00:00ها، وقتی رفتیم تو قشنگ و با عدب میشینین
00:04باشه آب جی
00:05آفری، خوبه
00:07نگران نباشم، بریم تو
00:12به امید خدا بریم
00:14فیلیز
00:18سلام آقای مدیر، ما
00:19اومدیم در مورد وضعیت فکرات حرف بزنیم
00:25باشه ولی اینجوری که نمیشه
00:27بچه ها بیرون منتظر باشن
00:28شما دوتا بیاین ببینم
00:30بچه ها بیرون باید
00:31بریم بیرون
00:34بفرمایین بشینین
00:36خوب، فیلیز بابات کجاست؟
00:45بابام خارج از شهره
00:47این همه ساله، این همه الی بول اینجا درس خوندن ولی
00:51حتی یه بارم پدرتون نیومد
00:54ببین فیلیز، دفعه پیشم بهت گفتم
00:58ولی آقای مدیر
00:59ما هم مولیه فکرات به حساب میام دیگی نه؟
01:02بله، خیلی هم خوب ازش موازبت میکنیم
01:05بله، معلومه
01:06ولی قضیه اینه که
01:09فکرات در رستانه ای اخواج از مدرسه است
01:11برای این که بتونم یه کمکی به فکرات بکنم
01:14حتما باید ولیه اصلی شو ببینم
01:16خواهش میکنم این کارو نکنین
01:19فکرات خیلی مدرسه رو دوست داره
01:22مدرسه رو دوست داره؟
01:23اگه دوست داشت که این کارارو نمیکرد
01:25ولی همه یه دوست های فکرات اینجان؟
01:28به دخترتون افتخار کنین
01:29هم دختر اجتماعی هم درسخون
01:31هر روزم که میگذره نوبرهاش بهتر از قبل میشه
01:36آینده این مجده خیلی روشنه
01:38به باباش رفته
01:40مجده مثل یه میوه میمونه
01:44که برای ببار نشستنش
01:45سالها زحمت کشیدیم استاد
01:48هیچ وقت ازش چشبر نداشتیم
01:52یه لحظه تناش نساشتیم
01:53وقتی میرفت به خوابه من و مادرش
01:56کتاب برمیداشتیم میرفتیم
01:58بالا سرش میشستیم
01:59میخوندیم تا به خوابه
02:01آفرین
02:03کاش همه یه اولیا مثل شما مزبول بودن
02:05هی کاش
02:07کاش زودتر با هاتون عشق شده بودم
02:09دره هی کاش
02:12ببین دخترم
02:13چون بزرگتر بالا سرتون نیست
02:15باید وارد عمل بشم
02:16باید به مسئولین خبر بدم
02:19یکی باید بیاد به شما برسه
02:21اینجوری نمیتونیم ادامه بدین
02:23ولی آقای مدیر ما
02:25یعنی من مثل خوهرش نیستم
02:27جای مادرشم
02:29هم براش پدری میکنم هم مادری
02:31خب اگه به مسئولین بگین
02:34فکرتو از همون میگیرن
02:36لطفاً این کارو نکنی
02:37متاسفم ولی هیچ کاری از دستم بر نمیان
02:40بیا تو
02:42منو ببخشید دیر کردم
02:45این جلسه مگه تموم میشد
02:47چه خبر رحمت
02:50سلامتی
02:51سلام آقای مدیر
02:52سلام
02:52من باریش اصلا نامزده فیلیس
02:54باش امدیم
02:55با آقای مدیر گفتی؟
02:59چیو؟
03:00این که میخوایم هزانت بچه ها رو بگیریم دیگه
03:03به زودی جشن عروسیمونم برگزار میکنیم
03:06اگه وقت داشته باشین حتما تشریف بیارین
03:08خیلی خوشحال میشیم
03:09بعد از این که عروسی رو برگزار کردیم
03:10قانونن هزانت بچه ها رو هم به اخته میکریم
03:13بله خوب
03:14نیازی نیست به مسئولین گزارش بدین آقای مدیر
03:17ما بعد از این که عروسی کردیم
03:19میریم سراغ کارهای قانونی
03:20خیلی دیره
03:21نمیشه
03:23این تر مجده توی درس ریازی پیشرفته خیلی خوبی داشته
03:31چون شبا من باش کار میکنم خانون
03:36واقعا؟
03:36رشته فارقا تحصیلیتون چیه؟
03:39منو فعل کنین
03:42بچه همون از همه مهمترن
03:44مهم آینده اوناست
03:46مهم چیز اوناست
03:48خوشبختی اوناست
03:49خب
03:51این همه بچه تو سطح شهر آوارن
03:57برای چی؟
03:58چون پدر مادره بیمسئولیتی دارن
04:00تفلکی ها رو فعل میکنن به حال خودشون
04:02اونام چی کار کنن
04:03تفلکی های مظلو میخوانن
04:04یه جوری اپس زندگیشون بر بیانن
04:06خرج زندگیشون رو در بیانن
04:07باید هرچه زودتر
04:10افراد متخصص و وضعیت فکرت جسیدگی کنن
04:12آقای مدیر مگه استاد راه نما نداره؟
04:15استاد راه نما داره
04:16ولی آخرین بار
04:17یه موش مرده گذاشه تو کیفش
04:19زن بیچاره دیگه نمیخواد فکرتو ببینه
04:24ولی آقای مدیر
04:27یکم به ما زمان بدین
04:29فیلیز
04:31کافیه
04:37وای وای وای وای وای وای وای
04:41این اکس باید مربوط به قهرمانی سال 47 باشه نه؟
04:46اون وسطی هم فوتبالیست افثانهی تیمه
04:49من بد جوری طرفتار تیمه فنرباخچم
04:58ببخشید یه و وسط صحبتتون نظرم و جمعه
05:00بگذاریم
05:01من برای مراحل قانونی بهتون خبر میدم
05:03قولی که کورای تو جام جهانی سال 54 رو یادتون میاد
05:07کیه که یادش نیاد؟
05:09بله
05:09لباس تیمه اون مسابقه رو دارم
05:14جدی میگین؟
05:15بله
05:15پدر خدابیامورزم ارتباط نزدیکی باشتش
05:18ارسو میراس درست سابی برام نزاش
05:20ولی این خودش به خیلی چیزایی دیگه میارزه
05:22لباس تیمه فوتبالیست افثانه ایمون
05:25اونم امزا شده
05:28امزا شده؟
05:29بله
05:29میتونیم پنج دقیقه تنها صحبت کنیم آقای مدیر؟
05:38بله
05:38بفرمید
05:39بیرون منتظر باش عزیزم الان میام
05:48بله جناب مدیر
05:53چیشا چیزی نشده باید سب کنیم
05:56به نظر دستپسش برمیاد
06:03حتما برمیاد
06:04تو اون مسابقه کل یک سرم
06:06خوش با حالتون
06:08چقدر خوششانس این شما
06:09کاش منم میتونستم تو اون مسابق باشم
06:12همچنین
06:13نفس کشیدم تو اون روزا و اون حال هوا
06:17همراه با تیم فنرباشه خیلی لذت داره
06:19واقعا حرف نداره
06:20خدا بیا مارز فوتبالیست خیلی خوبی بود
06:22خیلی خیلی
06:24جناب مدیر
06:28یه مدت به این فکر بودم که لباسه و به یه خیریه ببخشم
06:33به فکرش بودم
06:35ولی الان فکر میکنم اگه یه نفر لایقه اون لباس باشه
06:40اون یه نفر نمیتونه کسی باشه به جز شما
06:44خیلی ممنوع وقتتون بخیر
06:53چی شد
06:55چیزی نشد ردیفش کرد
06:57چطوری
06:58گفت به بار و دستی ها گذارش نمیکنه
07:00ولی گفت آخرین باره
07:01شنیدی فکرد؟
07:02خیلی ممنون
07:03شنیدی فکرت؟
07:06گوشاتو باز کن
07:07بخش
07:09آها
07:10راستی مجبوری با من استواج کنی
07:13پای آینده بچه ها در میریم
07:15آها فقط به فتر آینده بچه ها
07:17اولاق بازم قصر در رفتی ها
07:19با من خیلی ترسیده بودم
07:21خیلی ممنون خیلی لطف کردیم
07:23از آشنایتون خیلی خوشحال شده
07:25منم همینطور خونم
07:26اولین بار بعد از مدتها با پدری مثل شما آشنای میشم
07:30آف فقط داریم سعی میکنیم
07:33لایق بچه هامون باشیم
07:35بابا
07:38ایوای
07:46اینجا چی کار میکنین؟
07:50چی شد؟ این از مدتسه بیرون کردن ها؟
07:53نه بیرون نکردن
07:55نه که بهت گفتن بیرون نمیکنن
07:59نمیتونن بیرون کنن
08:01فقط بلدن بلوف بزنن
08:02بسر
08:03شت
08:03تا هم یکم عوصف جم کن
08:05ای زردر
08:09خوب حالا که با من کاری ندارین میرم
08:13بعدم میبینم اتون
08:15بلشکو نزیزم خودمون به این خوبی حرف زدیم
Comments