Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
Aboutaleb 2 استندآپ کمدی ابوطالب قسمت ۲

پخش آنلاین تمام برنامه های ایرانی
https://www.persianonlinemovie.com/

https://www.persianonlinemovie.com/abutaleb-show
Transcript
00:00PYM JBZ
00:30اصلا یه جوری شده که هیچگی ایشگی ها نمی بخشم
00:33ولی تو اینجوری نباشی
00:35تو ببخشم
00:37اکران آنلاین زیبا صدایم کن
00:39همکنون در سینما آنلاین فیلم نت
01:00سلام من عبو طالبم
01:06آماده این برای قسمت دوم استانا پا عبو طالب
01:09منم آماده این برای قسمت دوم استانا پا عبو طالب
01:09منم آمادم
01:10اما یه نکته ای
01:11یکی از ترس های ما موقع سرمایه گذاری چیه
01:13این تلهایی که می خرم قاطی نداشته باشه
01:15این خونهی که می خرم و به پنجان افردیگه نفروخته باشن
01:18این ماشینی که می خرم حتما زیر پای خانم دکتر بوده باشه
01:21اما الان کار ساده چیه؟
01:24سرمایه گذاری روی رمز ارس ها
01:26سه تاره پونسد سه تاره پونسد مربع رو می شه گرفت
01:29سراف رو نصب کرد و خیلی ساده
01:31برای کسی که حتی مبتدیه تو این فضا می تونه باش کار کنه
01:34سیزده هفته سیزده تا ایتریوم هم می دن
01:36یعنی هر هفته ممکنه یکی از شما ها
01:38برنده ای اون یه ایتریوم باشید
01:40آه ما هفته پیش گفتین
01:41ما هم کار کردیم
01:43دیگه نیستیم تو گوره کشی
01:45چرا نیستید؟
01:46کافی یه معامله انجام بدین تو این حفظه
01:47نه یکی از دوستانتون رو دعوت کنید
01:50برمی گذارید به گوره کشی
01:52و برنده ای ایتریوم شاید شما باشید
01:54بریم برای قسمت دوف
02:11موسیقی
02:34اینا همیدید نه دارید صحبات کنم
02:37موسیقی
02:41اجازه بدین
02:43موسیقی
02:53مرسی مرسی
02:54مرسی
02:55اجازه بدین
02:58نه واقعا مرسی دیگه
03:02مرسی
03:03سلام
03:05خیلی خوش اومدین به استنداب ابو طالب
03:11شاید بگید چرا استنداب ابو طالب
03:15چون میخوام استنداب کنم
03:16میخوایید برخصم ولی
03:18میشه رخص ابو طالب
03:20ولی این جمعیت برای رخص ابو طالب نمیه
03:22خیلی بیشتر میه
03:24شاید بگید چرا استنداب ابو طالب
03:36چون اسمم ابو طالبه
03:37شاید بگید چرا اسمت ابو طالبه
03:40این دیگه به نظرم به خودم مربوطه
03:43و این که ببین خب این سواله را از من خیلی میپرسیدم
03:46مقصوم اوایل
03:47میگفتن اسمه چیه؟
03:49میگفتن ابو طالب براشون تازگی داشت
03:50میگفتن ببینم واقعا اسمت ابو طالبه؟
03:53نه عرشیام به تو میگم ابو طالب
03:56یه وقتی میگم ابو طالب صادقانه ترین حالت ممکنه دید
04:01این سوال من رو میبرد تو فکر
04:03میگفتم اینا فیلم کنند اسم من چیه که با ابو طالب دارم کافرش میکنم
04:07این سوال از من خیلی مسخره بود
04:11واقعا اسمت ابو طالبه مثل اینه که
04:13مثلا شما به یوسف سیدی بگی ببخشید
04:15این بینی خودتونه یا عمل کردید
04:17ناراحت میشه بیگه
04:20یا مثلا به علی رزا منصوریان بگی ببخشید
04:26موای خودتونه یا کاشتید
04:28یا مثلا چه میدونم به رزا گلزار بگی
04:32این سبکبازی خودتونه
04:37سبکبازی خودتونه یا متودهای استانیسلافکی رو دارید پیاده میکنید
04:43یا مثلا به رئیس جمهور
04:46به یکی این کابشنها انتخاب خودته تو این گرما
04:49یا استایلیست داری
04:51ببین ابو طالب اسم خاصی بود
04:54ولی خب اسم عجیب غریبی نبود
04:55حتی دقل تو زمان خودمون
04:57به این مثلا مهده کودک میرفتم اسما رو میدیدم دیگه
05:00بقل اسم آرش نبود که
05:01بقل اسم کبرا بود
05:02بعد این هم مثل من رو مزقره میکرد
05:05یه بار کشیدمش که نگفتم
05:07کبرا جان یه لحظه
05:09بیا منطقی باشیم به تو نمیرسه
05:11یا یکی دیگه بود
05:14مسیب
05:15اون با بدترین حالت خودش
05:18فاصلهی نداشت
05:21اون بدترین حالت خودش بود
05:23ببین که میگم بدترین حالت
05:25خب اسمای ما همه این مدلی بود
05:27تو مهده کودک که میدیدیم
05:29مثلا ما توی مهده کودک قدیری راشتیم
05:31ولی خب اونم یه روز عید قدیری
05:33یه جایزهی میگرف
05:34حالش با اسمش خوب بود
05:35یه روز تو سال حدقل خوب بود
05:36قربان داشتیم
05:38اونم یه روز تو سال جایزه میگرف
05:40سرسف حالش خوب بود
05:42سعادت داشتیم
05:43میلادهای باسعادت به اینا کلی جایزه میدادن
05:46میلادهای سعاده نه
05:47فقط میلادهای باسعادت
05:48سعیدها
05:49سعیدها که هر روز عملا جایزه میگرفتن
05:51عید سعید قدیر، عید سعید فد، عید سعید، همه عید ها
05:54عید سعید به اینا جاییزه میدادن
05:56حتی یه بار آخر سال نازم اومد گفت که بچه ها اگه میشه به خانوادهاتون بگیر
06:00برای کمک و مدرسه یه پولی بیارن
06:03گفتیم میخوایید برای بابای مدرسه مثلا چیزی بخوایی؟
06:05گفت نه بودجه کم بردیم واسه یه جاییز دادن به سعید ها
06:09گفتیم خوب مناسبتی الان در پیش نیست
06:11گفت نزدن یه حرفو
06:12عید سعید ملی شده نه سنت نفر
06:15میگم سرعین اینا حد اقل یه روز حالشون با اسمشون خوب بود
06:19ولی مسعیب اصلا جاییزه هم نمیگرف
06:22حتی یه بار خانوادهش جاییزه خریدن و بردسه
06:25دادن به نازم گفتن اگه میشه سر صف اینو بدید به مسعیب ما
06:29مسعیب هم اون روز انگاه بو برده بود از این قضیه
06:33خیلی حالش خوب بود
06:34میگفت میخندید با بچه ها شوخی میکرد
06:36روزای عادی ما نمیذاشید مسعیب با مون شوخی کنه اصلا
06:38بعد
06:40شانسش اون روز دقیقا پونزه اصمم بود
06:43و جاییزه شدن به پشت سری من
06:45درخکاری محمدی
06:47میگم اسما عجیب غریب بود باورتون نمیشه
06:57یعنی ما لیست حضرقی هاو میدیدیم دیگه
07:00اسما احساس قربت نمی کردیم
07:02ابو طالب، سلمان، زینت، کبرا، غولام
07:05مختلف هم بود مهد کدکمون
07:06یهو گفت آتوسا
07:09موقع حضور قیاب
07:10زمان اصداد
07:11صحبت صحبت سال 76 ها
07:15ما برگشتی میرمیم مثلا آتوسا یعنی چی؟
07:18مثلا یکی آتوسایه چی جوریه؟
07:21برگشت بودم نگاش میکردم
07:22کبرا و غلسیم گفتش که چی رو نگاه میکنی؟
07:25گفتم هر چیزی رو جز تو
07:27بعد همون زنگ تفریه اول من رفتم پیش آتوسا
07:37گفتم که آتوسا میایی با هم دوست چیم؟
07:40گفت ببخشید من دنبال این داستان ها نیستم
07:42تو دنبال این داستان ها نیستی؟
07:46پچه رسمت آتوسا هست؟
07:48من ابو طالب هم دنبال داستان هم
07:51بعد تو این هیم که آتوسا رفت کبرا اومد
08:00گفت چی شده؟ گفتم ایچی
08:02گفت ببین من دنبال داستان هم ها
08:04گفتم برو دنبال داستان نباید
08:07تو این جمع الان کسی هست دنبال داستان نباشه؟
08:15تو تو بیشتر از همه دنبال داستان نباشه؟
08:19تو تو بیشتر از همه دنبال داستان نباشه؟
08:21تو این جمعیت دست تو میاری بالا دنبال داستان نباشه؟
08:23ما توی مهده کودک یه زنگی داشتیم خمیربازی
08:26شما داشتین هم چین کلاسی تو مهده کودک؟
08:29تعامل با مخاطبها اش کردیم؟
08:37توی کلاس خمیربازی من روز اول مادرم برام شیش تنگ خریده بود
08:40شروع کردم چیزمیز درست کردم
08:42آخر زنگ من یه گله خمیر قهوهی داشتم
08:46بعد مادرم میدید که همه رنگهای مختلف دارم دلش میسوخ
08:50برای من شیش تنگ جدید خرید
08:52فرداش دوباره فقط این گله خمیر قهوهی من بزرگتر شد
08:56هر بار که مادرم شیش تنگ جدید میخرید فقط این گله خمیر من بزرگ و بزرگتر میشد
09:01اینه یه برفی که از نک قله را میفته تا پایین
09:04این گله هروز بزرگ و بزرگتر میشد
09:06دیگه تو کیفوهینا جا نمیشد
09:08اینه سرگینقلتان اینجوری هلش میخود
09:12و یه جا دیگه اینقدر بزرگ شده او را از در کلاس تونه میرفت
09:15با بچه های علی گفتیم اینو کردیم تو کلاس
09:18و بعدش دیگه من یه گله خمیر قهوهی نداشتم
09:21یه مکم مستطیل قهوهی بزرگ داشتم
09:24توی این زنگ خمیروازی یکی از بچه ها رو موقع من بود
09:28به این مثلا معلم میگفت که
09:30هواپیما درست کنید
09:32من دست میانداختم از این تاقهار قهوهی
09:34یه چونه میگرفتم
09:44اینو ورزش میدادم
09:46این میشد بدنه هواپیما
09:48یه چونه کچیکتر
09:50ورزش میدادم
09:52بال هواپیما اینا روهم شبیه سلیب
09:54هواپیما این هواپیمای من آماده بود
09:56ولی یکی بود جلوی من میشست
09:58این شروع کرد
10:00یه سندلی درست کرد با خمیر
10:02بعد یه آدم درست کرد
10:04با ذرافت گذاشت اون سندلیه
10:06یه روزنامه داد دستش
10:08خانومشو درست کرد
10:10که داره برای این چایی میاره
10:12بچه هاش تو اون اتاق داشتن
10:14با هم بازی میکردن
10:16همه اینا طبقه آخر یه برجی بودن
10:18یه برج دیگه درست کرد
10:20اندازه این شد برج دوغلو
10:22بعد هواپیماشو درست کرد
10:24گفتم
10:32اصامه چی کار داری میکنی؟
10:40گفتم اصامه چی کار داری میکنی؟
10:42قدر ایده هایی مرا نمیدونید
10:44این ایده یه روز میتره کنه
10:50گفتم
10:52گفتم لطفاً نکن این کار رو
10:54از حرف من نراحت شد
10:56جلیقه شو پوشید
10:58و رفت بیرون
11:00دمه در یه لحظه برجش روی من
11:02الذین یقاتیلون فیکی لحظی الخمیل
11:04برج از حانه
11:14شید بگید اسما چرا این مودلی بود؟
11:16چونکه پدر بزرگا
11:18پدر بزرگا اسم نواه رو انتخاب میکردن
11:20مثلا نواه اول به دنیا میومد
11:22میبوردنش پیش پدر بزرگا میگفتن
11:24که لطفاً اسمشو انتخاب کن
11:26اسم نمیزارم غلام حسین
11:28نواه دوام به دنیا میومد
11:30اسم نمیزارم غلام رضا
11:32نواه سبام به دنیا میومد
11:34نوه‌ی چهاره می‌گفتن آقا بذار خودشون انتخاب کنن
11:37می‌گو باش
11:39اسم این غلام جلیده رو هرچی می‌خوام بذارن
11:41یعنی غلام برای صاحبت بود تو ذهنش
11:44پرس کن تو همچین خانواده‌ایی، شما بری خواستگاری
11:47می‌گن برای چی اومده؟ می‌گه
11:49اومده من رو به غلامی قبول کنید
11:51می‌گن مرمنون، اندازه کافی غلام داره
11:53یکی دو تشون هم بردار ببر
11:55یعنی جشن تاینجنسیت تو این خانواده اینجوری بود
11:57باید کنن که صورتی دختره، باید کنن که آبی؟
12:00آه!
12:02یا مثلا طرف کشاورز بود
12:05بعد این بچهش به دنیا می‌مارد، می‌گو اسم اینو بذارم مثلا آبتین
12:08بعد مثلا بیل بدم دستش پره سر زمین
12:11اصلا آبتین تو فضای رستا دبوم نمیاره، می‌ذاره میره شهر
12:16یه روز از سر زمین می‌گو می‌بینم اون
12:18چلوار اسکینی، فاق کتاهش و فوشیده داره می‌ره شهر
12:21اسم اینو می‌ذارم مسیب
12:23بدترین حالت خودش هم هست
12:25اعتهار به نفس پایین
12:27هیچ وقت رستا رو ترک نمی‌کنه
12:29بعد انگار یه عبری بالا سرش شکل می‌گرف
12:31میاد سر زمین اندازه‌ی دوتا گاو واسه منش اخ می‌زنه
12:36از پوستش هم چرم می‌گیرم
12:38این عبره رو خراب نمی‌کردی؟ از شیر مسیب هم ماز پردیم
12:48بر عوش ثبم
12:51ما یه رست می‌داشتیم
12:52کسی که تازه فوت می‌کرد اسمشو می‌ذاشتن
12:54اونی که تازه به دنیا اومده
12:57یکی رو داشتیم تو فامیل گرگ آقا
12:59و این اگر می‌افتاد می‌مرد
13:01اون بچه‌ی که به دنیا می‌امد
13:03طفل معصوم به معنی واقع کلمه می‌شد گرگ آقا
13:07یعنی فضای اینجوری بود که آقای اونی که خانمشون باردار بود
13:11بیشتر از خانمشون حفاظشون به گرگ آقا بود
13:13این یه وقت نیفته بمی‌ره
13:16یعنی دیگه ماهای آخر بارداری خانمش
13:18پاستیل و شکلات و چیزهای ترش می‌گرف
13:21می‌برد پیش گرگ آقا
13:24اینم این اواخر فاز و گرفته بود قشنگ
13:27مثلا اینجوری رو می‌رفت
13:30مثلا پاستیل می‌برد برش می‌گو پیره مرده کی بود
13:33دیروز باش گرم گرفته بود
13:36با این مراقبت‌هایی که
13:44آقای اونی که خانمشون باردار بود
13:46از گرگ آقا کردن
13:47گرگ آقا خیلی عمو کرد
13:49و اون تا این دوران تلایی فامیل ما بود
13:51فامیل پرشد بود از آبتین و پرهام و پدرام و ملیکا و
13:55شاد بگید ملیکا چرا پسیل به گرگ آقا؟
13:57آقا رسم بود
13:59اون می‌مرد این می‌شد نازنیم گرگ آقا
14:01خلاصه این افتاد مرد و گوره‌ی گرگ آقا
14:04گرگ آقا به نام یکی از فامیل‌های دور ما افتاد
14:07نوه‌ی عموی مادرم بود
14:09و اون الان تنها گرگ آقای فامیل ماست
14:12حتی به جرعت می‌چونم بگیم تنها گرگ آقای فلات ایران
14:16الان کجایه؟ الان توی یه منطقه شکار ممنون رو گردار می‌شه
14:19خیلی گونه‌ی نادریه
14:21یه سری معتقد بودن که اسم بچه‌هاشون باید ست باشه
14:25یعنی اگه اولی شهرام دومی بحرام
14:28اولی سامان دومی؟ ساسان
14:32اولی کامران دومی؟
14:39من یکی رو می‌شناختم
14:41این چند تا دختر داشت اسماشون رو ست انتخاب کرده بود
14:45آیناز، آیلار، آیدا، آیسان
14:49انگار با اسیف جابز داشت رقابت می‌کرد
14:51هر سال یه محصول جدید، هر سال یه محصول جدید
14:54تا اینکه سر بچه‌ی آخر کشور متاسفانه تحریم شد
14:58و اسم دختر آخرش رو گذاش شیاومی
15:02ما گفتیم خب این چه ربط یه بقیه داره؟
15:05خیلی جالب نیست، گفت نزن یه حرفا دوربیناش خیلی خوبه
15:09بعد اسم هرکس روی شخصیت اون آدم هم تأثیر می‌ذاره
15:14آقا شما این سحنه رو تصور کن
15:16یک قدرتنامی زیر یه درختی نشسته
15:20یه سیب می‌افته رو سرش
15:22این فیلم‌های چی کار می‌کنه؟
15:24آخرین کاری که می‌کنه قانون جازابر رو کشف می‌کنه
15:27این یه تبر بر می‌داره درخت رو قط می‌کنه
15:30قانون اول قدرت، هر عملی یک اکسر عملی داره
15:40بعد شما، شما اصلا به یه قدرت نمی‌تونی بگی که جیو نو هشته آمده نظر بگیم
15:45جی قدرت دهه
15:47راه
15:49یا مثلا، شما توی جمعی نشستی یه بچه کوچیکی به اسم آبتین
15:53این یه حرف نامربوطی، یه حرف زشی از دهنش می‌پره
15:57مادرش می‌گه
15:59آبتین جان، این حرف دهنتون هم
16:03اینو تو این گوشی و انترنت رو یاد گرفته
16:07و تمام کسایی که تو اون جمع هستن
16:10می‌دونن که قطعا آبتین یه بار گوشی رستش بوده رفته یه جای
16:13این فوش رو یاد گرفته
16:15ولی شما فکر کن تو اون جم، یه قولام یه حرف بدی بزنه
16:18یه بچه ای به اسم قولام یه حرف بدی بزنه
16:20تمام جم متفقل قولان
16:23که اون فوش اصلا اومده که یک روزی از دهن قولام بیاد بیرون
16:26اصلا یه حرف دهن قولام بوده
16:28یعنی فوش اونجوری جوندار نباشه قولام می‌کشن کنار
16:32قولام سرحال نیستیه
16:34بگو چیزی که می‌خوایی بگی و
16:37یا مثلا شما خونه‌تون خالی باشه
16:39زنگ بزنی به شعر بین بگی خونه‌مون خالیه
16:42بهترین لباسشو می‌پوشه
16:44میاد خونه‌تون با هم می‌شیند فیلم می‌بینید
16:47ولی شما به یه چنگیز بگو خونه‌مون خالیه
16:50بهترین جورا مشکیش رو می‌کشه سرش
16:54میاد خونه رو خالی می‌کنه
16:57یا مثلا زینت
16:59ببین شما زینت رو تو مانیکورپدیکور نی‌بینی
17:03من که نایدم تا حالا چون نرفتم
17:05ولی حس می‌کنم نیست
17:07اگه نگیم ناخوناشو می‌جوه دیگه ناخون‌گیر
17:10یا مثلا ببین زینت اینقدر اسم بی‌خطریه
17:14که رو دیوار پادگان‌ها می‌نویسن
17:16سرباز زینت کشور است
17:18شما تصبر کن رو دیوار یه پادگانی بنویسن
17:21سرباز آتوس‌های کشور است
17:23سرباز‌ها دیوونه نمی‌شن؟
17:25آقا ما سرباز بودیم می‌دونیم دیگه
17:28دیوونه می‌شن
17:30به گوش سرباز‌های پادگان‌های دیگه برسه
17:32که آقا یک پادگانی هست
17:34که در اون سرباز‌ها آتوس‌ها های کشور هست
17:37میاد می‌ویزن پادگان رو فت می‌کنن
17:39با جا به جای یه زینت و آتوس‌ها تحامیت عرضی کشور به خطر می‌افته
17:46خواهر میانه همینجوری ملتحه‌په هست
17:49یا مثلا شما هیچ زینتی رو تو پارتی نمی‌بینی؟
17:53زینت می‌ره مولودی
18:03شما تا حالا تو پارتی زینت دیدین؟
18:08نرفت، اصلا پارتی یادتونه؟
18:11پارتی یادتون هم نیست؟
18:13به این پارتی یه مدت تازه اومده بود تو ایران
18:16فرهنگش نایمده بود
18:18خود پارتی اومده بود
18:20و با ترز اصفادشو بلد نبودیم
18:23به هرکی می‌رسیدی می‌گفتیم آقا پارتی چیه؟
18:25همون مهمونیه؟
18:27می‌گو بچه شدی؟
18:29مهمونی رو که همه می‌رم
18:31اون پارتیه
18:33ما تنها تصورمون
18:35از پارتی چیزی بود که تو مستنده‌ای شک می‌دیدیم
18:39یه سری اتفاعات بدی که برای دختر پسر رو می‌افتاد و نشون می‌داد
18:43ما می‌دیدیم
18:44و خیلی علاقه داشیم ما هم بریم پارتی
18:47با اسکی بام هرچی خواستی بخرد
18:59بعدا پرداست کن
19:01اسکی بام
19:05عواقع به پارتی رو نشون می‌داد که چه بلا‌های سر اینا در می‌اد
19:09ما می‌دیدیم
19:11و می‌گفتیم خدایا فقط یک دقیقه
19:13ما هم بریم پارتی
19:19تا این که یه روز بلاخره من هم دعوت شدم پارتی
19:27گفتن نداره حالا ولی پارتی دعوت شدیم
19:32پارتی باقعی یا مهمونی نه
19:34آقا من همون ابر رفتم تو
19:38گفتم داده شخصه نورش گو
19:40اون آقایی که تو سینی قرس ایکس فخش می‌کنه کو
19:46دخترش کو
19:49چرا تک جنسیتی برگذار کردید؟
19:52تصور من از پارتی این بود
19:54رخص نور
19:56دختر رو پسر قاطی
19:58یا آقایی تو سینی داره قرس ایکس آروف می‌کنه آه بفرم
20:01من برداشتم مرسی
20:03و یه نفرم اون گوشه داره بالا می‌اره
20:05که تنها بچه تشابهش همین بود
20:09یکی اون گوشه داشت بالا می‌اره
20:14حتی فرداش که بیدار شدم رو تخت خودم بودم
20:21و تمام دیشب رو یادم می‌امد
20:24البته آخرین چیزی که می‌خواستم اتفاق بیافته این بود که
20:29دیشبش رو یادم نیاد
20:31ولی واقعا پارتی رفتن خیلی کار شاخی بود
20:34الان تو این جمعیت کیا پارتی که مد نظر ماست رفتن؟
20:38شما پارتی رفتن، یه رسل به ایست؟
20:41لطفاً؟
20:43نه، به این پارتی رفتی دیگه
20:45بفرمو، ممنون
20:48ببین؟
20:49ببین؟
20:55ایشون نمونه بود که الان چقدر راحت می‌شه رفت پارتی؟
20:59قبلاً واقعاً اینجوری نه بود
21:08قبلاً هرکسی رو پارتی را نمی‌دادن
21:11ببین، مثلاً تو این جمع بخوام بگم مثلاً کی رو پارتی را می‌دادن؟
21:20شما پا شو؟
21:22ایشون
21:24و بفرمو، دیگه الان که پارتیش نه می‌خواییم بکنیم چه؟
21:28لباسش هم داشت مرتب می‌کرد
21:30و مثلاً اون خانوم
21:32همه بریش های این بند خدا یه رو اینجا بود
21:36بشین با بشین تشو ببینیم
21:39و مثلاً اون خانوم
21:42و اون خانوم
21:44تقریباً تمام خانوم ها
21:45تقریباً تمام خانوم ها
21:48ببین، همون جور که، همون جور که
21:56همون جور که سرباز زینت کشوره، خانوم ها هم زینت پارتی بودن
22:01و این بندگان خدا سریع لون می‌رفت پارتی‌هاشون
22:08اصلاً اون زمان پارتی‌هی نبود که لونره
22:12مثلاً شما شیش صبح، نوهای شب، پنج بعد از رندوم، هر شبکه‌ای تلویزیون رو می‌زدی، یه اده جوان با موی فشن اینجوری بودن
22:20آقا نگیر، آقا نگیر، آقا نگیر، اونم می‌گرف
22:28خب نگیر دیگه
22:31اصلاً یه کانسپتی وجود داشت به اسم جوانان فریب خورده
22:36یه ها پنجاتا جوان رو می‌گرفتن توی پارتی، می‌گفتن اینا جوانان فریب خوردن
22:42یعنی شما نمی‌گی آقا توی این پنجاتا نفر شاید یکی دوست داشته
22:45دیگه هر پنجاتا که فریب نخوردن که
22:49بعد اصلاً اوکی، این پنجاتا همه فریب خوردن، فریب دهنده کیه؟
22:53برو فریب دهنده رو بگیر، برو ایرزا نشبخت باهیدی رو بگیر
23:04واقعاً پنجاتا جوان یه جا فریب نمی‌خورن که
23:08تو بور ساره پیش می‌ادیم، برد اصلاً فضای پارتی‌ها یادتونه؟
23:15افلاً این که آهنگی که گوش میادن نمی‌می‌ایتون‌ها سیاهن
23:18مثلا گروه آریان گوش میادن این بندگان خدا
23:31گفتی؟
23:32بله بله
23:39بیس سال پیش جواب بود
23:41الان که با گرواری ها
23:42یا یه آهنگی دیگه بود
23:44خدای آسمون ها
23:48خدای کهکشون ها
23:51کافیه
23:51میگرفتنشون سری
23:54سر خدای آسمون ها همسایی زنی میزد
23:56سر و دست سر خدای کهکشون هایی داری گرفتن
23:58بعد
24:02بعد فینگرفود و این چیزا نبود که
24:06الویه میخوردن
24:07شما تصور کن
24:10یه جمع جوون
24:12الویه
24:13گروه آریان
24:15بعد میریختن اینا رو میگرفتن
24:17گفتن آقا ما که کاری نکردیم هنوز
24:21همین که این تعداد
24:24دختر و پسر زیر یه سخف جمع شدین
24:26باید بگیریم اتون
24:28میگو آقا ما هفته بیش تور کبیر هم بودیم ما رو گرفتیم
24:32که این به نظرم منطقیه
24:34یعنی به نظرم تور کبیر رو میشه سر عوارزی گرفت
24:38رانندر رو پیاده کنی به کجا میریم میگه تور کبیر
24:41میگه ببین هم خوید میدونیم میخوایی چی کار کنیم
24:43هم ما میدونیم میخواییم چی کار کنیم
24:45ما رو تا اونجا نکشون همین رو بریم کلام داریم
24:48بعد این جوونا یه ابتکاری زدن
24:51باسه این که کسی اومد
24:52باسه یکی باشه که با اینا صحبت کنه
24:54یا آدم سنبالاتری رو دعوت میکردن
24:57تو این مهمونی ها
24:58یه آقل مردی
24:59بعد این آقل مرد قرار بود
25:02معمور اومد بری بگیر آقا جوونا هن اشتباه کردن فیلان
25:04فیصله بده قضیه رو
25:06گاهی خود این آقل مرد انقدر زیاد روی میکرد
25:10معمور میومد جوونا همه دم در
25:12میگو برید بگید بزرگترتون بیاد
25:14بزرگترمون داره تگری میزنه
25:16چی شده
25:17بعد چه لباسایی میپوشید
25:20مثلا شلوار زرد
25:21پیرن هاوایی
25:23اصلا پولیس اینو میدید نمیگرفتش تو خیابون
25:27تعقیبش میکرد برسه به حسه اصلی فساد
25:29یعنی میدیدی جوونا نشستن دارن
25:32علویه میخورن گروی آریان گوش میدن
25:34یه در رو میکوبیدن
25:35در رو باس کنید
25:36گفتن آقا اینجا اصلا پارتی نیست به خدا
25:40دروق نگید آقل مرد رو تعقیب کردیم
25:42دق دقیقی هم نداشتن که اینو گم کنن
25:51خیلی تابلو بود تو خیابون
25:52ببین مثال بخوام به زنم
25:54مثلا شما بابای رامی رزیان تصفر کن
25:56یه همچین حالتی
25:58یا تو همین جمعیت
25:59پیم مثلا شما یه لحظه میستی
26:02بله
26:03شما الان آقل مرد مایی
26:05ممنونم
26:07ایشون بود که اینغم میخورد
26:09جبونا میرفتن کار ایشون رو توجیه کنن
26:10ممنونم
26:13بعد
26:14جبو پارتی ها که گفتن باقعا
26:17مسئولانه بود
26:18گروه آریان، اولویه و اینا
26:19اومدن واسه این که جبونا رو بترسونن
26:23و سمت پارتی نرن
26:25یه سری ویدیوی ترسناکت روست کردن
26:27که مستند شکم
26:30بخشی از این ویدیوها بود
26:32البته بیشتر میخواستن خانواده این از ایزان رو بترسونن
26:35چون جبونا که فقط استقبال
26:37آقا شما به یه جبوان مگو این کار رو نکن
26:39واکنشش چیه؟
26:40ده برابر انجام میده
26:42خودشون میگفتن هدف آگاه سازی جبوناست
26:45و واقعا هم جبونا آگاه شده بودن
26:49ویدیوها رو میدیدن
26:50میگفتن این پارتیه پر این کاری که ما میکنیم چیه؟
26:53آقا دوزو بیار بالاتر
26:55ویدیوی بعدیه این پارتیه پر اینی که ما میگیدیم که مهمونیه
27:00دوباره ویدیوی بعدی
27:02دیگه خود تلویزیون
27:04بخشنامه داد که آقا
27:06اواقع با اواقع با اواقع زوی برید بالاترین حد ممکن
27:08باز جبونا میگیدن میگفتن
27:10آقا اگه این پارتیه ما داریم مولودی برگذار میکنیم
27:13یعنی یک کلکه
27:15ای اینا بالاتر جبوان بالاتر
27:17رسید به جایی که اینا اومدن
27:21دیگه
27:23ضربه آخر رو بزنن
27:24یه مقار
27:25همه شیطانبرستی اضافه کردن به این پارتیه
27:27فضای معصومانه
27:30یه پارتیه
27:31از اون گروه آریان اولویه
27:33سر یه کلکل بچگونه
27:35رسیده بود به کاسه خون
27:38و میرلین منسون
27:39چه دیگه آدمه یکی مصاحبه میکرد
27:42میگفت که بله ما در پارتی
27:44میرلین منسون گوش میدیم و خونه امریه رو میخوریم
27:47ببین نمیگم نبود
27:50جبونن
27:51حالا دو نفرم یه گوشه ای داشتن خونه امریه رو میخورن
27:53ولی
27:54ولی این که دیگه همه خونه امریه رو بخورن
28:04نه واقعا
28:05بعد خانواده ها دیگه واقعا ترسیدن
28:08اومدن گفتن که
28:09تو رو خدا بگید ما شکار کنیم
28:10یه همایشی بود فقط اونایی که عجیب میخنیدن
28:15اومده بودن
28:16شبیه
28:18شبیه اون شده
28:20به کجاش کجاش خیلی بامزه
28:26بگو من دیگه
28:27خونه امریه رو خورده دو اومدیداره
28:32آره اینا گفتن که خانواده ها تحصیل گفتن
28:37اما چی کار کنیم با جوان همون شیطان پرست نشن
28:39دیگه خانواده هم یه خط قرمزی داشتن
28:41که شیطان پرست نشن
28:43گفتن پیش خوب کسی اومدید
28:45پیشگیری همیشه بهتر از درمانه
28:48شما در رو گفت کنید رو جوانانتون
28:50اصلا نرم بیرون
28:51شما تصور کنید
28:52یک جوانی که ار نظر اینا شیطان پرست بود
28:54میرفت بره پارتی میدید در غفله
28:57بابا تو رو قرآن در رو باز کن
28:59تو رو به هرکی میبرستی
29:02من رو بدقول نکن
29:04بابا برام کلی خون بخورم
29:06دیر برسم خون خوبه رو خوردن
29:08جدی تصور کن
29:17اصلا رفتی پارتیه که خون برد میاره
29:19مرسی صرف شده من داشته میاماده
29:22یا بابا خون پدرم تا این دار
29:23کل پار اومدن برسی
29:25بعد نشانه های شیطان پرستی
29:28از نظر اینا چی بود
29:29ببین
29:30اولا که مثلا میگفتن
29:32کسی از این خوشبوکننده های ایکس
29:34تو ماشینش میذاره
29:36این شیطان پرسته
29:37ببین نمیگفتن خوشبوکننده ایکس
29:40نماد شیطان پرستیه
29:42میگفتن کسی داره شیطان پرسته
29:44من تو ماشین شوارممم
29:46ولی این بار دیدم
29:47بعد این ماشین روشنگ کرد را نمیرفت
29:51گفتم خب حرکت کن
29:52گفتم بایست آیت الکرسی رو بخونم میرم
29:54دیدم این با هیچ متر و میعاری شیطان پرست نیست
29:57یا مثلا میگفتن کسی تطو داره شیطان پرسته
30:01کسی چه میدونم
30:03گوشواره میدازه شیطان پرسته
30:04کسی پیرسینگ داره شیطان پرسته
30:07ببین نمیگفتن اینجوری حساب کنید
30:08که کل این جمعیت شیطان پرستن که
30:10یا مثلا برای خانوم ها میگفتن
30:12کسی روژه لب مشکی یا لاک مشکی میسن
30:15شیطان پرسته
30:15حالا اینا بودن
30:16ولی خب این ها
30:17یه باقییت ها را باید گفتی
30:26بعد یه کار دیگه ای که
30:28واسه ترسناکتر نشون دادن
30:30پارتی رو انجام میدادن چی بود؟
30:32پارتی خالی رو استفاده نمی کردن
30:33گفتن پارتی های
30:35شبانه
30:37ببین اولا که من الان صحبتم
30:42با قشر مرفع و برنامه کن جامعه هست
30:45که آقا شما چرا روز برگذار نمی کردید
30:48آقا حق میدم
30:50ببین طرف
30:51از صبح رفته سر کار خسته
30:53کفته برگشتیم
30:54اینه همسای پارتی گرفته دارن
30:55خونه امرگر میخورن
30:56زمی میزنه سرده لشون میده
30:59ما به هرکی حق باش باشه حق میدیم
31:01چه همساییه چه خود دوسته برنامه کنم
31:03طرف فرض کن لوکیشن رو اجاره کرده
31:07با خیارشور 666 رو روی الویه در رو برده
31:11قرص اکس ها رو
31:14قرص اکس ها رو با سلیغه
31:20یه قرص اکس
31:21یه زیتون
31:22یه قرص اکس
31:23یه زیتون چیده
31:24خون رو گذاشه
31:25توی یخشال خونک شه
31:27زمی میزنه به دخترها بیان
31:29میگن رقص نور هم هست
31:31میگن نه نور روز
31:32آقا با نور روز کار نمیشه دیگه
31:35شما خودتون پارتی در وقتتون کنم
31:37با نور روز میرین
31:38شما میری
31:38نمیری
31:41این آقا نمیره
31:42خانم ها برن
31:42اصلا شاعر در این باره میگه که
31:47رقص نور داره کوچه با قرمزه
31:49ولی مهمونی نیست که
31:51یه دوست عزیزی غیر بده
31:52همه متوجه میشن
31:54و متفرخت بگو چرا
31:56چرا
31:57چون که تو جیبایی ما چند تا
31:59مورد هستش
32:01خود اصلا اینو میخوام بگم که
32:02برای اینکه این پارتی به دست ما برسه
32:04عزیزان نسلای قبل ما
32:06خیلی زحمت کشیدن
32:07خیلی تلاش کردن تا
32:09الان به این وضعیت برسیم
32:11نگاه نکن خودتون
32:12پونسد تا دختر و پسر
32:13زیر یه صقف هره و کره راه انداختیم
32:16دیگه حالا قبل اینکه بیاین
32:19اجرا خونم روی رو خوردین
32:20یا نه دیگه الله و حالا
32:21مرسی آساماتون
32:24مرسی مرسی مرسی مرسی
32:32خیلی خیلی مامنه
32:40مرسی باشو مرسی مرسی
32:45مرسی
32:50مرسی
32:52مرسی
32:56مرسی
33:00باقا هم فکر کنم
33:02خونم روی رو خورده بودن اومده بودن
33:04سیزده هفته سیزده تریام
33:06هفته دومه پرست رو از دست نده
33:08اگر قبلا سبتنام کردی
33:10و پهم کنی دیگه تو بارو کشی نیستی گفتم
33:12کافی یه معامله انجام بدی
33:13یکی از دوستات رو دوت کنی
33:15سرراف
33:16ستاره پونسط ستاره پونسط مرسط رو بگیر
33:18اگر تا الان نگرفتی
33:19سرراف رو نسب کن و
33:21برنده اون یه تریام شو
33:23الان تقریبا
33:24سی ست و نووت
33:26سی ست نووت تونه
33:27تا برندشی شاید بیشتر بشه
33:28شاید هم کمتر بشه
33:30اینو بگم من از چی را
33:41فقط داری همین اجرا اومده بودم
33:43من چیز محیطی که اینجوری
33:44سالم باشه و به گوه خند باشه
33:46جوونه باشن
33:47نهایت لذت رو میبرم
33:50فراتر از تواقعات هم بود
33:51اقیقتا
33:52سبک کمیدیشون مال خودشون بود
33:54امزایی خواست خودشونو داره
33:56هم خنده داره
33:57هم گریه داره
33:58هم قم داره
33:59هم
33:59اصابانیت داره
34:01امزایی کارش به نظر هم
34:03تنز حوشمندان است
34:04این که از اسمگذاری ها میاد
34:07توی بحث بین لادن یهو میاد
34:10توی دهه هشتاد یهو اصلا میاد امروز
34:13یعنی تنز حوطالب سی سال رو توی سی دقیقه پوشش میده
34:18و این برای من خارقولاد است
34:20تقریبا همه شوخی های روند خیلی خوب داشت
34:23بخش خیلی خوبشون بخش تعمل با مخاطب بود
34:26آهنگ هایی که انتخاب میکردن موسد شد
34:28آخری پارتی که من رفتم
34:29شاید مثلا
34:3025 سال پیش
34:32یه جایی بود که خیلی فانتزی شده بود
34:35یه همکلاسی و دوست داشتم به اسم اصامه
34:38مثلا دیگرم توقع شد نداشتم بخواد همچی شوخی بکنه
34:41و این شوخیی که داشت میساخت به اونجا برسه
34:44اجرال ریتم خوبی داشت
34:45خست کانونه نبود
34:46که اصلا حصاحتو بخواییم نبا کنیم ببینیم که ای تموم میشه
34:48برازن ما شما به عبو طالب بگیم
34:50با این دوست دستندلیه
34:51صندوق اجراخو اجراخو اجراخ میکنن
34:53اصلا نیادی نیست کسی بهش ایده بده
34:54پیشنهاد هم برای قسمت های بعدی اینه
34:56که یه ذره با موضوعات روز
34:58و همه بیش سیاسی شوخی بکنن
35:01اگر ممیزی نخواره
35:02به نظام خیلی چیز جالبی میشه
35:28PYM JBZ
35:58PYM JBZ
Be the first to comment
Add your comment

Recommended