07:07شكرا
07:37شكرا
09:37شكرا
11:09ترجمة نانسي قنقر
11:39بله عزیزم
11:40خیلی خوشان شدم ممنم
11:42نوشه جونت
11:44یواش یواش بخور
11:47خیلی خوبه
11:53آره دقیقا همینطوری
11:55خیلی خوشمزه است
12:00ادام گفته بود میاد
12:03شاید اونم از علبه بخوره
12:05خیلی باید منتظر بشه
12:09چرا؟
12:11چون ادا تو پاریسه
12:13این واقعا خوشمزه است
12:16بهترین حلوه یه که تالا خوردم
12:21ادا چرا پاریس رفته؟
12:24چون که به شوهر خوهرم پیشناده ازدواج
12:27نه
12:30تو باید حلوه فروش میشدی
12:34خوشمزه در این حلوه ی عمرمه
12:36ادا به کی پیشناده ازدواج داده؟
12:39چی میخواستی باشه شوهر خوهر دیگه؟
12:42تا فردا باید منتظر میموندیم
12:46ولی با همچین موضوعی نشد آخه
12:49چیزی نشد که باباش رفته بیرون دیگه همین
12:52انگین الکی گندش کرده
12:55ببینو تا من چندین بار بهت گفتم که دوست دارم
12:59عشقمون رو به کل دنیا جار بزنم
13:01فکر میکنی جدی نگفتم؟
13:04دیدی چقدر خوب شد همه خوشحال شدن
13:06آره
13:07ملو خیلی خوشحال شد وقتی شنید باید واکنششو میدیدی
13:11به ملو کی گفتی؟
13:14البته که قبل از پرواز گفتم
13:17قبل پرواز؟
13:19من فکر نمی کردم از پاریس به خاطر این موضوع برگردیم
13:22سر کن فکر کردم یکم دیگه میمونیم
13:24آره
13:25اون یکم بیمزه شد ولی دیگه موند واسه بعد ازدواج
13:28واسه ماه اصال میری پاریس
13:30البته قبل شادمایی هستن که باید قانهشون کنیم
13:36آره
13:38خواه
13:40با کی شروع کنیم؟
13:42تو زهن من یکی هست
13:44باشه
13:49پس
13:50پس من زهی میزنم
13:51سمیه خانوم
13:59دش با سرکان رفتن پاریس آره؟
14:03واسه این که تو هواپیما بهش پیشنهاد داد
14:06پس مجبور شدن که برن پاریس
14:08آه چقدر خوشمزده است
14:10باید یه ظرف دیگه از این بخورم
14:12میخوری عزیزم میخوری
14:14کلی میخوری حتی کل قابل من رو هم میخوری
14:16میخوری
14:17ای بابا آخه این چه کاریه؟
14:20هرگی
14:20این چندو میباره که اینطوری میکنی به خاطر تو اسم من بد در رفته
14:24بایستا ببینم یکم پیش آروم تر بودی و وقتی داشتی قضا میکوردی
14:28من نگفتم
14:29چیو نگفتی؟
14:29من چیدی نگفتم
14:30چیو نگفتی؟
14:31نگفتی؟
14:32نگفتم
14:32تو همه چیو دونه بدونه به ام گفتی؟
14:35دونه بدونه
14:36الو
14:38آیدان
14:40با تو باید خیلی خیلی فوری حرف بزنم
14:43یه موضوع مهم میپیش اومده
14:44باشه
14:46به خدا ادامن رو میکشم جای فهر
14:49خب منم ادار رو میکشم
14:51آخه اون کیه که میخواد تو رو بکشه ها؟
14:53ولی جون من با ارزش
14:54آخه یعنیش پیشناده ازدواشتو حقا پیما داده حلقرم خودش گرفته ها؟
14:57خیلی زن مرموزی هستی
14:59آره حلبارو میدی دستم و من هیتنوطیف میکنی تو چیزایی که میخوایی بهت بگم
15:03من دیگه همه چیو میدونم
15:04رفته خودش حلقه یرفته زانو زده پیشناده ازدواجم داده
15:08بخداره چی کار میکنه اینگه اختره
15:11ولی خیلی خوشگل شده میدونی
15:13توی جهبه خوشگل رو تا حلقه گذاشتم بعدشم
15:16بله گوشم با شماست
15:18میخواییم خبر خوبی رو به شما بگیم
15:25خبر خوب؟
15:27ادا
15:30داریم ازدواج میکنیم
15:34آره انتظار اینا نداشتم که از خوشحالی جیغ بکشین
15:43ولی یه تبریک هم میتونستیم بگیم خوشگخالی
15:46منم میترسیدم این کارو بکنیم
15:48پس تصمیم داری کار رو سخت درش بکنیم
15:52سمیه خانم
15:53ما تصمیم گرفتیم
15:55تصمیممون رو گرفتیم
15:57هرچی بشه از هم جدا نمیشیم
16:00دستبر نمیداریم
16:02سمیه خانم
16:07ادا همه چیز رو به هم گفت
16:10شب سال نو دستگیر شدنم دلیل شما بودیم
16:14باشه؟
16:16راستش مهم نیست بران
16:18اگه بخواییم دوباره میتونین این کارو بکنین
16:20شرکت رو از دستم بگیریم
16:22یعنی هر کاری که بخواییم بکنین
16:24فرقی برام نداره
16:25بلی همون جوری که ادا گفت
16:28هیچی نمیتونه ما را جدا کنیم
16:29یعنی ازت میخوام
16:34اینو درک کنی
16:35قبولش کنی
16:37اینو میخوام
16:38شاید از بینمون بری
16:41بتونیم یه خانواده بشی
16:43الان نگره نباشین
16:47متوجهین
16:48یکم زمان لازمه
16:49واسه این که حضمش کنین
16:51هرچی باشه
16:52وقتش که رسید
16:53حرف میزنین
16:54باشه
16:59از رو دوشم کلی بار برداشته شد
17:14به معنای واقعی کلمه شکه شد
17:18ولی میدونی که منصرف نمیشه
17:21چی میشه مثلا
17:23دیگه ما با همیم
17:25یعنی سمیها خانوم هر کاری میخواد بکنه
17:28دستمون از هم جدا نمیشه
17:31الان این خبر خوششو به کی بدین؟
17:36منظرت اینه که
17:38اول کیو شکر کنین
17:41بریم پیش اممم
17:45اون یکم بازی سختیه
17:47اول از مامانم شروع کنیم
17:49یکم انرژی بگیریم
17:50بعد پیش آیفر خانوم بریم
17:52احساس میکنم که آیدن خانوم
17:55این روزا زیاده از میکنم
Comments