Skip to playerSkip to main content
"از چه کسی در برابر چه کسی محافظت می‌کنید؟" وحشی گفت. «از خیابان‌ها؟ یا خیابان‌ها را از ما؟»

علی که در چهار سالگی از یک خانواده‌ی اصیل ربوده شده و سر از خیابان‌ها درآورده بود، پس از هفده سال، با نام یامان به خانه بازمی‌گردد.
این داستان، روایت تلاش این جوان برای بازساختن هویت خود به‌عنوان «یامان علی» است.

مشخصات:
تهیه‌کنندگان: فاتح آکسوی و مهمت یگیت آلپ
شرکت تهیه‌کننده: NTC مدیا
کارگردان: م. چاعاتای تُسون
داستان/فیلمنامه: یکتا تورون
هماهنگ‌کننده‌ کل: امل کورت
تهیه‌کننده اجرایی: جنک یِنگین
موسیقی: اِندر گوندوزلو
ژانر: درام

#سریالها #Yabani

Category

📺
TV
Transcript
00:00PYM JBZ
00:30باید برگردیم سر کارمون
00:31پدر هنده
00:38سالها قبل مرده
00:41با پدر بزرگت رابطی خوبی نداشتن
00:45پس مامانم برای همین وقتی فهمید با اونزن شریک شدی اینقدر اصابانی شد
00:53چه خصومتی به اینشون بود؟
00:57والا بهتره بگیم موضوعات گذشته و ازشون رد بشین
01:02اسکندر امیرده
01:05این مردم میشنسین
01:08درسته فاملیش امیرده
01:11ولی فرزند خونده یه خانواده است
01:14پدر هنده وقتی پسردار نمیشه اسکندر رو به عنوان فرزند میگیره
01:18و تمام کارای غیرقانونی خانواده رو توسط آن انجام میده
01:23یارو خیلی به هنده وفا داره حتی شایه شده که آشقشه
01:28میگن به طرز بیمارگونه آشقشه
01:31هنده چی؟
01:32هنده
01:33بعد از مرگ شوهرش دیگه ازدواج نکرده
01:38مطمئنم بین اونو اسکندر هیچ رابطه اینیست
01:42خلاصه که داره از ضعف مرده استفاده میکنه
01:46یه جبه سیاه کامله
01:48به نظرم همه چیز زیر سر هنده است
01:54تنها کسی که هنده بهش همیت میدهده پسرش امیراسف بوده
01:59یه دوره بین اونو رویای اتفاقاتی افتاد
02:02حتی آلاز هم دخالت کرد
02:05رفتیم آلازه از کلانتری رو بردیم
02:10بعدش توی تصادف پسرش مرد
02:13تصادف و خبر دارم
02:20روزی که تصادف شده
02:27همون روز یکی رویا رفته
02:29بهتره بگم
02:32روزی که
02:35من فکر میکردم رویا رفته
02:40باید
02:42پرینت تماسای دو ساله پیش رویا رو از کلانتری بگیری
02:46به نظرت با رویا تصادف کرده
02:50چیز دیگه به ذهنم نمیرسم
02:53چون پرونده مختومه شده
02:55خب پولیس به ماشین رویا هم دسترسی نداشته
02:58پس ما باید پیدش کنی
03:01ببین
03:02هر سرنخی که پیدا کنیم
03:05ما رو یه قدم به اونان ازدیکتر میکنم
03:07چیزی که الان در موردش مطمئنیم
03:11اینی که رویاتون خونه از سیر بوده
03:14قطعا
03:14اما باید اینو ثابت کنیم
03:17چند روز پیش از خونه هنده چند تا عکس گرفتم
03:21یه اتاق خالی اونجا بود
03:22تازه رنگش کرده بودن
03:25توجهامو جلب کرد
03:27پشت تخت یه پارگی دیدم
03:31رفتم پشت تخت و نگاه کردم
03:34یه چیزایی حق شده بود
03:36درست معلوم نیست نوشته از یا نرقشی
03:38عکسشو گرفتم ولی تار افتادم
03:40همونطور که گفتی
03:47اگه رویاتون خونه نگاه تشته باشن
03:49حتما یه ردیه یه سرنخ
03:51از خودش به جا بذاشته
03:52آره
03:54برسیم به بیگناهترین فرد
03:57خانواده امیردق
04:00نمیدونم زنه
04:02با دخترش چه مشکلی داره
04:03ولی رسمن از دخترش
04:05متنفره
04:06اعتمانا در مورد مرگ پسرشونو مغصر میدونه
04:10خب
04:11من فلان هم اینا رو پیدا کردم
04:14تو چی میخواستی بگی؟
04:19نقشت چیه؟
04:20یه چیزای تو زهرم بود
04:24اما حالا که باید حرف سدم
04:27یه چیزای تغییر کرد
04:30بای خب به درد میخوره
04:33حدسش سخت نیست
04:35میخوای به دختر نزدیکشی
04:38و بعدا وارد خونه
04:40وادشی
04:40کلیشهیه
04:43ولی همیشه جواب میدید
04:44والا که درست
04:48اما من نه
04:52تو باید وارد خونه باده بشی
04:57چرا نگو یامان
04:58دورین همسنه دخترمه
05:02این کارت توه
05:03چیست دورین حرف زد؟
05:07پس کی؟
05:08نه نه
05:11نه نه نه
05:14اصلا نمیشه
05:15نه نه نه نه نه
05:18لطفا منو
05:20اصلا نمیشه
05:23نقشه اینه
05:28راه دیگه اینیست
05:29اما برای آخرین بار ازت خواهش میکنم
05:32که پسرتو درگیر نکنیم
05:34اگه کوچکترینی شبایی بکنی
05:36جون بقیه اگه بچه هاتم به خطر میفته
05:39نمیتونیم ازشون محافظت کنیم
05:42یعنی میگی قربانی این داستان توی
05:44زنه رو نمیپسندن
05:48ولی چیکار کنم آن
05:49به خاطر بچه ها میکارش میکنم
05:51خب
05:53چیز دیگه ای هست که خودم رو براش آماده کنم
05:59هست
06:00اما
06:02این قسمت سرگن کننده نقشه است
06:06منظرم تم خیلی خوشت میاد
06:07نه بابا
06:08چیه؟
06:15علی
06:16نگران نباشی
06:19بسپارینش به من حلش میکنم
06:30تو اینجا چیکار داری؟
06:33منم دیگه اینجا کار میکنم
06:36ماهان هم اینطوری خسته
06:46واقعا؟
06:48ببخشید
06:51ببخشید
06:52به چه اونوانی ها؟
06:54میخوایی چیکار کنی؟
06:56هدف چی نه ها؟
06:58خیلی عز میخوام
06:59هدف چی؟
07:02اومدی دوباره زندگی من رو نابود کنیم
07:04اگه زندگی برام گذاشتی؟
07:06عزیزم میتونیم بیرون حرف بزنی؟
07:10یه لسه سب کن
07:13تو واقعا اینو باور میکنی ها؟
07:16فکر میکنیم میتونیم با همدیگه کار کنیم؟
07:19با عقلت جور در میاد؟
07:20هن؟
07:21منا تو؟
07:22باورم نمیشه
07:24تو واقعا اینو باور کردی؟
07:27اینه نقشه زیرکانه تو؟
07:29آره؟
07:30زندگی من رو نابود کردی کافی نبود؟
07:32الان هم میخوایی زندگی این آدم ها رو نابود کنی؟
07:35از اطراف خونه دور نشیم
07:49قبرش هم عمیق بکنیم
07:52ولیش کنیم
07:57هنده
08:00هاگر فورا از جسدش خلاس چیم؟
08:05این دختار لیاغت دفن شدن رو نداره
08:10ببرین بند از اینش تو اشغال دانیم
08:17هنده
08:25هزار زودتر دفنش کنیم و خلاس چیم
08:29لیاغت نداره
08:34حتی لیاغت دفت شدنم نداره
08:40با این که بسرمو کشت و فرار کرد
08:52بهش فرصت زندگی کردن دادم
08:56ولی اون همه چیزو خراب کرده
09:01بارست شد من قاتل بشم
09:12من به خاطر اون قاتل شدم
09:18من به خاطر اون قاتل شدم
09:23اصلا
09:26اصلا نباید دفنش کنیم
09:28فهمیدی چی میگم
09:30نباید دفنش کنیم
09:32ببر بندزش تو اشغال
09:39نبید
09:42اگه جسدشو پیدا کنن
09:45نمزاد شیامان میفته دنبالش
09:48اگر بخواد بیکند و که آودامه بده
09:53اونم تاوانشو بس میده
10:02دشمن جدید شما استی
10:20مبارک بشه
10:21تو چرا مزخرف میگی؟
10:25من مزخرف نمیکم
10:26این کارای مزخرف میکنه
10:28حالا که اینطوره
10:29من میگم یامانالی در واقع کیه؟
10:32که همه بدونم
10:34وقتی شمایه زندگی خوش و خورم دارین
10:40این یه دفعی پیداشت میشه
10:42یه دفعی هرچی دوست دارین
10:44خونوادتون
10:45زن و بچهاتون
10:46همه شونو ازتون میگیره
10:48کسی از تو چیزی نگرد
10:50همه چی خودت هست دیم
10:52اصلا به این فکر کردی اگه این نبود
10:54زندگی من چطور میشه؟
10:56اصلا فکر کردی؟
10:57دختر من زنده بود
10:58بابا زنده بود
10:59بیمارستان سای سالانه
11:01هنوز بیمارستان سای سالان بود
11:03و منم همچین آدم چند شاوری نبودم
11:05این آدم پسرت
11:08پسرت همه رو کشه تو این تاریکی
11:10و بیشتر از همه هم منو کشون
11:12من نمیخواستم این آدم باشم
11:14من نمیخواستم آدم بعد این داستان باشم
11:16نسلیان ایچ وقت مخواستم
11:17آخه تو چجور آدمیستی؟
11:19چقدر بیچشمو رویی آخه تو؟
11:21یه بار
11:21یه بارم شده
11:23به خاطر کارایی که کردی
11:25لطفا به آنه نیار گردم بگیر
11:26تو تا امروز
11:28یه بارم از من اصخایی نکردی مردی که
11:30چرا باید ازت اصخایی کنم؟
11:33تنها هدف من
11:34محافظت از خون وادم بوده
11:36همه شونو از من گرفتی
11:38همه شونو گرفتی
11:39همه رو از من گرفتی
11:42سرخان
11:42بهت میگم ولشخان
11:44ولشخان دیگه
11:46ولشخان
11:46هدف اصلیت
12:01برای اومدم به این بیمارستن چیه؟
12:04تو این دنیا
12:04تو از همه بیشتر از من متنفری درسته؟
12:08خب خونباده یه امیرداغم
12:11الان از من خیلی میترسن
12:12راستش یکم متنفرن
12:14وقتی ببینن
12:16تو هم از من متنفری
12:17بهت نزدیک میشن
12:19مخصوصا هانده
12:22درسته؟
12:24برای اسکندری که بیمارگون ها
12:27عاشق هانده هستم
12:28خب تو بزرگترین خطر میشی
12:30نه من
12:31یعنی
12:32اونا رو از هم جدا میکنیم
12:35جدا کن
12:39تکچه تکچه کن
12:41و مدیریت کن
12:42فکر زیراکانه
12:44مرای اولین بار نفرتی که نسبت به من داری
12:47به درد مخورد
12:48امیدوارم از پسش بر بیه
12:50اصلا شک نکن
12:54میگم بیا
12:58دوباره یه تست دین ای بگیری
13:00تو مطمئنی که پسر گوونی
13:07دیگه دست به پسرم نمیزنی
13:16دیگه نباید به علی دست بزنی
13:18ما اینجا کار میکنیم
13:21بهتر آدت کنید
13:22چون از این به بعد هر روز ما رو میبینی
13:25حالتون خوبه؟
13:30نه اصلا خوب نیست
13:31اصلا خوب نیست
13:34بزرم چرا خواست اینجا کار کنی
13:41این از کجا اومد؟
13:43نمیذرم تو من این آدم ها بشی
13:44باور کن
13:45یعنی این هیچ رفتی به رویا نداره درسته؟
13:52ماما جان
13:55اون پرونده دیگه بسته شده
13:59ببین
14:01این میزو ببین
14:04سه نفر به
14:07یه نفر آدلان هست
14:10مگه میشه من مادرم رو ویل کنم
14:12بچکرم از از از
14:15کچه هلوار پوشیدی
14:19یه چیزی بگم
14:22خیلی بهمید مگه نه
14:24آره بهت مید
14:27میخواستم ازت بپرسم و جسور حرف زدی؟
14:31نه
14:32مگه چیزی شده؟
14:36به نظرم حال چاله زیاد خوب نیست
14:38نگرانشم
14:39جسور به هیچ چیزی نگفته
14:41فاسه همی پرسیدم
14:42نه
14:44چیزی به هم نگفت
14:47تو چی؟ با آلاس حرف زدی؟
14:49نه مگه اون کجاست؟
14:51خب نمیدونم من
14:53به من زنگ نزده آخه نگران شدم
14:56آها
14:57خب من الان چی کار کنم؟
14:59میرم به تک تک اینا زنگ میزن
15:01باش
15:02باش عزیزم
15:02خیلی خواهم
15:04لاشه
15:06حالا با هم تو رو نجت بدیم؟
15:12بله داداش بگو
15:20تو باید بگی بذار
15:21چاله در ازت فرار میکنه
15:24باز چه قلطی کردی؟
15:25باشه حلش میکنم
15:27درستش میکنم
15:28نگران نباشه
15:28یعنی چین دیگران نباشه
15:30بگه من خواهرم رو به تو سپردم
15:31که عزیتش کنی
15:32یکم سرت خل و چه باید باید حرف بزنی
15:36باید به هم بگی
15:38سیر تو پیاز رو باید بگی
15:40باشه بهت زنگ بیزنم
15:42بیشش بودی
15:44آره تو حیرت داشتیم توب بازی میکردیم
15:49دویی دنبال توب خورد زمین
15:51سرش خورد زمین
15:51منم با عجله آفردم
15:52خدا لعنتت کنه دوری
15:54اون بره در تو کشتی کافی نبود
15:56علمه مروبته این یکیه
15:57دوری
16:07خوبی؟
16:16خوبم
16:17رست شادت دارم
16:19ولی خیلی یه دفعی بود
16:21موتورو لازم داری
16:23بهتر برم یکم دور شم
16:25لازم ندارم
16:27اما تو رو تو این وز تنها نمیذارم
16:30بیا با هم دیگه میریم
16:31بیا دیگه
16:37بله بابا
16:39آسی؟
16:46باشه
16:48حالش خوبه؟
16:49باشه
16:50باشه باشه
16:52من الان میام
17:07بخیه زدم
17:24وضعیتش خوبه
17:26نگران نباشین
17:28بهش آرام بخشو مسکن تذریخ کردم
17:30تا دو ساعت دیگه بهوش نمیاد
17:32ببین
17:32من اصلا متوجه نمیشم
17:35آسی اونجا چی کار داشته؟
17:38این دخترم اگه جایی نگه دارن در رو میشکنه
17:41اگه نتونه بشکنم از پنجره فرار میکنه
17:43این همه تلفونی با هم حرف سدیم
17:44گفت خوبم
17:45مدام ازش پرسیدم
17:46دختر کجایی راحتی خوبی؟
17:51یه جمله
17:51یه جمله برام کافی بود
17:53بیا یا من
17:55ولی نگفته
17:56این که چرا نگفترم
17:58باید خودش به همون بگه
17:59ولی اول باید بریم
18:02آلاز و آدم رو نجات بدیم
18:04بهتر نیست به پولیس تایم بزنیم
18:09الان چیزی که دارم میگم
18:14برخلاف میلمه
18:15ولی پولیس نمیشه
18:18یعنی
18:19آسی گفت نمیشه
18:22یکم برام تعریف کرد
18:24دختر حق داره
18:26یه چیزی هست که خیلی میترسه
18:28بامام درست میگم
18:31پولیس نمیشه
18:33خودمون کافی
18:36دختر
18:38اگه تا دو ساعت دیگه
18:41از ما خبری نشد
18:42به این آدرسی که روی قوتی کبری
18:45تو پولیس بفرست
18:45نمیشه
18:48اگه آسی گفته به پولیس رنگزنید
18:50حتما یه چیزی میدونه
18:52ولی حتما باید ببریمش
18:54یه جای امن
18:55فرار کرده اومده اینجا
18:57حتما یکی دقیقی بشی گرده
18:59باشه
19:02من حلش میکنم
19:03شما فقط کمک کنین
19:05سبر تاکسی بشه
19:06خوبه
19:07من به یکی از بچه ها زنگ بزنم
19:10دارین
19:18ممنونم
19:27ممنونم
19:35ممنونم
19:37ممنونم
19:47ممنونم
19:49ممنونم
19:51ممنونم
20:06ممنونم
20:10عسی
20:11موسیقی
20:27موسیقی
20:28موسیقی
20:36موسیقی
20:41منابه بخش
20:50خواهر عزیزم
21:03دختره پیش شماست
21:05فرض کنیم درسته
21:09میخوای چی کار کنیم
21:10یمان
21:11آرام
21:13نگمد این مجبه آسی حرف بزنیم
21:18اون باشه باسه بعد
21:20در این مورد خصوصی حرف میزنیم
21:22یعنی پیش شماست
21:25خوبه
21:26من فسرها رو فل میکنم
21:33ولی اول باید دختره رو برام بیاریم
21:36باشه
21:38میکشم
21:48میکشم
21:48افتان کیو داری تحدید میکنیم
21:51رایی شد
21:57منو ببین مردک
22:07یه گروله تو سر رئیست خانی میکنم
22:12برادرم رو برمیداریم و از اینجا میزنیم بیرام
22:16یالا
22:37تا دوشی تا دوشی تا دوشی
22:52تا دوشی
23:06آروم باش
23:09باشه نداشم
23:13باشه باشه خیلی خوب
23:15خیلی خوب
23:15نداشم
23:19حالت خوبه
23:21بیا
23:23چی میگی
23:30آسی کجا میبیس هم کن
23:36موسیقی
23:53آلاس
23:54آسی
24:00بهت گفت چرا تو کافه کار میکرده؟
24:17نه
24:19هیچی نگفت
24:21به باباتم چیزی نگفته؟
24:23فقط گفته همه این مدت اونجا بودم
24:27اما من آسی رو میشنسام
24:30تو این دنیا هیچ قدرتی نمیتونه آسی رو مجبور کنه که همچین جایی کار کنه
24:34ما با همدیگه بزرگ شدیم
24:36حتما یه دلیل منطقی داره؟
24:38نه خوب به نظر هیچ دلیلی نمیتونه اونجا کار کردنش رو توجیح کنه
24:53این همه مدت تو یه شهر ما اینجا بودیم و اون تو اون کافه کار میکرده
25:05هم به من میتونه زنگ بزنه
25:08هم به آلاز هم به جسور آخه
25:10هم چه میدونم به همه اون میتونه زنگ بزنه
25:14همه اون میرفتیم دنبالش
25:15ما جون اونم به خاطرش میدانیم
25:18زندگی دیگه
25:20از جایی که انتظارشو نداری زر بمیخوری
25:23حتما مجبور شده
25:28گاهی برای این که بتونی زندگی یکی از حضای خانوادتو نجات بدی
25:32گاهی هم برای این که زندگیشو به پایان بدی
25:36هر کاری انجام میدی
25:37منظورت رو از پایان دادن؟
25:47همینطوری گفتن بیخیار
25:50دارین
25:54دارین
25:55مشکلت با مادر چیه؟
26:02آخه گفتو دداشتو کشتی
26:06کنایه میذاره دیگه آره؟
26:10نه
26:11کاملا گافر داری
26:13از نظر مامانم مسئول مرک براترم منم
26:19گنیچی؟
26:29مگه چطوری مرده؟
26:32تصدف کردم
26:33زدن و در رفتم
26:36بخیال بعدم برای توضیح میدم
26:41باشه
26:44فقط یه چیزی بگم
26:48چیزهایی که قراره بگیده رو زیاد میشه
26:52متوجهم
26:56اما باید برم خونه
26:59دوباره ناراحتت نکنه
27:01اگه بگم ناراحتم نمی کنه دروغ گفتم
27:05ممکنه ناراحتم کنه برای اما اسکندر گفت بیا
27:08میرم و دوباره شانس هم و امتحان میکنم
27:11البته میدونه سمادت زیادی هاشتی نمیمونیم
27:16ولی بگذاریم
27:18بازم میبینم ات
27:20بازم چمیتونم رو جمع میکنم و برمیگردم اینجا
27:22من با این وضعیت نمیتونم با موتور بری
27:26بیا خودم میرستونم ات
27:27خیلی خوب میشه
27:30یه چی بهت میگم بوش کن
27:48از وقتی من این دور همفر رو میشنستم
27:50یادم نمیادین همه مدت با هم دعو نکرده باشن
27:54زندگیدگه
28:24مشکلش این گریباکه
28:30اما خب فیلن حلش کردم
28:32بلا شروع بیفتیم
28:34دارین؟
28:44خوبی؟
28:48میترسم
28:50از چی میترسی؟
28:56از خونه رفتن
28:58از دوباره روبرو شدم با کینه ی مامانم میترسم یا ما
29:05این چند روز خیلی خوشحال بودم
29:24احساس میکردم میتونی مادر و دختر باشیم
29:30اولین بار بود احساسم کردم مامانم دوستم داره
29:37دونی
29:49میدونی من در مورد مادرها چی میدونم
29:57بادرها
30:00هر اتفاقی هم واسه شون میفته
30:02هیچوقت از بچه هاشون دستبر نمیده
30:06من
30:08نمیدونم چه بلایی سرتون اومده
30:13اما
30:14هرچی که شده
30:17هرچی که نتونسته بهت بده
30:19یا هرچی که تو توجه نکردی
30:21مادرت یه جایی تو دلش هنوز تو رو خیلی دوست دارم
30:29یا من
30:50خیلی خیلی عوض میخوام گمان
30:55این اتفاقا تعدل منو به هم زده من اصلا
30:57اصلا نمیخواستم اینجوری بشه
30:59زملا من میتونم تو اصلا مناسبم نیستی
31:02تو هم مناسب من نیستی
31:05من به خاطر ذاتم نتونستم چلو خودمو بگیرم
31:09یعنی
31:11یعنی ذاتمو
31:14یعنی نمیدونم این جمله درسته یا نه
31:17اما خب نتونستم چلو خودمو بگیرم
31:19باشه
31:21اصلا همچین اتفاقی نیافتاد
31:23فراموشش میکنیم جلوی کاروان به من گفتی
31:25منو میرسو میخونه همین
31:27بعد اون هیچ اتفاقی نیافتاد
31:28ریختیم تو سباندان تاریخ
31:29آره ریختیم تو سزل آشقال
31:31ما دو تا دوست بودیم که جلوی کاروان با هم حرف زدیم
31:34و تو به این پیشنات دادیم منو برسو میخونه همین
31:37باشه
31:38باشه بابا هرچی تو بکی خیلی خوب
31:42باشه بریم دیگه
31:47برگردیم به وزیعت قبلی
31:49آره دیگه تنظیمات کارخونه
31:51مامنون یامون
32:19چرا؟
32:22چون با مطور خودت رسوندمت خوند
32:24به خاطر این که با اون همه مشکلت منو رسوندی
32:29به نظرم یکم دیگه پیشت بمونه
32:33از اقل تا وقتی برای خودت یه مطور بخری
32:35چیزه
32:46همچین یه نمه نشتیه روغن دارم
32:50اما خب ردیفش میکنم
32:51اگه به لباست بزنی لک میشه
32:53بیا تو دستتو بشور
32:54دستمون
32:57بخی این مقای شب
32:58نمیخوام مصمیم بشم
33:00زشت آخه
33:00هنوز کسی نیومده
33:02زمنن اگه بیانم چیزی نویشه بیا
33:04بیا
33:16حتما رادیا سرنخی از خودش میذاره
33:35دست چی اون طرفه
33:50چی چی
33:52اون طرفه
33:53خیلی بخمانه
33:56چیزی لازم داشتی
34:09خودت میدونی کجا
34:10راستی
34:13من شمارمم بهت میدم
34:15هر وقت خواستی
34:16میتونی به امزنگ بزنی
34:18خب
34:18یا
34:19اصلا خودم شمارتو میگیرم
34:21اینجوری بهتره
34:22اما
34:24فکرم گوشم
34:26مجاور داشتم تو دست چوی
34:28میشه خواهش کنم آسم بیاری
34:30باشه
34:48خب یه لحظه
34:50بفرمید
34:52بخیلی غور
34:56بخیلی غور
34:58خوش بخه
35:02مجاور
35:16خیلی باشه
35:31آسی کجاست
35:35شما ها آقل نمیشین
35:39آسی نیست
35:42از این به بعد آسی نیست
35:46از این به بعد نباید دنبالش میکردی
35:48نباید سراغشو بگیر
35:51نباید تقیی بشوانی
35:54فهمیدین
35:56فهمیدین نبا زیا
36:00فهمیدام
36:05کسی نیست
36:07مردار کنشت
36:10خوبی
36:12تو حالت خوبه
36:13کسی نیست
36:15با ما شک
36:16به آنبولا زنگ بزن
36:17بای سهران زنگ زنگ
36:19بای سهران زنگ زنگ
36:23فاران آنبولا زنگی که اینجا زخمی شده
36:26PYM JBZ
36:56PYM JBZ
37:26PYM JBZ
37:56PYM JBZ
38:26PYM JBZ
38:56PYM JBZ
39:26PYM JBZ
39:56PYM JBZ
40:26PYM JBZ
40:56PYM JBZ
41:26PYM JBZ
41:56PYM JBZ
42:26PYM JBZ
42:56PYM JBZ
43:26PYM JBZ
43:56PYM JBZ
44:26PYM JBZ
44:56PYM JBZ
45:26PYM JBZ
45:56PYM JBZ
46:26PYM JBZ
46:56PYM JBZ
47:26PYM JBZ
47:56PYM JBZ
48:26PYM JBZ
48:56PYM JBZ
49:26PYM JBZ
49:56PYM JBZ
50:26PYM JBZ
50:55PYM JBZ
51:25PYM JBZ
51:55PYM JBZ
52:25PYM JBZ
52:55PYM JBZ
Comments

Recommended