Skip to playerSkip to main content
  • 7 weeks ago
خلاصه قسمت 79 عشق مشروط
سرکان در مواجهه با پیشنهاد ازدواج ادا بسیار متعجب و خوشحال می شود. اگرچه او این پیشنهاد را می پذیرد، اما هنوز کاری برای انجام دادن وجود دارد.
تصمیم ادا و سرکان برای ازدواج با شور و شوق در میان دوستانشان مورد استقبال قرار می گیرد. از سوی دیگر آیدان و آیفر به این تصمیم مشکوک هستند. در حالی که ادا و سرکان به این فکر می کنند که چگونه آنها را متقاعد کنند، ملو پیشنهادی ارائه می دهد.
شجاعت ادا یک بار دیگر Semiha Hanım را شگفت زده کرد. سمیها هانیم در برابر تصمیمی که نوه‌اش علی‌رغم خودش و تهدیدهایش می‌گیرد، نقشه دیگری دارد، ادا و سرکان بلافاصله برای ازدواج آماده می‌شوند. مراسم درخواست و شب حنا فرآیندی چالش برانگیز برای همه شخصیت های ما خواهد بود. زمان برای کسانی که این اتحادیه را نمی خواهند در حال سپری شدن است.

ادا که تمام امیدهایش به زندگی را به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات مواجه می شود که بورس
تحصیلی اش را برای ادامه تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه تظاهر به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند.

اگرچه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

سریال، در بازیگران; علاوه بر Kerem Bürsin و Hande Erçel، در این سریال نام های موفق بسیاری مانند نسلیهان یلدان، اوریم دوغان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولسینلی اوغلو، علیجان آیتکین، سارپ بوزکورت و سینان آلبایراک حضور دارند. .
Transcript
07:07شكرا
07:37شكرا
09:37شكرا
11:09ترجمة نانسي قنقر
11:39بله عزیزم
11:40خیلی خوشان شدم ممنم
11:42نوشه جونت
11:44یواش یواش بخور
11:47خیلی خوبه
11:53آره دقیقا همینطوری
11:55خیلی خوشمزه است
12:00ادام گفته بود میاد
12:03شاید اونم از علبه بخوره
12:05خیلی باید منتظر بشه
12:09چرا؟
12:11چون ادا تو پاریسه
12:13این واقعا خوشمزه است
12:16بهترین حلوه یه که تالا خوردم
12:21ادا چرا پاریس رفته؟
12:24چون که به شوهر خوهرم پیشناده ازدواج
12:27نه
12:30تو باید حلوه فروش میشدی
12:34خوشمزه در این حلوه ی عمرمه
12:36ادا به کی پیشناده ازدواج داده؟
12:39چی میخواستی باشه شوهر خوهر دیگه؟
12:42تا فردا باید منتظر میموندیم
12:46ولی با همچین موضوعی نشد آخه
12:49چیزی نشد که باباش رفته بیرون دیگه همین
12:52انگین الکی گندش کرده
12:55ببینو تا من چندین بار بهت گفتم که دوست دارم
12:59عشقمون رو به کل دنیا جار بزنم
13:01فکر میکنی جدی نگفتم؟
13:04دیدی چقدر خوب شد همه خوشحال شدن
13:06آره
13:07ملو خیلی خوشحال شد وقتی شنید باید واکنششو میدیدی
13:11به ملو کی گفتی؟
13:14البته که قبل از پرواز گفتم
13:17قبل پرواز؟
13:19من فکر نمی کردم از پاریس به خاطر این موضوع برگردیم
13:22سر کن فکر کردم یکم دیگه میمونیم
13:24آره
13:25اون یکم بیمزه شد ولی دیگه موند واسه بعد ازدواج
13:28واسه ماه اصال میری پاریس
13:30البته قبل شادمایی هستن که باید قانهشون کنیم
13:36آره
13:38خواه
13:40با کی شروع کنیم؟
13:42تو زهن من یکی هست
13:44باشه
13:49پس
13:50پس من زهی میزنم
13:51سمیه خانوم
13:59دش با سرکان رفتن پاریس آره؟
14:03واسه این که تو هواپیما بهش پیشنهاد داد
14:06پس مجبور شدن که برن پاریس
14:08آه چقدر خوشمزده است
14:10باید یه ظرف دیگه از این بخورم
14:12میخوری عزیزم میخوری
14:14کلی میخوری حتی کل قابل من رو هم میخوری
14:16میخوری
14:17ای بابا آخه این چه کاریه؟
14:20هرگی
14:20این چندو میباره که اینطوری میکنی به خاطر تو اسم من بد در رفته
14:24بایستا ببینم یکم پیش آروم تر بودی و وقتی داشتی قضا میکوردی
14:28من نگفتم
14:29چیو نگفتی؟
14:29من چیدی نگفتم
14:30چیو نگفتی؟
14:31نگفتی؟
14:32نگفتم
14:32تو همه چیو دونه بدونه به ام گفتی؟
14:35دونه بدونه
14:36الو
14:38آیدان
14:40با تو باید خیلی خیلی فوری حرف بزنم
14:43یه موضوع مهم میپیش اومده
14:44باشه
14:46به خدا ادامن رو میکشم جای فهر
14:49خب منم ادار رو میکشم
14:51آخه اون کیه که میخواد تو رو بکشه ها؟
14:53ولی جون من با ارزش
14:54آخه یعنیش پیشناده ازدواشتو حقا پیما داده حلقرم خودش گرفته ها؟
14:57خیلی زن مرموزی هستی
14:59آره حلبارو میدی دستم و من هیتنوطیف میکنی تو چیزایی که میخوایی بهت بگم
15:03من دیگه همه چیو میدونم
15:04رفته خودش حلقه یرفته زانو زده پیشناده ازدواجم داده
15:08بخداره چی کار میکنه اینگه اختره
15:11ولی خیلی خوشگل شده میدونی
15:13توی جهبه خوشگل رو تا حلقه گذاشتم بعدشم
15:16بله گوشم با شماست
15:18میخواییم خبر خوبی رو به شما بگیم
15:25خبر خوب؟
15:27ادا
15:30داریم ازدواج میکنیم
15:34آره انتظار اینا نداشتم که از خوشحالی جیغ بکشین
15:43ولی یه تبریک هم میتونستیم بگیم خوشگخالی
15:46منم میترسیدم این کارو بکنیم
15:48پس تصمیم داری کار رو سخت درش بکنیم
15:52سمیه خانم
15:53ما تصمیم گرفتیم
15:55تصمیممون رو گرفتیم
15:57هرچی بشه از هم جدا نمیشیم
16:00دستبر نمیداریم
16:02سمیه خانم
16:07ادا همه چیز رو به هم گفت
16:10شب سال نو دستگیر شدنم دلیل شما بودیم
16:14باشه؟
16:16راستش مهم نیست بران
16:18اگه بخواییم دوباره میتونین این کارو بکنین
16:20شرکت رو از دستم بگیریم
16:22یعنی هر کاری که بخواییم بکنین
16:24فرقی برام نداره
16:25بلی همون جوری که ادا گفت
16:28هیچی نمیتونه ما را جدا کنیم
16:29یعنی ازت میخوام
16:34اینو درک کنی
16:35قبولش کنی
16:37اینو میخوام
16:38شاید از بینمون بری
16:41بتونیم یه خانواده بشی
16:43الان نگره نباشین
16:47متوجهین
16:48یکم زمان لازمه
16:49واسه این که حضمش کنین
16:51هرچی باشه
16:52وقتش که رسید
16:53حرف میزنین
16:54باشه
16:59از رو دوشم کلی بار برداشته شد
17:14به معنای واقعی کلمه شکه شد
17:18ولی میدونی که منصرف نمیشه
17:21چی میشه مثلا
17:23دیگه ما با همیم
17:25یعنی سمیها خانوم هر کاری میخواد بکنه
17:28دستمون از هم جدا نمیشه
17:31الان این خبر خوششو به کی بدین؟
17:36منظرت اینه که
17:38اول کیو شکر کنین
17:41بریم پیش اممم
17:45اون یکم بازی سختیه
17:47اول از مامانم شروع کنیم
17:49یکم انرژی بگیریم
17:50بعد پیش آیفر خانوم بریم
17:52احساس میکنم که آیدن خانوم
17:55این روزا زیاده از میکنم
Comments

Recommended