Skip to playerSkip to main content
  • 1 day ago
چرا نخوردی؟ - سبد رخت چرک
در سریال سبد رخت چرک، داستان زندگی خدمتکارانی که در یکی از محله‌های مرفه استانبول در یک مجتمع مسکونی لوکس کار می‌کنند و کارفرمایان آن‌ها، درهم‌تنیده روایت می‌شود. در این میان، شکاف عمیق میان بالا‌نشین‌ها و پایین‌دست‌ها را نیز به تماشا می‌نشینیم. در این سریال، شاهد داستان‌هایی از عشق، رازها، دروغ‌ها و در عین حال همراهی سه زن خواهیم بود که با وجود همه سختی‌ها، پشت یکدیگر ایستاده‌اند؛ داستانی که گاه اشک‌مان را در می‌آورد و گاه لبخند بر لب‌مان می‌نشاند...

بازیگران: آیچا بینگول، جرن مورای، جانسو توسون، پلین کاراهان، اوزگه اوزدَر، آیچا ارتوران، یوسف چیم، روزگار آکسوی، ارکان سِوِر، اصلیحان کاپانشاهین، نازلی بولوم، کورشات دمیر، اویا ایلوغولاری، تولای بِکرت، گیزم کالا، سیلا گوزوم، تها باران ازبک و امراه کارایل.

مشخصات:
ژانر: درام
شرکت تهیه‌کننده: مدیاپیم
تهیه‌کننده: فاتح آکسوی
کارگردان: اجه اِردک کوچ‌اوغلو

Category

📺
TV
Transcript
00:00دیه روح دوست سمون حلوه درست کردن و بردن خانم
00:03خدایی خیلی وقت بود حلوه نخورده بودم
00:06توش فستم داره آره فستم داره
00:08نوش جونتون
00:10برام چهی هم بیار
00:12ماله الان میارم
00:14دیه تو هم بخور یاسمی
00:17ببین اگه نخوری همهشو خودم بخورم
00:19خودت بخور
00:21من امروز اصلا هیچی نخوردم
00:23خیلی خوب خودت میدونی
00:25بلی خیلی خوشمزده شده
00:27عشقم آخی این چه وضعشی
00:32یعنی تو واقعا
00:34اصلا منو اینجا نمیبینی
00:36دارم بهت میگم امروز هیچی نخوردم
00:38نباید یه کلمه ازم بپرسی
00:39عشقم چی شده چرا غذا نخوردی
00:42حق داری
00:44آوازه میخوام
00:46عشقم
00:48چی شده چرا غذا نخوردی
00:50چون اصابم خیلی خورد بود
00:53کل روز تو این خونه تنها
00:55اینجا حساس خفگی میکنم
00:57خیلی حسلم سر میره
00:58انگار دارم چیزی که آرزوی خوهرم بود
01:01و زندگی میکنم
01:02تو هم که همش داری کار میکنی
01:04و خونه نیستی
01:05خب بیا بچه داشتی
01:06ای بابا
01:08ببین
01:09ببین
01:10یاسمین عزیز دلم
01:11با یه دیگه کم صف کنیم
01:13بابا ما تازه ازدواج کردیم
01:15این بچه های بیچاره
01:16انوز این موقعیت رو درک نکردن
01:17نمیفهمن چی شده
01:18عزیز دلم
01:19تو فکر میکنی این کار راحته
01:21خالشون بابا باشون ازدواج کرده
01:24همشی تغییر کرده
01:25بذار بچه ها با این قضیه کنار بیا
01:27براشون عادی بشه
01:28بعد به فکر خوهر برادرشون باشیم
01:30لطفاً به این فشار نیار
01:32عزیزم لطفاً
01:33من نمیتونم روح روان بچه ها رو به هم برزم
01:35پس روح روان من چی میشه
01:37پس من چی آخه
01:38واقعا نمیبینی من چقدر نراحتم
01:42امروز سرم رو گذاشتم روشونهی خدمتکار
01:44گریه کردم بابرک میشه
01:45فکرشو بکن منو خدمتکاره خونه
01:48تصور کن امروز سرم رو گذاشتم روشونهی خدمتکار
01:51تصورش کن
01:52میشهش مرو
01:53فکر کردم از مرگ مریم نراحته که داره گریه میکنه
01:57با خودم گفتم چه آدم خوبیه واقعا که
01:59کسفت
02:01بابا اینقدر گندش نکن
02:03هممون یه روزایی حالمون بد میشه
02:05آدم این دیگه
02:06بعدش هم تو جوانی خوشگلی
02:08چرا گریه میکنی آخه
02:10هر وقت که تو بخوایی بچه دار میشه
02:12جبی منو منو بازی نده
02:14فهمیدی؟
02:15من سریع بچه میخوام
02:17از امشب هم دیگه قرص زده بارداری نمیخورم
02:20فهمیدی؟
02:20باشه از جلوی چشم برا
02:22با تو هم برا
02:23برا دیگه
02:26یاسم این تو هم جلوی این زنه چرفایی میزنی
02:33یا واقعا که
02:34اصلا میخوایی پنجرها رو باز کن
02:36داد بزن و به همه بگو که امشب میخواییم بچه داشیم
02:39من چی؟
02:40دارم میگم من امروز رو شونش گریه کردم
02:42بیشتر از این که نمیتونم جلوش کچیک بشم
02:44بیشتر از این که نمیتونم و چشش میفتم
02:45متوجه میچی؟
02:46بعدش هم بدونم میخواییم بچه داشیم چی میشه
02:48بحثو عوض نکن
02:50من سریعا بچه میخوام
02:53سریعا
02:53خب من نمیخوام
02:55فهمیدید من دوتا پسر دارم
02:57مثل شیر
02:58خیلی بچه دوست داری برو با بچه هم بازی کن
03:01آخه مگه مثل همه
03:02از من بدشون میادن
03:04برو اینجا چکان میدونه
03:05برو اینجا چکان میدونه
03:05خدا میدونه مادرشون رجبه من چی بهشون میگه
03:10از دست تو زن
03:11آخه چطوری این بخصو به مامان بچه ها کشون دید؟
03:15بعدش هم مگه لازمه مامانشون
03:16چیزی بهشون یاد بده یاسمی خانم
03:19شما مثلا خاله این بچه هایی
03:21بعد یه خواهی پاشده اومدی
03:22با باباشون ازدواج کردی
03:24به نظر دفتار بچه ها عادی نیست
03:26از دور یه نگاه به این قضیه به انداز
03:29خب
03:31یعنی
03:32من نباید بچه دشته باشم فیاض
03:36خاله خیدیه
03:41بله پسرم
03:41خاله و بابا
03:44میخوام بچه داشتن
03:45نه پسرم
03:53بچه دار نمیشن
03:55یعنی بخوام بچه دارشنم
03:57بعدم بچه دار میشن
03:57حرف بابا تو شنیدی؟
03:59نشنیدی بابا تو گفت
04:01من دوتو پسر مثل شیر دارم
04:03و فیلن نمیخوام بچه دارشن؟
04:06بعدش هم مگه بعد خوهر برادر داشته باشی
04:08با هم تو این خونه میچرخیم بازی میکنن
04:10اونم به مامانت میگه خاله
04:12بعضی وقت هم نمیدونیم باید چه جوابی بدیم
04:17یعنی حرف برای گفتن زیاده ها
04:21اما نمیتونیم بگیم
04:24بعضی وقت ها از ترس بیکار شدن
04:26و باریده شدن نونمون ساکت میبنیم
Comments

Recommended