:41آقا یال تکین ممنون که تشتیف آوردین
34:43خواهش میکنم
34:46هرچی باشه دیگه شریکیم دیگه
34:49فقط اینجا یه جوی هست که انگار
34:51و سور این باری که همو میبینی
34:53یکی همین جوری
34:54سرکان جون
34:56به من کمک میکنی لطفا
34:58البته
34:59البته
35:15تولدت مبارک کریم
35:17تولدت مبارک
35:18یه وقت شب نتونستیم هدیه پیدا کنیم
35:20خیلی ممنون دختره
35:29سلام
35:31آوه لیلا
35:33لیلا خیلی خوشگل شدیم
35:39در واقع من شبا همشم میتاریم
35:41ولی روزا سایی میکنم رسمی لباس ببوشم
35:43پرین خانم خوبه که به دنیا آمدید
35:45تولدتون مبارک
35:46خیلی ازت ممنونم
35:47تو تایمه کمی برنامه ریزی کردیم
35:49اینجارم تحتیل کردیم
35:51و این یعنی امشب شب ماست
35:53دختره واقعا خوبه که آمدید
35:56خیلی ممنونم ازتون
35:57خب پس اشخوال شروع کنیم
36:00بگلش
36:01میدونم که منو نبخشیدی
36:09خوبه
36:09و هنوزم از دستم حصبانی
36:12و در این مورد کاملا حق بطوه
36:14ولی بیا یعنی امشبه رو
36:16طبیعی رفتار کنیم
36:18و این که ازت یه خواهشی دارم
36:21برای درست کردن این قضیه
36:24یه فرصتی به من بده
36:25فرصت
36:28به نظر من اشتباهی که در گذشته انجام دادی رو
36:32هیچی نمیتونه جابران کنه باشه
36:35ولی برای امشب نگران نباش
36:37مشکلی پیش نمیاد
36:38در حال جلوی اف سوتی نمیدن
Comments

Recommended